سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
دوشنبه 27 آذر 1396
  • شهادت آيت الله دكتر محمد مفتح، 1358 هـ ش - روز وحدت حوزه و دانشگاه
1 ربيع الثاني 1439
    Monday 18 Dec 2017
      در جدال با دنیا، یار دنیا باش. فرانتس كافكا

      دوشنبه ۲۷ آذر

      چشم زَخم تو

      شعری از

      سید امیر سلیمانی

      از دفتر افسانه نوع شعر قصیده

      ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۱ شهريور ۱۳۹۶ ۱۴:۴۸ شماره ثبت ۵۸۶۲۷
        بازدید : ۱۰۸   |    نظرات : ۱۸

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر سید امیر سلیمانی

      افسانه ام شدی ،ماه شبم شدی
         در بی کران غم ، شمع رَهَم شدی
      خواهد که قلب من سوی تو پر کشد
         پروانه ای شود ، آتش به جان کشد
      بی فکر و ذکر تو ، بالم نمی پرد
         شاید که قلب من بی تو نمی تپد
      حِسَت کنم همی ، بی این حواس پنج
        من می کِشم همی ،در دوری تو رنج
      در رسم عاشقان ، لیلی من تویی
        لیلی کم سخن,شیرین بیان تویی
      مَدهوش مستیم ،در شوق دیدنت
           مَردود هستیم، وقت رسیدنت
      افسون شدم هنوز با چَشمِ زَخم تو
         آتش کشد به جان آن چشم سرد تو
      آنگه که می رسی شاید نِگَه کنی
        بر قلب خسته ام شاید نظر کنی
      قلبم نمی زند وقتی نبینمت
        نبضم نمی زند بی شوق دیدنت
      پس کوش،بیا بین تو دل خسته من را
        بعدش تو به آتش بکش این خرمن غم را
      شاید دِگران هیچ ندانند چه حالم
         افسون شو و مرهم بکش این عالم غم راخندانک
      ۵
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      پنجشنبه ۲ شهريور ۱۳۹۶ ۱۲:۳۵



      آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
      آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
      پنجشنبه ۲ شهريور ۱۳۹۶ ۱۶:۱۷
      عباسعلی استکی(چشمه)
      عباسعلی استکی(چشمه)
      پنجشنبه ۲ شهريور ۱۳۹۶ ۱۸:۵۱
      درود گرامی
      دلنوشته زیباست
      حسن بذرگری(آیین نیشابوری)
      حسن بذرگری(آیین نیشابوری)
      پنجشنبه ۲ شهريور ۱۳۹۶ ۰۹:۳۰

      آخر همه افسانه این خاک
      از خاک بودیم- شدیم برخاک
      سید امیر سلیمانی
      سید امیر سلیمانی
      پنجشنبه ۲ شهريور ۱۳۹۶ ۱۱:۱۵
      ممنون از شما شاعر بزرگوار
      ارسال پاسخ
      نیره ناصری نسب
      نیره ناصری نسب
      پنجشنبه ۲ شهريور ۱۳۹۶ ۱۱:۰۹

      درود بر سید بزرگوار جناب سلیمانی گرامی
      قلمتان همچنان توانا
      پایدار باشید و بمانید
      سید امیر سلیمانی
      سید امیر سلیمانی
      پنجشنبه ۲ شهريور ۱۳۹۶ ۱۱:۱۶
      تشکر بسیار بابت الطاف بی نهایت شما
      ارسال پاسخ
      نیلوفر (دختر پاییز)
      نیلوفر (دختر پاییز)
      پنجشنبه ۲ شهريور ۱۳۹۶ ۱۷:۲۶
      درود...عالی بودافسانه ام شدی ،ماه شبم شدی
      در بی کران غم ، شمع رَهَم شدی
      خواهد که قلب من سوی تو پر کشد
      پروانه ای شود ، آتش به جان کشد
      بی فکر و ذکر تو ، بالم نمی پرد
      شاید که قلب من بی تو نمی تپد
      حِسَت کنم همی ، بی این حواس پنج
      من می کِشم همی ،در دوری تو رنج
      در رسم عاشقان ، لیلی من تویی
      لیلی کم سخن,شیرین بیان تویی
      مَدهوش مستیم ،در شوق دیدنت
      مَردود هستیم، وقت رسیدنت
      افسون شدم هنوز با چَشمِ زَخم تو
      آتش کشد به جان آن چشم سرد تو
      آنگه که می رسی شاید نِگَه کنی
      بر قلب خسته ام شاید نظر کنی
      قلبم نمی زند وقتی نبینمت
      نبضم نمی زند بی شوق دیدنت
      پس کوش،بیا بین تو دل خسته من را
      بعدش تو به آتش بکش این خرمن غم را
      شاید دِگران هیچ ندانند چه حالم
      افسون شو و مرحم بکش این عالم غم را
      سید امیر سلیمانی
      سید امیر سلیمانی
      جمعه ۳ شهريور ۱۳۹۶ ۲۰:۵۷
      ممنونم
      ارسال پاسخ
      سینا دژآگه
      سینا دژآگه
      پنجشنبه ۲ شهريور ۱۳۹۶ ۱۷:۵۶
      سلام و غرض ادب بزرگوار
      سروده ی زیبا و موزونی ست.
      احسنت

      اما کاش در قوافی و انتخاب قالب اگر متمرکز تر بودید،بهتر بود.
      در ضمن مرهم اگر به معنای دوای زخم باشد،با "ه" نوشته می شود.
      پیروز باشید
      سید امیر سلیمانی
      سید امیر سلیمانی
      جمعه ۳ شهريور ۱۳۹۶ ۲۰:۵۷
      سپاس فراوان از تذکر اصلاح شد
      ارسال پاسخ
      لیلا باباخانی (سما الغزل )
      لیلا باباخانی (سما الغزل )
      جمعه ۳ شهريور ۱۳۹۶ ۱۸:۵۹
      سلام بزرگوار
      بسیار هم عالی
      در قوافی دقت بفرمایید
      شب با ره
      من تویی
      بیان تویی
      و ....
      ابیات اخر هم از وزن خارج شده گویا برای شعری دیگر بوده که به انتهای شعر افزودید.
      سرافراز باشیدد
      سید امیر سلیمانی
      سید امیر سلیمانی
      جمعه ۳ شهريور ۱۳۹۶ ۲۱:۰۰
      سلام پیدا کردن کلمات مناسب با معنی خاص برام سخته یکم دیگه ببخشید
      این 2 بیت اخرم از جای دیگه نیمده یهویی به ذهنم رسید نتونستم عوضش کنم ببخشید البته بهتر بود به جای عالم غم همون حال نزارم می ذاشتم حداقل قافیه اخرش بهتر می شد

      ببخشید من تو زندگیم شعر خاصی نگفتم
      ارسال پاسخ
      سیدابراهیم میری ((سید))
      سیدابراهیم میری ((سید))
      جمعه ۳ شهريور ۱۳۹۶ ۲۰:۳۳
      درود
      قلمتان نویسا
      سید امیر سلیمانی
      سید امیر سلیمانی
      جمعه ۳ شهريور ۱۳۹۶ ۲۱:۰۱
      ممنون لطفتان مستدام
      ارسال پاسخ
      علی رفیعی  ( امید )
      علی رفیعی ( امید )
      شنبه ۴ شهريور ۱۳۹۶ ۰۰:۳۱
      سلام و درود حضور سید جلیل القدر
      بسیار زیبا سروده اید
      موفق و پیروز باشید





      اله یار خادمیان(صادق)
      اله یار خادمیان(صادق)
      شنبه ۴ شهريور ۱۳۹۶ ۰۷:۱۴
      درود و سلام بر شما احسنت طیب الله همیشه به روز و بهروز و
      پیروز باشی
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      شنبه ۴ شهريور ۱۳۹۶ ۱۷:۲۸
      .


      درود ها


      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی
      آموزش و نقد شعر
      نظرات
      مشاعره
      کاربران اشتراک دار
      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.