سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
يکشنبه 6 خرداد 1397
    14 رمضان 1439
      Sunday 27 May 2018
        شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقانِ

        يکشنبه ۶ خرداد

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        هشتمین دوره ی مسابقه ی سایت ادبی شعر ناب
        ارسال شده توسط

        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)

        در تاریخ : شنبه ۲ دی ۱۳۹۶ ۰۴:۰۳
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۵۰۷ | نظرات : ۱۱۸

        به نام حق
        سلام و عرض ادب و احترام به عزیزان و دوستان سایت شعر ناب.
        با اجازه از استادان ارجمندم،جناب احمدی زاده و بانو عجم گرانقدر،هشتمین دوره ی مسابقات سایت شعر را ناب را با محوریت اعتیاد آغاز می کنیم.
         
        ژولیده جامه ای،دربند خود نبود
        در کوچه های شهر،هی دود پشت دود
         
        چشمان بسته اش،گهگاه میپرید
        دنبال بی کسی،مردانه میدوید
         
        نایی نمانده بود،در زانوان او
        درگوشه ای خمار،درآن هزارتو
         
        دستی به قرص و نخ،در دیگری سرنگ
        مردی نشسته است،در کوچه های تنگ
         
        یک روز صبح زود،یکجا نشسته بود
        تاری تنید مرگ،بر رشته ی وجود
         
        بادست اعتیاد،مردی که شد تباه
        در روزنامه ها،خطی کج و سیاه
         
        نامش نوشته بود،در قابِ داغ ها
        یک سرگذشت تلخ،در کوچه باغ ها
        /ا.تنها/
         

        از عزیزان خواهشمندم،جهت شرکت در مسابقه طبق روال آثار خود را در پایین همین پست به صورت کامنت مرقوم فرمایند.
        - حداکثر آثار ارسالی دو اثر می باشد.
        - عزیزان لطف فرمایند برای ارسال شعر،از زدن تیک نقد جدا خودداری کنند،به این جهت که در هنگام بازبینی آثار از هم گسیختگی پیش نیاید.
        در ضمن جوایز طبق روال همیشگی به صورت ذیل می باشند:
        - نفر اول، سه ماه اشتراک سایت شعر ناب
        - نفر دوم،دو ماه اشتراک سایت شعر ناب
        - نفر سوم،یک ماه اشتراک سایت شعر ناب
        پیشاپیش از همه ی عزیزانم تشکر میکنم.
        قربان همه ی خوبان
        یاعلی

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۸۴۵۴ در تاریخ شنبه ۲ دی ۱۳۹۶ ۰۴:۰۳ در سایت شعر ناب ثبت گردید
        ۶۷ شاعر این مطلب را خوانده اند

        فکری احمدی زاده(ملحق)

        ،

        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)

        ،

        ونداد عیسا

        ،

        موسوی

        ،

        سینا دژآگه

        ،

        مجتبی شفیعی (شاهرخ)

        ،

        حمیدنوری(احمد)

        ،

        علی صادقی

        ،

        علی میرزایی( هیچکاک)

        ،

        جمیله عجم(بانوی واژه ها)

        ،

        احمد خدادادی دهکردی

        ،

        نیره ناصری نسب

        ،

        موسی عباسی مقدم

        ،

        مجید خوش خلق سیما

        ،

        ابوالحسن انصاری (الف رها)

        ،

        عباسعلی استکی(چشمه)

        ،

        جواد کریمی

        ،

        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)

        ،

        عبادی بابی

        ،

        مهناز نصیرپور (بانوی فصلها)

        ،

        رعنا بهارلویی تخلص باغبان

        ،

        يدالله عوضپور آصف

        ،

        رسول محمدی(خیال)

        ،

        حسین حسن پور

        ،

        محمد پازوکی

        ،

        رسول فتوحی (شکست)

        ،

        سمانه باقرزاده

        ،

        سامان ایرانی

        ،

        آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)

        ،

        محسن نادری(نادری)

        ،

        سیده سورنا رخشا

        ،

        وحید سلیمی بنی

        ،

        مهدی صادقی مود

        ،

        داریوش آقایی

        ،

        سلیمان حسنی(حامی)

        ،

        امیر اصفهانی(دلقک)

        ،

        مستانه دادگر (ماهور)

        ،

        مهران اسدپور

        ،

        رسول چهارمحالی(ساقی)

        ،

        مدیر ویراستاری

        ،

        منوچهر مجاهدنیا

        ،

        اسفندیاری (سیاوش)

        ،

        لـــــــــــــــیلا رنجبران

        ،

        اسماعیل علیخانی

        ،

        احمد ابراهیم زاده

        ،

        محمد نوری

        ،

        کوه

        ،

        عمادالدین صفائی(صاد)

        ،

        معصومه خرم بخش

        ،

        مجید مقصودی

        ،

        بهمن جاجی حسینی

        ،

        سیداحمدسیدصالحی لنگرودی

        ،

        فاطمه

        ،

        نجمه طوسی (تینا)

        ،

        علی بهارمست

        ،

        هنری داودیان

        ،

        مهتاب ایزدسرشت(مه)

        ،

        علیرضا سلامی(خسرو)

        ،

        علی اسماعیلی

        ،

        فاطمه گودرزی

        ،

        عليرضا حكيم

        ،

        واو بافرانی

        ،

        محمد علی آدم پیرا

        ،

        حسن کریمی

        ،

        مریم باغ شیرین(فاطمه)

        ،

        محمدعلی رضاپور(مهدی)

        ،

        علی اصغر رضایی مقدم

        نقدها و نظرات
        سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق)
        سه شنبه ۵ دی ۱۳۹۶ ۰۳:۵۳
        با سلام درود احتراما به عرض می رسانم هدایای این بزرگواران عزیز به حساب کاربریشان واریز گردید مبارکشان باشد
        جای دارد از تمامی شرکت کنندگان عزیز و بخصوص از مدیریت این صفحه مبارک جناب رمضانی عزیز تشکر و قدردانی نمایم و به همین مناسب هدیه ناقابل دوماه اشتراک سامانه شعرناب تقدیم حضورشان گردید درود خدا بر شما باد
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        سه شنبه ۵ دی ۱۳۹۶ ۰۸:۴۹
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        سه شنبه ۵ دی ۱۳۹۶ ۰۸:۵۲
        سلام بر شما سرور ارجمند جناب فکری عزیز
        شرمنده فرمودید.
        ممنونم از شما
        یاحق/
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        دوشنبه ۶ آذر ۱۳۹۶ ۱۵:۳۲
        باسلام وخسته نباشید به ابوالفضل عزیز وتشکرصمیمانه ازاین شاعرجوان که پست مسابقه ی سایت ادبی ناب رابه خوبی مدیریت می کنندوبازهم یک موضوع اجتماعی مهم را انتخاب کرده که این روزها بسیاری ازخانواده های ما به نوعی درگیراین معضلند....
        همچنین خوش آمد می گم خدمت تمام شما دوستان عزیزو بزرگوارم
        وبرای اینکه زیاد صفحه شلوغ نشه ازخوش آمدگوییهای تک به تک خود داری می کنم.....
        امیدوارم که همه ی دوستان بازهم مثل همیشه مارایاری کنند
        منتظر اشعارخوبتان هستیم ان شااله که خداوند قبول کنه ازهمه ی ما که کاری هم ازدستممون برنمیاد جزهمین نوشتن وبزرگ نمایی دردها و همراهی وهمدلی بیشتر شاید که دست مهربانی پیداشد شاید دلی بیدارشد وکمک کردبه حل این معضل اجتماعی دردناک .....
        من هم یه ترانه دارم که درواقع ازنگاه یک معتاد خیابانی گفتمش که فقط ازجهت همراهی بادوستان اینجا قرارمی دمش .....
        خسته شدم ازاین روزا
        ازاین همه دلواپسی
        دس اندازای زندگی
        ازتنهایی وبی کسی
        کسی نمونده همدمم
        ازخودمم خسته شدم
        دنیام شده عین قفس
        یه مرغ پربسته شدم
        دلم گرفته ازخودم
        ازسختیای سرنوشت
        چراخدا واسه ی من
        دنیا رو اینجوری نوشت
        خیابونا که خونه نیست
        آواره وسرگشته ام

        توی خودم شکسته ام
        آی ادما آی آدما
        آسمونم رنگ نداره
        مثل من بی سرپناه
        هیچکی دل تنگ نداره
        لابلای کثافتا
        هی دردارو سرمی کشم
        کی باشه ازاین همه غم
        خلاص شم وپربکشم
        منم می خوام ادم باشم
        مثل تموم آدما
        انگاری اما نمیشه
        درکم نمی کنین چرا
        منم مثل شما بودم
        آی ادما ای آدما
        یه اشتباه منو کشوند
        یواشکی به این روزا
        آی آدما آی ادما
        که توی زندگی گمین
        شاهداین سیاهی و
        قصه ی تلخ مردمین
        خسته شدم ازاین روزا
        ازاین همه دلواپسی
        دس اندازای زندگی
        ازتنهایی وبی کسی

        جمیله عجم (بانوی واژه ها)ثبت شده دروبلاگ شخصی وسایت شعروترانه...

        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        چهارشنبه ۸ آذر ۱۳۹۶ ۱۳:۱۶
        سلام ب استادعزیزم
        سپاس گزارم لطف دارید
        انشالله در کنار شما

        شعرتان هم بسیار زیبا بود...
        ارسال پاسخ
        آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
        آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
        چهارشنبه ۸ آذر ۱۳۹۶ ۱۹:۲۰
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        سه شنبه ۷ آذر ۱۳۹۶ ۰۶:۵۹
        درود

        سپاس که باز هم موضوعی ناب را به مسابقه گذاشتید.

        برقرار باشید.
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        چهارشنبه ۸ آذر ۱۳۹۶ ۱۰:۱۲

        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        چهارشنبه ۸ آذر ۱۳۹۶ ۱۳:۱۸
        سپاس از شما
        استاد ارجمندم
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        دوشنبه ۴ دی ۱۳۹۶ ۱۸:۵۹
        پایان هشتمین دوره ی مسابقات سایت ادبی شعر ناب/

        به نام حق/
        سلام خدمت عزیزان و بزرگواران سایت ادبی شعرناب.
        سپاس گزارم از سرور ارجمند جناب احمدی زاده ی عزیز و استاد گرانمهر،بانو عجم بزرگوار بابت ایجاد بستری مناسب جهت برگزاری هشتمین دوره ی مسابقات با محوریت اعتیاد.
        اعتیاد مسئله ایست که در حال حاضر دامن گیر جامعه شده است و خانواده های زیادی را به تباهی کشانده.
        امید آنکه این معضل پتیاره روزی رخت از این خاک بربندد.
        با اجازه از همه ی عزیزان و بزرگواران پایان این دوره از مسابقات را اعلام میکنم.
        جوایز نفرات برتر همانطور که پیش تر اعلام شد به شرح ذیل است:
        نفر اول: سه ماه اشتراک سایت ادبی شعر ناب
        نفر دوم :دو ماه اشتراک سایت ادبی شعر ناب
        نفر سوم :یک ماه اشتراک سایت ادبی شعر ناب

        اسامی نفرات برتر به زودی اعلام خواهد گردید.
        در پناه حق/
        نیره ناصری نسب
        نیره ناصری نسب
        دوشنبه ۴ دی ۱۳۹۶ ۱۹:۰۹
        سپاس از شما و بانو عجم بزرگوار
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        دوشنبه ۴ دی ۱۳۹۶ ۲۱:۴۲
        اعلام اسامی نفرات برتر هشتمین دوره ی مسابقات سایت شعر ناب

        سلام و عرض ادبی دوباره خدمت بزرگواران و سپاس از همه ی عزیزان شرکت کننده.
        بسیار خرسندم که بار دیگر در خدمت دوستان و بزرگواران سایت شعر ناب بودم و ممنونم از عزیزان که با شعر های زیبایشان این درد ها را به خوبی به تصویر می کشند. انشالله که باشند و بسرایند.
        همچنین مجددا سپاس گزارم از سید عزیز جناب فکری احمدی زاده ی گرانقدر و ممنونم بابت زحمات بی دریغشان.
        نفرات برتر این دوره به شرخ ذیل می باشند:
        نفر اول:
        جناب آقای علی صادقی

        نفر دوم:
        جناب آقای مجتبی شفیعی(شاهرخ)

        نفر سوم:

        جناب آقای موسی عباسی مقدم

        بانو نیره ناصری نسب

        به امید روزگاری بدون معضل اعتیاد..
        قربان همه ی خوبان
        یاعلی
        علی   صادقی
        علی صادقی
        دوشنبه ۴ دی ۱۳۹۶ ۲۳:۰۴
        سلام ورض ادب

        ممنون همه عزیزان وبزرگواران ومدیریت محترم سایت شعر ناب هستم
        اشعار همه عالی بودند
        بیش از ده بار هرکدامشان را خوانده ام
        همه دوست داریم که این معضل اجتماعی ریشه کن گردد .انشا الله
        ارسال پاسخ
        سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق)
        سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق)
        سه شنبه ۵ دی ۱۳۹۶ ۰۳:۵۳
        با سلام درود احتراما به عرض می رسانم هدایای این بزرگواران عزیز به حساب کاربریشان واریز گردید مبارکشان باشد
        جای دارد از تمامی شرکت کنندگان عزیز و بخصوص از مدیریت این صفحه مبارک جناب رمضانی عزیز تشکر و قدردانی نمایم و به همین مناسب هدیه ناقابل دوماه اشتراک سامانه شعرناب تقدیم حضورشان گردید درود خدا بر شما باد
        ارسال پاسخ
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        سه شنبه ۵ دی ۱۳۹۶ ۰۸:۳۴
        با سلام و احترام
        و با تشکر از شما و جناب فکری
        و تبریک به دوست عزیزم اقای صادقی و بانو ناصری و جناب عباسی مقدم
        از اینکه بزرگواری میکنید و نوشته های نا قابل بنده را مورد لطف قرار میدهید بی نهایت سپاس.
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        سه شنبه ۵ دی ۱۳۹۶ ۰۸:۴۶

        درودابوالفضل عزیز
        خسته نباشی
        تبریک عرض می کنم به این دوستان
        وسپاسگزارم اززحمات شما برادرخوبم
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        سه شنبه ۵ دی ۱۳۹۶ ۰۸:۵۱
        سلام به همه ی عزیزان..
        اختیار دارید وظیفه است.
        پاینده و سربلند باشید.
        مبارک باشد
        نیره ناصری نسب
        نیره ناصری نسب
        سه شنبه ۵ دی ۱۳۹۶ ۱۲:۴۶
        بسیار سپاسگزارم از لطف همگی شما
        پاینده و سربلند باشید
        ارسال پاسخ
        نیره ناصری نسب
        نیره ناصری نسب
        سه شنبه ۵ دی ۱۳۹۶ ۱۲:۴۶
        سپاس استاد بزرگوارم
        عیسی نصراللهی
        دوشنبه ۶ آذر ۱۳۹۶ ۰۳:۰۴
        دنیا چه قشنگ است اگر بَنگ نباشد
        بر شعرِ کَجَم، قافیه یِ لَنگ نباشد
        یک شب،دلم از آینه یِ کودکِ من گفت:
        هرگز دلت از بَهرِ دِلم تَنگ نباشد ؟



        بداهه_ عیسی نصراللهی
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        چهارشنبه ۸ آذر ۱۳۹۶ ۱۰:۱۱

        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        چهارشنبه ۸ آذر ۱۳۹۶ ۱۳:۱۷
        درود برشما
        زیباست
        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        عیسی نصراللهی
        دوشنبه ۶ آذر ۱۳۹۶ ۱۲:۰۰
        شبِ زشتِ نخوابیدن
        شبی با لهجه یِ اَلکَن

        کرَک،شیشه، مفاعیلن
        دوباره مرزِ نالیدن

        شبی با دیوِ عصیانی
        شبی در دامِ شیطانی

        شبی با طبلِ توخالی
        شبی آوار و ویلانی

        برو ای خاطرات بد
        کسی مرگم رقم میزد؟

        هَزَج،اَخرَب،نیاسودن
        گریز از باغِ آویشَن

        مفاعیلن مفاعیلن
        مفاعیلن مفاعیلن

        هنوزم هم باورم هست که
        شبی در خاطرم هست که:

        تو از آفاق می گفتی
        از آن اخلاق می گفتی!

        برو ای مردِ سیگاری
        تو از جانم چه می خواهی؟




        بداهه_ عیسی نصراللهی



        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        چهارشنبه ۸ آذر ۱۳۹۶ ۱۰:۱۱

        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        چهارشنبه ۸ آذر ۱۳۹۶ ۱۳:۱۷
        درود برشما
        زیباست
        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        عیسی نصراللهی
        دوشنبه ۶ آذر ۱۳۹۶ ۱۲:۰۵
        سلام برادر

        شعرهایِ ارسالی رو برایِ مسابقه نفرستاده ام
        یعنی کلا جهت مسابقه نمیفرستم
        گفتم شاید قدمی برایِ دوری از این موضوع خانمانسوز برداشته باشم

        دستت هم درد نکنه
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        چهارشنبه ۸ آذر ۱۳۹۶ ۱۰:۱۱

        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        چهارشنبه ۸ آذر ۱۳۹۶ ۱۳:۱۷
        دست شما درد نکنه..لطف میکنید
        عزیز هستید
        ارسال پاسخ
        علی   صادقی
        دوشنبه ۶ آذر ۱۳۹۶ ۱۳:۲۸
        سلام وعرض ادب...

        بد نام ترین نام برای من و توست

        ناکام ترین کام برای من وتوست

        در جامعه ، اعتیاد و معتاد شدن ؛

        گسترده ترین دام برای من وتوست

        علی صادقی
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        چهارشنبه ۸ آذر ۱۳۹۶ ۱۰:۱۱

        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        چهارشنبه ۸ آذر ۱۳۹۶ ۱۳:۱۷
        درود برشما
        زیباست
        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        عیسی نصراللهی
        دوشنبه ۶ آذر ۱۳۹۶ ۱۷:۳۱
        شبی در من طلوع کرده بود
        شبی تنها
        میانِ بازوانِ نارَسِ فردا
        این سپیده_بازخوردِ فصلِ مه گرفته یِ کدامین بهار میبایست؟
        شبِ
        تابشِ انارهایِ سرخِ دیرین است
        شَبَهِ انزوایِ خطوطِ ممتدِ باغچه ی آسوده
        شبی
        شَبَهی در من طلوع خواهد کرد




        بداهه_ عیسی نصراللهی
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        چهارشنبه ۸ آذر ۱۳۹۶ ۱۰:۱۲

        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        چهارشنبه ۸ آذر ۱۳۹۶ ۱۳:۱۸
        درود برشما
        زیباست
        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        مجید خوش خلق سیما
        دوشنبه ۶ آذر ۱۳۹۶ ۲۰:۰۰
        درود بی پایان خدمت اساتید محترم و فعال و متعهد .. سپاس از انتخاب های زیبایتان که آسیب های اجتماعی را به تصویر می کشد... دست نوشته ای ناقابل صرفا جهت همراهی ..
        ترانه : مرد کنار جاده
        مردِ کنارِ جاده ، حالش خیلی خرابه.
        تمومِ روزگارش ، توهّمه ، سرابه.
        یه روزی روزگاری ، واسه خودش یلی بود.
        نگا نکن به حالاش ، تویِ سرا سری بود.
        یه زخمِ تلخ وُ کاری ، همش اونو می رنجوند.
        نشون نمی داد ولی ، دنیا اونو می ترسوند.
        یه خوره تویِ روحش ، اَمونشو می برّید.
        سکوتشو می دیدید ، تو خلوتش می غرّید.
        چیزی نبود بتونه ، دردشو کاهش بده.
        راهی نبود واسه اون ، بخواد نجاتش بده.
        غولِ سیاهِ افیون ، پنجه به سادگیش زد.
        هزار تا خطِ ناجور ، تو نقشِ زندگیش زد.
        تو رو خدا رهگذر ، روتو ازش نگردون.
        اگه بهت نگاه کرد ، دستتو روش بچرخون.
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        چهارشنبه ۸ آذر ۱۳۹۶ ۱۰:۱۲

        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        چهارشنبه ۸ آذر ۱۳۹۶ ۱۳:۱۸
        درود برشما
        زیباست
        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        مجید خوش خلق سیما
        دوشنبه ۶ آذر ۱۳۹۶ ۲۰:۰۸

        هنوزم مانده ام آنجا ، در آن بیدادِ ماتم زا.
        پُر از دردم ، پُر از پرسش ، من عمری می زنم درجا.
        پس از آن ضربه یِ کاری ، هوایم گشته بیماری.
        شکستم از بن و ریشه ، خزیدم کنجِ بیزاری.
        من از یک سیلِ غارتگر ، شدم بی پشت وُ بی سنگر.
        رها شد کشتیِ عمرم ، بدونِ مقصد وُ لنگر.
        تف وُ لعنت به نیشِ مار ، کُند هر آنچه تن را خوار.
        شوَد نسلِ قفس باطل ، وَ هم سازنده یِ دیوار.
        نماند در زمین ایکاش ، نشان از ریشه یِ خشخاش.
        چه خوب از آدمی افتد ، تناور لکّه یِ اوباش.
        رسد آیا که یک روزی ، نباشد میلِ خودسوزی.
        ز آزادی رسد انسان ، به خطِ سبزِ پیروزی.
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        چهارشنبه ۸ آذر ۱۳۹۶ ۱۰:۱۲

        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        چهارشنبه ۸ آذر ۱۳۹۶ ۱۳:۱۸
        درود برشما
        زیباست
        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
         موسی عباسی مقدم
        سه شنبه ۷ آذر ۱۳۹۶ ۰۹:۰۰
        با سلام پست خوبیست
        آدم نشئه در این دنیا ندارد حاصلی
        این جهان حاصل چه خواهداز اسیر وازولی
        لیک محتاج کمک هستند این افتاده ها
        کیست در دنیانکرده یاری پا در گلی
        بداهه
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        چهارشنبه ۸ آذر ۱۳۹۶ ۱۳:۱۸
        درود برشما
        زیباست
        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        یدالله عوض پور آصف
        سه شنبه ۷ آذر ۱۳۹۶ ۱۷:۱۸
        جناب استاد رمضانی درودبرشما
        پست بسیار بجا و شایسته ایست
        بی شک یکی از معضلات بسیار بزرگ اجتماع کنونی همان معضل اعتیاد است
        امید است برسد روزی که از جامعه ای بری از هرگونه اعتیاد برخوردار باشیم
        حقیر نیز به سهم خود کوشش می کنم سروده در این مورد آماده نمایم
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        چهارشنبه ۸ آذر ۱۳۹۶ ۱۰:۱۲
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        چهارشنبه ۸ آذر ۱۳۹۶ ۱۳:۱۹
        حتما درخدمتتان خواهیم بود استاد آصف عزیز
        خیلی ممنونم
        ارسال پاسخ
        کامران موسوی
        چهارشنبه ۸ آذر ۱۳۹۶ ۰۵:۰۷
        سلام و عرض ادب خدمت دوستان

        انبوه انهدام بود
        اما
        خواهرم
        رادیو را اگر باز کند
        موج ویرانی
        به جای پریشانی موهایت
        به گوش می رسد

        کامران موسوی
        آذر/96
        بداهه
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        چهارشنبه ۸ آذر ۱۳۹۶ ۱۰:۱۲

        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        چهارشنبه ۸ آذر ۱۳۹۶ ۱۳:۱۹
        درود برشما
        زیباست
        خوش آمدید
        ارسال پاسخ
        محسن نادری(نادری)
        چهارشنبه ۸ آذر ۱۳۹۶ ۲۲:۵۷
        درود بر شما



        یاد دارم
        خانه ای بس سوت و کور
        درجوار خانه ما بود و مرد
        گوییا
        طوفان اهریمن رسید
        خانه و کاشانه از جا کند و برد
        خانه ای که روز را شب می نمود
        جای شادی در محیط سرد آن خانه
        غم و اندوه بود

        مادری که همسرش معتاد بود
        ضرب و شتم و فحش هم آزاد بود
        روز و شب حقا که می خوردند سیر
        بچه های خانه غم
        مادر کتک!
        نان تازه با عسل در خواب می خوردند شب!
        روز اما در حقیقت با کپک!

        ساعت هفت شب یکشنبه پنج مهرماه
        آخرین تزریق مردی بی وفا
        در خانه ای از غم پر و از اشک و آه
        بی نشاط و سرد با سقفی سیاه
        شد برای مادر و فرزند ها پایان راه
        مادری ماند و دو فرزند یتیم و بی کس و بی سرپناه...

        کاش عبرت می شد این گفتار ها
        کاش می شد گل نبیند چشم حیران خار را
        کاش می شد...
        کاش می شد...

        محسن نادری
        آذر 96
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۱:۴۶
        درود بر شما
        بسیار زیباست
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        يکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۶ ۲۱:۱۷

        ارسال پاسخ
        علی   صادقی
        پنجشنبه ۹ آذر ۱۳۹۶ ۱۱:۰۸
        آنکه می گوید خودش را ساخته
        در حقیقت زندگی را باخته

        شب به حالِ ناخوشش تا نصف شب
        از سر بی عقلیش پرداخته

        پیشِ ناکس ، رفته و با التماس
        خویشتن را در هچل انداخته

        مرکبِ بد خُـلقیش را کرده زین
        بر عیال وبچه هایش تاخـــته

        خوابِ سنگین ، روزها ، تا لنگِ ظهر
        طبلِ بی عاری ... چنین بنواخته

        اعتیادِ لعنتی را تا به حال
        آدم ِمعتاد هم ، نشناخته

        علی صادقی
        آبان ۹۶
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۱:۴۶
        درود بر شما
        بسیار زیباست
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        يکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۶ ۲۱:۱۷

        ارسال پاسخ
         سورنا رخشا (سورنا بانو)
        پنجشنبه ۹ آذر ۱۳۹۶ ۱۵:۵۵
        دسته گلی ڪه پدر به آب داد
        تا بند نافمان،شڪوفه ڪرد
        خانه مان را باختیم
        همان روزی ڪه پدر
        سیگار را به لانه ی لبش برد
        اعتیادِ مردِ خانه مان
        آردش را روی موهای مادر ریخت
        و الکش را آویخت بر گردن ما
        بجای سینه ریزهای طلایی که فروخته شد
        همه ما خسته ایم
        شاید روزی پدر هم خسته شود
        و خستگی را از تن همه مان دربیاورد....
        #سورنارخشا
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۱:۴۶
        درود بر شما
        بسیار زیباست
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        يکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۶ ۲۱:۱۶

        ارسال پاسخ
        وحید سلیمی بنی
        پنجشنبه ۹ آذر ۱۳۹۶ ۱۶:۱۷
        سلام ابوالفضل جان
        موفق باشی
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۱:۴۷
        سلام استاد عزیزم
        سلامت باشید.
        بازمزاحم میشم
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        يکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۶ ۲۱:۱۶
        ارسال پاسخ
        مهدی صادقی مود
        پنجشنبه ۹ آذر ۱۳۹۶ ۱۹:۲۰
        سلام و خسته نباشید جناب رمضانی گرامی
        شعری در این موضوع ندارم
        هدف عرض خدا قوت بود

        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۱:۴۸
        سلام بر استاد طناز
        سپاس گزارم از حضورتان...

        چقدر حیف
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        يکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۶ ۲۱:۱۶
        ارسال پاسخ
        مهدی صادقی مود
        پنجشنبه ۹ آذر ۱۳۹۶ ۱۹:۲۱
        شعرهای دوستان هم همه قشنگ و به به
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۱:۴۸
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        يکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۶ ۲۱:۱۵
        ارسال پاسخ
        رعنا بهارلویی  تخلص باغبان
        پنجشنبه ۹ آذر ۱۳۹۶ ۲۲:۰۶
        با سلام و خسته نباشید خدمت اساتید محترم مهربانو جمیله عجم و استاد جوان
        با قلمی ناب و توانمند جناب رمضانی گرامی؛ بنده هم در خصوص معضلی که دامنگیر کشور و پیر و جوان وزن ومردمان شده موضوعی آماده کردم که اصلا به پای شعرهای شعرای بزرگی که دراین پست شعر ارسال کرده اند نمی رسد ؛ ولی از سر وظیفه و حس مسئولیت ودر حد بضاعت خود خدمت شما ارائه می کنم ؛ که البته موضوع شعر در مورد خانواده ای می باشد که می شناختم

        موضوع اعتیاد ( نوع شعر آزاد)


        روزی؛ زن و مردی ؛ بس مهربان

        با پسرانی کوچک و خوش زبان

        در زندگی ؛ کم و کسری نبود

        رضایت و شادی و هم شور بود

        مرد ؛ پر تلاش و کاری و کارگر

        زن ؛ راضی از زندگی و یاریگر

        روزها می گذشتند ؛ پشتِ سرِ هم

        بچه ها بزرگ شدند ؛ هر دو با هم

        پسرها شدند ؛ پنج یا شش ساله

        نبود ؛ پدر آن مرد هر ساله

        مرد ؛ روز به روز ؛ بد اخلاق و بیکار شد

        در خانه ؛ کلافه و بیقرار شد.....

        مادر ؛ از همه جا ؛ بی خبر بود....

        پدر ؛ معتاد شد و بی ثمر بود ...

        آن خانه ؛ که پر نور و فروغ بود

        دیگر تاریک و پُر ز دروغ بود...

        شبها که دیر می آمد ؛ به خانه

        سست و منگ بود و پر از بهانه

        زن را به بادِ کتک می گرفت...

        مادر ؛ بچه ها را کمک می گرفت

        مرد ؛ دیگر کار گری نمی کرد....

        معتاد بود و هیچ کاری نمی کرد

        از دیوار ؛ خانه بالا می رفت...

        شده بود ؛ دزد و هر جا می رفت

        پدر ؛ کارتن خواب و ولگرد شد

        مادر ؛ دست فروشی پر درد شد

        عاقبت ؛ کار او به زندان کشید....

        زن ؛ فرزندان را تنها به دندان کشید

        یا رب ؛ بِکَنْ ؛ ریشه ی اعتیاد... ..

        که زندگی را می دهد بر باد.... ..

        زیر و رو ؛ می کند ؛ کانونِ عشق را

        می برد ؛ مهر و می کُشد ؛ صدق را

        96/9/8
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۱:۴۸
        سلام برشما
        اختیار دارید...
        بسیار هم زیبا
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        يکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۶ ۲۱:۱۵

        ارسال پاسخ
         موسی عباسی مقدم
        موسی عباسی مقدم
        پنجشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۶ ۲۰:۱۵
        خیلی شعر روان وخوبی بود بانو بهارلویی گرامی
        ارسال پاسخ
        سلیمان حسنی(حامی)
        جمعه ۱۰ آذر ۱۳۹۶ ۱۰:۵۰
        زمان دگرگونی

        دگرگون‌گشته‌ام‌بعدازچهل‌سال
        چودیدم لطفِ‌حق‌درحدِّ اکمال

        تمامِ عمر، بیهــوده هدر شد
        چو باغِ زندگانی بی‌ثمر شد

        به ایامِ جـوانی گر چو حالا
        نبــودم غافـــل از باریتعالی

        تمامِ  بوستـــانم  باروَر بود
        چراغِ اعتقـادم‌شعله‌وَر بود

        مرید و بنده شیطان،نبودم
        کنون،شرمنده یزدان نبودم

        خداوندا عطاکن جسمِ‌پاکم
        بدونِ لطفِ تو،یارب، هلاکم
        تقدیم به شما،به ذهنم چندبیتی رسید.
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۱:۴۹
        درود بر شما
        بسیار زیباست
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        يکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۶ ۲۱:۱۵

        ارسال پاسخ
        سلیمان حسنی(حامی)
        جمعه ۱۰ آذر ۱۳۹۶ ۱۱:۰۶
        سلام بردوستان مهربانم:خوشحالم که توفیق زیارت اساتیددراینجابه دست آمدازدوست گرامیم سپاسگزارم برای این مطلب،۲بیت دراین موردبه ذهنم رسیدتقدیم حضورتان:
        تَنَت درگیر و فکرت غرقِ آن شد
        چودرجسمِ تومستی میهمان شد
        نــــــــداری طاقتِ فقـــــــــــــــــدانِ او را
        که واجب،حُرمتش برمیزبان شد
        !!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        شنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۶ ۱۱:۴۹
        سلام برشما
        همچنین بنده خوشحال افتخار هموندی با حضرتعالی را دارم.
        بسیار زیباست،دوبیتیتان
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        يکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۶ ۲۱:۱۵

        ارسال پاسخ
        رعنا بهارلویی  تخلص باغبان
        يکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۶ ۱۴:۱۵
        با سلام خدمت استاد مهربانو جمیله عجم و جناب استاد رمضانی بزرگوار
        سروده ایی نیمایی در موضوع اعتیاد خدمت شما بزرگواران ارسال می کنم
        امید وارم که این سروده ها مثمر ثمر واقع گردد

        اعتیاد (نیمایی)

        زن ها و مرد های معتاد
        در کوچه های تنگ و باریک
        درپس کوچه و بیغوله های تاریک
        می نشینند ؛ چند تایی با هم
        سرنگ را تقسیم می کنند بین هم
        هر کدام داستانی دارد با خود
        قصه و غصه ی پنهانیِ خود
        با لباس هایی ژنده و دست و صورتِ سیاه
        با موهایی ژولیده ؛ کمری خمیده و بی پناه
        هر شب می خوابند در پارک و بلوار ؛ زیر نور ماه
        در شب های زمستانی با پتوی چرک و پاره پارهِ راه راه
        تنها و بی کس و رانده شده از خانه در شامگاه
        صبح امروز در طلوع خورشید بیدار نشد یکی از آنها
        مثلِ دیگر معتادان ماشین شهرداری ؛ بردش از سرِ راه
        رفت در خاک با تمام خاطراتش ؛ چه زیبا چه سیاه

        96/9/9
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        يکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۶ ۲۱:۱۴
        درودبانوجانم
        ممنونم ازهمراهی زیبایتان
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        يکشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۶ ۱۹:۲۷
        درود برشما
        بسیار زیباست
        ارسال پاسخ
        نیره ناصری نسب
        سه شنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۶ ۱۹:۴۸
        خنده ها یادش رفت
        پشت کوه های خواب زدگان
        لحظه ها در خون و سرنگ
        نگرانی از التهاب و توفان
        پدر دستی نداشت
        نوازش در فراموشیست
        دود و آجر قلبها
        چهره در خمار بی کسیست
        لال شد زبان بی غیرتی
        حرف ها فاتحه خواند
        دروغ های او در نشئگیست
        می فروشد دنیایش را
        با ذره ای شیشه و تریاک
        یادش رفت روزگار خواند
        پایان گمشده این خوراک
        حسرت ها به خواب رفت
        جسمی بی روح و خالیست
        در میان آتش اعتیاد
        دنیای معتاد غریبانه گریست

        درود بر شما ابوالفضل خان گرامی
        با سپاس از همه تلاش بیکران شما و خواهر ارجمندم بانو عجم عزیز
        برای عرض ادب و همراهی شما چند خطی را نوشتم
        امیدوارم نواقص آن را ببخشید
        سربلند و پایدار باشید
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        يکشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۶ ۱۹:۲۵
        درود برشما
        بسیار زیباست
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        پنجشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۶ ۱۰:۲۹

        ارسال پاسخ
        سینا دژآگه
        چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۶ ۲۰:۱۶
        سلام و عرض ادب ابوالفضل عزیزم
        خدا قوت و خسته نباشید
        امیدوارم که محفل این مسابقه هم چون ماه پیش گرم باشد.
        استاد عجم بزرگوار از شما هم سپاسگزارم

        یاعلی/
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        يکشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۶ ۱۹:۲۶
        انشالله که شما هم شرکت کنید

        ممنونم
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        پنجشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۶ ۱۰:۲۹

        ارسال پاسخ
         موسی عباسی مقدم
        پنجشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۶ ۲۰:۴۷
        سلام بر همگی
        خداوندا چرا مثل همیشه
        ندارم بنگ با تریاک وشیشه
        چرا باید به زیر پل بخوابم
        مریضم کن که تا بلکل بخوابم
        چرا از آدمای بی زنم من
        همیشه بی سرنگ وسوزنم من
        چرا پولی ندارم در بساطم
        همیشه بی غذا ولات وپاتم
        خداوند ابده یک ذره مرگم
        بکش بابرف وسرما یا تگرگم
        بداهه ادامه دار

        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        يکشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۶ ۱۹:۲۵
        درود برشما
        بسیار زیباست
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        پنجشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۶ ۱۰:۲۹

        ارسال پاسخ
         موسی عباسی مقدم
        پنجشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۶ ۲۰:۵۹
        مرا از ابتدا زررد آفریدند
        کنار منقلی فرد آفریدند
        شدم سرما زده در روز جاری
        نمود آب دماغم بی قراری
        به هرجا سر کشیدم توی بشکه
        خوراک من ولی شد نان خشکه
        خدایا نشئه امشب روزیم کن
        به زیر پل دوباره قوزیم کن
        بداهه

        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        يکشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۶ ۱۹:۲۵
        درود برشما
        بسیار زیباست
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        پنجشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۶ ۱۰:۲۹

        ارسال پاسخ
         موسی عباسی مقدم
        جمعه ۱۷ آذر ۱۳۹۶ ۱۸:۱۹
        چرا یار من بی کس کسی نیست
        به رویم یک پتوی اطلسی نیست
        پدر مادر که از من قهر کردند
        برایم زندگی را زهر کردند
        مرا انداختند از خانه بیرون
        شدم آواره توی شهر تهرون
        دگر بامن کسی سازش ندارد
        به شلوارم تناب وکش ندارد
        خداوندا نجاتم ده از این درد
        از این شیشه از این تریاک ازاین گرد



        علی   صادقی
        علی صادقی
        شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۶ ۱۹:۳۰
        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        يکشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۶ ۱۹:۲۶
        درود برشما
        بسیار زیباست
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        پنجشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۶ ۱۰:۲۹

        ارسال پاسخ
         موسی عباسی مقدم
        جمعه ۱۷ آذر ۱۳۹۶ ۱۸:۲۵
        بلای خانمان سوز است تریاک
        کند یک مرد را از آبرو پاک


        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        يکشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۶ ۱۹:۲۶
        درود برشما
        بسیار زیباست
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        پنجشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۶ ۱۰:۲۹

        ارسال پاسخ
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        يکشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۶ ۱۷:۰۷
        سلام
        بسیار بسیار خوشحالم از خواندن شعر های زیبای شما دوستان و عزیزان شعر ناب در این صفحه
        و با تشکر از این تزریق شور و انرزی که شما و اقای فکری و بانو عجم در این سایت فراهم میکنید .امیدوارم که همیشه سالم باشید و سر حال و خوشحال
        شعر ارسالی ام کمی سیاه است با عرض معذرت از خوانندگان عزیز.
        ...............

        بوی نم می اید.
        شیشه پنجره تاول دارد.
        دود اول برود
        فحشها بعد بیایند داخل.
        کام های سرطانی زغال
        زاغ دودی چقدر جلد فضای خانه ست.
        همه چیز میچرخد.
        می خوابم.....
        ...
        وای چشم تو هنوزم ابی است.
        دست دلواپس من
        عمق زیبا شدنت
        طپش قلب و سلام
        همه اینجا هستند.
        چقدر کوتاه است...هق هق خواب شما درامروز..
        ...
        دست سرخ منقل.
        خلط دارم امشب.
        نعشه گی دور سرم می چرخد.
        سرخیت را بردار
        عاشق زردی سر پا هستم.
        انتخابات چقدر نزدیک است.
        پول و کوه و دریا
        همه را باید خورد.
        دست دیوار اتاق از سر من خسته شده.
        باز هم می خوابم....
        ...
        :رقص و دلواپسی و شرم ... سلام.
        می خندی.
        :خسته ام .میدانی ؟:
        می خندی .
        :اخرین دیدار است .
        و تو می خندی باز
        ...
        به کلاغ شک دارم.
        بوی دیوار گرفته پرهاش.
        چقدر اینجا دود است.
        یک سرنگ
        غرق هوای تازه
        خواب انگار دوباره امد....میخوابم.
        ...
        چقدر پر حرف است مگس بی ناموس.
        لیز خورده پایش.
        همه چیز می چرخد.
        به کلاغ شک دارم.
        شک کردم.
        شک دارم.
        چشم را میبندم....
        ...
        بوی نم
        بوی جسد می اید
        .
        .
        و به یک شاخ نبات
        فاتحه میخوانند
        .........
        ممنون از تمام دوستان
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        يکشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۶ ۱۹:۲۶
        سلام خوش آمدید
        درود برشما
        بسیار زیباست
        ارسال پاسخ
        نیره ناصری نسب
        نیره ناصری نسب
        يکشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۶ ۲۰:۰۱
        ارسال پاسخ
         موسی عباسی مقدم
        موسی عباسی مقدم
        دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۶ ۰۹:۰۵
        سلام استاد شفیعی عزیز چه شعر زیبایی بود لذت بردم از خواندش تصویرها بکر ونقاشی شده
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        پنجشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۶ ۱۰:۲۸

        رعنا بهارلویی  تخلص باغبان
        چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ ۱۷:۰۸
        باسلام و خسته نباشید سروده ای دیگر در باب اعتیاد تقدیم می کنم حضور اساتید محترم


        درد جگر سوزی اعتیاد ؛ بر تو فریاد

        سوختی جگر وخانه ها را دادی برباد

        چقدر نالند ؛ مادر و فرزندان و همسر

        از دست اژده های افیونی هفت سر

        آتش زدی بر کانون عشق و محبت

        دود شد اعتماد و غیرت وصدق و همت

        بیدار شو از این همه سیاهی و ظلمت

        تن را بشوی از اعتیاد و شو سلامت

        دور شو ازتباهی و بشنو این نصیحت

        که اعتیاد ؛ ندارد جز درد و رنج و زحمت

        بیا و نظری کن ؛ بر دور و بر خویش

        بینی که نداری خبری از همسر خویش

        عزیزانت همه گریان و پریشان......

        سرافکنده اند و خوار و انگشت نشان

        بیا و جان و تن را از مواد پاک کن

        همت کن و آن بدی ها رو در خاک کن

        جمع کن خانواده را دور و بر خویشتن

        تا به چشند لذت در عشق و مهر زیستن

        96/9/19
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        پنجشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۶ ۱۰:۲۸

        ارسال پاسخ
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        دوشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۶ ۱۱:۵۴
        ارسال پاسخ
        مجید مقصودی
        يکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۶ ۱۶:۲۱
        با درود


        سر خم که میکنی
        خم میشود جهان
        جان میدهد زمین
        خشکیده چون خزان
        هر دم که میزنی
        در باز دم خمی
        این زخم از رخت
        می شوید آدمی
        بیداری و ولی
        درخواب نشئگی
        ربت میان دست
        سر خم به بندگی
        بر هیچکس دمی
        این دم دمک مباد
        میمیرد هر دمش
        درگیر اعتیاد
        هر لحظه هر دمش
        در فکر خفتن است
        آری اعتیاد،
        مرگ شکفتن است
        مرگ تو و من است
        آتش به خرمن است
        میسوزد از حریق
        هر چه به خرمن است

        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        دوشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۶ ۱۱:۵۳

        درود برشما بسیار زیباست
        ارسال پاسخ
        مجید مقصودی
        مجید مقصودی
        سه شنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۶ ۰۲:۵۵
        درود بر شما
        سپاسگزارم
        مجید مقصودی
        يکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۶ ۲۱:۵۲
        خدمتتنون عارضم که از لحظه خواندن موضوع شاید حدود دو یا سه دقیقه تا پایان این تجربه زمان سپری شد. معمولا همیشه اینگونه نیستم ولی انگار قبل از خواندن مطلب جنابعالی این اثر در من سروده شده بود که با کمترین ویرایش این شد که میبینید. چون برای خودم شیرین بود گفتم با شما نیز درمیان بگذارم.
        شاد باشید
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        دوشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۶ ۱۱:۵۴
        زنده باشید
        سپاس از حضورتان
        ارسال پاسخ
        مجید مقصودی
        مجید مقصودی
        سه شنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۶ ۰۲:۵۶
        ممنونم از محبت جنابعالی
        مریم باغ شیرین(فاطمه)
        يکشنبه ۱۰ دی ۱۳۹۶ ۰۳:۴۱
        بوی ته مانده ی سیگار گرفته دستانش

        پاهایش بوی خستگی می دهد
        بوی فسردگی
        بوی ناکام آرزوهایی که
        جنس دود گرفته اند..
        هیچ شده اند
        میان خلسه ی بودن ونبودن
        مانده
        و
        هیچ دروغی چاره ساز درونش نیست
        اوخود رابه خودباخته است..
        به آرزوهای ناکامش
        به دستهایی که
        آه نداردباناله سودا کند
        آه که چقدر بین دم و بازدم هایش
        تیرگی موج میزند
        وبازهم سیگار
        پشت سیگار
        قصه تلخش این سپیده میشودتکرار


        پی نوشت:کاش یک نفر دست هایش رامیگرفت وآرزوهایش را درگوشش زمزمه میکرد.
        مریم باغ شیرین(فاطمه)
        يکشنبه ۱۰ دی ۱۳۹۶ ۰۳:۴۲
        بداهه بود همین
        امیدوارم اعتیاد ریشه کن شود.
        دیگرعرضی نیست نقطه
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی
        آموزش و نقد شعر
        نظرات
        مشاعره
        گفتگوی کارگاهی
        کاربران اشتراک دار
        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        ورود به کارگاهها
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.