سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
دوشنبه 31 ارديبهشت 1397
    8 رمضان 1439
      Monday 21 May 2018
        شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقانِ

        دوشنبه ۳۱ ارديبهشت

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        از پیرمرد عاقل و حکیمی پرسیدند:
        ارسال شده توسط

        علی کارگر( پیرو)

        در تاریخ : سه شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۶ ۰۳:۲۱
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۵۷ | نظرات : ۳

         
        از پیرمرد عاقل و حکیمی پرسیدند:
        از عمری که سپری نمودی چه چیزی را یاد گرفتی؟
        پاسخ داد:
        *یاد گرفتم*
        که دنیا قرض است باید دیر یا زود پس بدهیم
        *یاد گرفتم*
        که مظلوم دیر یا زود حقش را خواهد گرفت.
         
        *یاد گرفتم*
        که دنیا ی ماهر لحظه ممکن است تمام شود اما ماغافل هستیم.
        *یاد گرفتم*
        که سخن شیرین ،گشاده رویی وبخشش سرمایه اصلی ما در زندگیست.
        *یاد گرفتم*
        که ثروتمند ترین مردم در دنیا کسی است که از سلامتی، امنیت وآسایش بهره مند باشد.
        *یاد گرفتم*
        کسیکه جو را می کارد گندم را
        برداشت نخواهد کرد.
        *یاد گرفتم*
        که عمر تمام می شود اما کار تمام نمی شود.
        *یاد گرفتم*
        کسیکه می خواهد مردم به حرفش گوش بدهند باید خودش نیز به حرف آنان گوش دهد.
        *یاد گرفتم*
        که مسافرت کردن وهم سفره شدن با مردم بهترین معیار ودقیق ترین راه برای محک زدن شخصیت ودرون آنان است.
        *یاد گرفتم*
        کسیکه مرتب می گوید: من این می کنم وآن می کنم تو خالی است و نمی تواند کاری انجام دهد.
        *یاد گرفتم*
        کسیکه معدنش طلا است همواره طلا باقی می ماند بدون تغییر،
        اما کسیکه معدنش آهن است تغییر می کند وزنگ می زند.
        *یاد گرفتم*
        تمام کسانیکه در گورستان هستند همه کارهایی داشتند وآرمانهایی داشتند که نتوانستند محقَق گردانند.
        *یاد گرفتم*
        که:بساط عمرو زندگیمان رادردنیا طوری پهن کنیم که درموقع جمع کردن دست پایمان را گم نکنیم.

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۸۵۹۲ در تاریخ سه شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۶ ۰۳:۲۱ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        مونس ارجمندی
        سه شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۶ ۱۱:۳۴
        احمد خدادادی دهکردی
        سه شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۶ ۱۹:۱۴
        درودبراستادپیرو عزیزوبزرگوار عالی بود مطالبی که
        عرضه فرمودید احسنت
        رعنا بهارلویی  تخلص باغبان
        چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۶ ۰۷:۳۶
        درود برشما
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی
        آموزش و نقد شعر
        نظرات
        مشاعره
        گفتگوی کارگاهی
        کاربران اشتراک دار
        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        ورود به کارگاهها
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.