سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
چهارشنبه 27 دی 1396
  • شهادت نواب صفوي، طهماسبي، برادران واحدي و ذوالقدر از فداييان اسلام، 1334 هـ ش
2 جمادى الأولى 1439
    Wednesday 17 Jan 2018
      كشتی در ساحل بسیار امن تر است، اما برای این ساخته نشده است. پائولو كوئیلو

      چهارشنبه ۲۷ دی

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      و تنها عشق
      ارسال شده توسط

      مجید خوش خلق سیما

      در تاریخ : ۶ روز پیش
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۴۲ | نظرات : ۰

      دنیا بر اساس عشق یزدانی بنا گشته است . عشقی کامل و مقدّس بر اساس مهر اهورایی با نشانه هایی ملموس و قابل مشاهده با علایمی خاص که در ساختار خلقت و فراهم ساختن بستری سرشار از امکانات لازم و کافی و نعمت و برکت های فراوان برای همه تیره ها و گونه ها به شکلی خاص برای هر موجود بصورت یکسان و نیز برای همه نیازهای مادی و معنوی آنان پدید آمده است که زمینه را برای رشد و تکامل خلایق ، هر یک در سطوح پیش بینی شده و مخصوص به خود فراهم میسازد ، خدا عشق را به هیچ کس و هیچ چیز به شکلی خاص ارزانی نداشت خدا عشق را برای همه به معنای واقعی کلمه آفرید آنچنان که خورشید را که بر جان و جماد و نبات  بتابد و ابر را که ببارد و باد را بوزد و درخت را که ثمر دهد... این نشانه ایست برای من که عشق ورزیدنی نیست عشق آفریدنی است نه برای کسی نه برای چیزی ، عشق آفریدنی است بی هیچ نام و نشانی که اما و اگر و شرط و شروط عشق را ضایع و اعتبار آن را ساقط می کند . رسیدن به معنای عشق درجه بالایی از شناختِ مهر پروردگاری به موجودات و هستی از سوی انسان می باشد و هر چه درک و شناخت واقعی انسان نسبت به این لطف پروردگاری افزون تر گردد (درحدِّ ممکن) خلوص در رسیدن به جایگاه عشق آفرینی به عنوان یک وظیفه و قدرشناسی و سپاسگزاری در قبال لطف ایزدی در انسان وسعت گرفته و شکل واقعی تری به خود میگیرد .عشق نیرویی است توانمند که قابلیت آن را دارد که به عنوان هدفی مشترک انسانها را به زیر سقفِ تفاهم و توافق کشاند و باعث تحرکِ افزون تر و رشد و شکوفایی و بالندگی هر چه بیشتر برای هر انسان گردد. همچنان که در نوع زمینی آن که در بین انسانها معروف گشته است درجه ای از محبت مابین دو جنس مکمل است که احساس نیازی شدید را برای قرار گرفتن در یک سقف مابین این دو انسان به وجود می آورد که این امر از شناخت خصوصیاتِ فردی مابین این دو اتفاق می افتد و این دو انسان به این امر واقف می گردند که انعطاف پذیری لازم و قابلیت کافی مابین آنان وجود دارد که هر دو بتوانند خود را برای رسیدن به یک سقف و زندگی مشترک محیا و آماده دارند که تصمیم به نزدیکی بیشتر و زندگی در کنار یکدیگر می گیرند تنها نکته مهمی که در ابتدا لازمه شروع حرکت آنها در مسیر یک عقد و پیمان دائمی است ، عشق میان این دو می باشد و وقتی به مفهوم آن توجه می نمایم به این نتیجه خواهم رسید که عشق درجه ای نهایی و قوی از محبّت و دوستی و خواستن و تصمیم برای رسیدن به یک هدفِ مشخصِ آگاهانه و خردمندانه و بزرگ است که دو انسان را متقاعد می نماید که هر یک سلایق شخصی خود را با کمک هم و به نفع یکدیگر در اقدامی متقابل به اندازه ای همسان و همتراز و برابر نمایند که به اشتراک نظر نائل گردند به شکلی که به هیچ یک و به هیچ قیمت لطمه ای سخت و آسیبی دشوار وارد نیاید و فضایی که برای هر دو قابل تحمل باشد و زندگی مشترک عاشقانه آنها که با ایثاری قابل ستایش و گاه گذشتن فداکارانه از بسیاری از عزیزترین خواسته های آنها برای رسیدن به یکدیگر پایه ریزی گشته است با تلاش و اقدامی مقدّس و زیبا شکل گیرد و تا هنگامی که این ایثار و گذشت و عشق و پایبندی به اصول مربوط به عشق با اقتدار کامل(پایبندی و پافشاری بر اصول مشترک به هر قیمتی) که در ابتدا حاکم بر زندگی این دو می بوده است بدون توجه به مداخلات ذهنی و معادلات و حسابرسی های جدایی افکن و فاصله انداز خودخواهانه و خود بینانه و خود پسندانه و تقابل های ستیزه جویانه و یا استبدادگرانه و دیکتاتور مأبانه و شرایط اختلاف برانگیز و دلسردکننده و دلزدگی های بازدارنده و یکنواختی هایِ روزمره که به مرور زمان به سراغ یک زندگی طبیعی و عادی و بین این دو خواهد آمد و به تلقین سلیقه و نظرات شخصی و عقاید سلطه جویانه و اقدام به تغییر دادن یکدیگر به نفع خود که یک تجربه شکست خورده در مسیر زندگی بوده و خواهد بود و ثمری جز درد و تنش و عذاب و جنگ و درگیری مداوم و از دست دادن فرصت های کامجویی و کامروایی و رشد و بالندگی و پیشرفت که باید در سایه عشق پدیدار گردد و نیز در نهایت جز جدایی (روحی و روانی یا فیزیکی ) نخواهد داشت در زندگی برقرار باشد ، آن زندگی هم زیبا و در سایه یک تفاهم و مناسباتی قابل احترام ادامه پیدا خواهد نمود که این اتفاق در سایه عشقی واقعی و ایثارگرانه و خالی از اما و اگر و شرط و شروط و سیاست های خودمحورانه و محاسبات و معادلات و حسابرسی های ناصادقانه برای رسیدن به یک هدف مشترک مابین دو نژاد ، دو زبان و گویش ، دو دین و مذهب و یا در دو انسان با دو ملیت مختلف و متفاوت هم قابل شکل پذیرفتن است گو اینکه نمونه های زیادی از این نوع زندگی های مشترک را با خصوصیات شخصی متفاوت و اختلافات نژادی و گویشی و مذهبی بین دو انسان اتفاق افتاده است و یا در راه رسیدن به یک هدف علمی ، اجتماعی ، زیست محیطی و هنری و یا هر رشته ای با تعریف مشخص و شناخته شده بینِ مللِ مختلف با سلایق شخصی متفاوت برای دست یابی به یک هدف بزرگ و مشترک بدون ورود به حریم خصوصی که هیچ ربطی به هدفِ مشترک آرمانی ندارد بین یک گروهِ انسانی در طولِ تاریخ شکل پذیرفته است که همکنون نیز قابل مشاهده می باشد. خاصیت عشق به عنوان یک نیروی هماهنگ و سازنده در هستی ایجاد و تشکیل همراهی و همبستگی و دوستی و نزدیکی و صمیمت و یکتنی به تمام معنا و به هر قیمت و تاوانی و برداشتن هر آنچیزی است که در بین روابط و مناسبات انسانی از دو تا چند نفر به هر میزان مانع و سد و دیوار و جدایی و تفرقه ایجاد می نماید.  عشق محیط امن و آرامی است که انسانها با همتراز کردن و همسان نمودن ایثارگرانه تمایلات و سلایق و علایق خود زمینه را برای یک همزیستی عاشقانه و بدور از مناقشات و درگیریها و اختلافات پدیدار می سازند و زمینه را برای یک زندگی مشترک و بدور از خودخواهی ها و خودمحوری ها و خودرأیی ها فراهم میسازند . عشق بستر مساعد و مناسبی است برای شکفتن و روئیدن و رشد و بالندگی و درجه نهایی از محبت است (نزدیک به نشانه های اهورایی) که انسان را ایجاب می کند تا به سمت و سوی دوستی و صمیمیت و همدلی و همراهی بی قید و بند گام بردارد و بسوی سعادت و صلحی جاوید به پیش راند . من هرگز عشق را با کردار نیکو نخواهم سنجید و یا با توجه در روابط اجتماعی و نیاز انسان به توجه از سوی همنوعان که امری مسلم و بسیار ضروری است که البته می توان گفت که این موارد نیز به نظر بنده درجه ای از محبت است. کردار نیکو محدود و با عیار محاسبه و مقیاس ارزیابی و در چهارچوبی معین به انجام می رسد و عشق آفریدن و خلق وضعیتی است بدون در نظر گرفتن هیچ معیار و عیار سنجشی خودخواهانه و منفعت جویانه در قبال انجام وظایف انسانی - اخلاقی و یا در قاموس محبت در رویایویی انسان با جامعه انسانی خود در هر وسعتی که برای او قابل به دسترسی است که می تواند محدوده کوچک خانوادگی او را در بر گیرد و یا دامنه آن وسیع تر باشد و در درجاتِ بزرگ آن بدور از تبعیضات نژادی و جنسیتی و اقلیمی و فرهنگی و مرزی و ملیتی و در هدفی فراتر بدور از تفاوت در گونه های وجودی در عالم هستی است که چه مستقیم و چه غیر مستقیم منافع و فواید و تأثیرات آن تمام هستی را بر زمین در بر گیرد.

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۸۵۳۰ در تاریخ ۶ روز پیش در سایت شعر ناب ثبت گردید
      آموزش و نقد شعر
      نظرات
      مشاعره
      گفتگوی کارگاهی
      کاربران اشتراک دار
      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      ورود به کارگاهها
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.