سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
يکشنبه 29 مهر 1397
  • روز صادرات
12 صفر 1440
    Sunday 21 Oct 2018
      شیفتگی آن است که چشمان زنی را دوست بدارید ،بی آنکه رنگ آنرا بیاد آورید.گوته

      يکشنبه ۲۹ مهر

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      اعتراف
      ارسال شده توسط

      عبدالله خسروی (پسر زاگرس)

      در تاریخ : سه شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۷ ۱۰:۱۳
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۰۱ | نظرات : ۱

      آدمها بد یاد گرفتیم وقتی دچار مشکل میشویم خدا و دیگران را مقصر بدانیم در حالیکه حتما اشتباه زندگی کردیم که دچار زیان شدیم .. از بچگی بعضی ها با زبان خدا با همه ما حرف زدند و خودشان زمینی زندگی کردند و همین شد که خیلی ها شبیه من زبان مردم شدند و برای گذران زندگی چشممان به آسمان بود .. مدت های زیادی و از چند فصل هم گذشته یک پای زندگیم همیشه لنگ میزند و من بجای اینکه راهم را عوض کنم چشم انتظار دیگران و گاه خدا هستم .. سرنوشت و تقدیر و حکمت را خودمان رقم میزنیم .. آنها که پشت این آیه ها ما را به صبر و توکل میخوانند خودشان هیچوقت پشت چراغ های قرمز زندگی گیر نیفتاده اند .. من سالهاست که با قلمم از درد و رنج مردم مینویسم آنقدر با چشم و فکرم دنبال دیدن درد دیگران و احساس کردن رنج آنها بودم از خودم و زندگیم غافل شدم و اینگونه شد همیشه مجروح و زخمی زندگی و رفتار میکنم .. چند وقتی میشود تعداد معدودی از هموطنان بخاطر اینکه همیشه از درد می نالم و مینویسم و پست فروش فایل آثارم را بارها در گروهها تکرار میکنم ناخواسته و بدون تحقیق حرف های ناروایی زدند و بقول خودشان من سواستفاده میکنم از قلمم .. هموطن در مورد خدا خیلی حرف ها زدند که ما عادت کردیم مدام به آسمان نگاه کنیم اما این را همه قبول داریم خدا شاهد تمام اعمال ماست و بازخورد بد رفتار ما در دنیا توسط دست خدا یعنی همان طبیعت به خود ما برخواهد گشت .. من نزدیک به پنج ساله گرفتار زندگی میکنم و دچار مشکلات هستم و مدام نگران سرمای فردا هستم و از سردی امروزم مینویسم .. وقتی خوب فکر میکنم خدا و دیگران هیچ تقصیری ندارند من خودم اشتباه فکر کردم و بد زندگی کردم .. صادقانه بگم من پول درآوردن را اصلا بلد نیستم ..آنقدر فکر و ذهنم را درگیر شعر و نوشتن کردم از خودم و اطرافم و حتی جامعه غافل ماندم .. الان هر چند وقت یکبار که کم میارم و امیدی به طرافم ندارم سریع پست فروش آثارم را میگذارم و به همین خاطر هموطنان فکر می کنند من سواستفاده میکنم و البته تقصیری ندارند چون مدت هاست به نالیدن من عادت کردند و من بهشان حق میدم اما باور کنید وقتی پست فروش میزارم حتما تمام راهها بروم بسته شده هموطن و خدا شاهد است هیچوقت قصد استفاده ندارم و دروغ هم نگفتم .. اما قبول میکنم روش من اشتباهه . نباید از دیگران انتظار داشته باشم بار من را به دوش بکشند چون خودشان بار زندگی شان را به دوش دارند .. اعتراف میکنم خوب زندگی کردن را بلد نیستم و سالها گول این حرف ها و نظرات و پیامها را در دنیای مجازی خوردم که مدام نوشتم و دیگران نظر دادند قشنگ نوشتی و من در خیالی خام از مشکلات زندگیم غافل نوشتم .. کاش بجای قشنگ نوشتن یاد میگرفتم زیبا زندگی کنم و بجای نوشتن مدتی رنج می کشیدم تا اکنون آسوده زندگی میکردم و با فراغ بال از عاشقانه ها و امید برای مردم مینوشتم .. این پست نیست بلکه اعتراف یک نویسنده به اشتباه زندگی کردن خودش است ..
      از دفتر : درددل
      نوشته : عبدالله خسروی (پسرزاگرس)

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۸۸۶۳ در تاریخ سه شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۷ ۱۰:۱۳ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      مهناز اکبری یگانه
      سه شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۷ ۱۶:۵۲
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی
      آموزش و نقد شعر
      نظرات
      مشاعره
      گفتگوی کارگاهی
      کاربران اشتراک دار
      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      ورود به کارگاهها
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.