سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
چهارشنبه 22 آذر 1396
    26 ربيع الأول 1439
      Wednesday 13 Dec 2017
        مذهب خدمت بزرگي به عشق نمود زماني كه آن را گناه ناميد.!! آناتول فرانس

        چهارشنبه ۲۲ آذر

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        راننده تاکسی
        ارسال شده توسط

        علیرضا مسافر

        در تاریخ : حدود ۱ ماه پیش
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۵۷ | نظرات : ۴

        __
        راننده تاکسی
        الو ...
        الو،سلام قربونت بشم..
        نخوابیدی هنوز؟!ناراحت بودم نکنه بخوابی ، نتونم ببینمت..
        دلم واست تنگ شده بود عزیزم..نخواب تا بیام ببینمت..
        من الان یه «مسافر» دارم،برسونمش بر میگردم...
        چند دقیقه قبل تر :
        داشتم از سر کار بر میگشتم..
        حدودا ساعت یازده بود..
        کارم زیاد بود و منم خیلی خسته..
        قبل از اینکه از خیابون گذر کنم،یه ماشین مدل بالا دیدم،رنگش زرد بود..
        دو نفر همسن من نشسته بودن داخلش و سیگار میکشیدن...
        توو دلم گفتم خوش به حالشون...
        مجبور نیستن واسه آرزو هاشون مثل من کار کنند
        از خیابون رد شدم..
        یه ماشین واسم بوق زد..
        اتفاقا اینم زرد بود..
        اما تاکسی..
        -مستقیم
        سوار شدم
        -سلام
        +سلام جناب
        +الو
        + الو،سلام قربونت بشم..
        +نخوابیدی هنوز؟!ناراحت بودم نکنه بخوابی ، نتونم ببینمت..
        دلم واست تنگ شده بود عزیزم..نخواب تا بیام ببینمت..
        -بفرمایید خانم
        هزار تومن کرایمو دادم
        +ممنون
        +سه روزه که نتونستم پسرمو ببینم،یا من سر کارم اون خونه،یا اون سر کار و دانشگاهه...
        +الان بغض داشتم که نکنه برم خونه خواب باشه..
        من ساکت و خسته به حرف هاش گوش میکردم و طبق معمول که دنبال بهانه ای برای غصه خوردن هستم،به این فکر میکردم چرا این خانم تا این وقت باید بیرون باشه و کار کنه ...
        -خانم..
        توروخدا مراقب باشید چه آدم هایی رو سوار میکنید..
        نامرد زیاده!
        +چشم پسرم
        -ممنون،هرجا راحت باشین پیاده میشم
        +بفرمایید...
        +من حتما حواسم هست به حرفی که زدی آقا..
        ولی قربون خدا برم...
        یازده ساله دارم این کا رو میکنم...! 
        علیرضا_مسافر

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۸۴۱۶ در تاریخ حدود ۱ ماه پیش در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        حدود ۱ ماه پیش
        عمادالدین صفائی(صاد)
        عمادالدین صفائی(صاد)
        حدود ۱ ماه پیش
        حسن بیات (میرزا)
        حسن بیات (میرزا)
        ۲ هفته پیش
        علیرضا مسافر
        علیرضا مسافر
        ۲ هفته پیش
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی
        آموزش و نقد شعر
        نظرات
        مشاعره
        کاربران اشتراک دار
        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.