سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
سه شنبه 21 آذر 1396
    25 ربيع الأول 1439
      Tuesday 12 Dec 2017
        مذهب خدمت بزرگي به عشق نمود زماني كه آن را گناه ناميد.!! آناتول فرانس

        سه شنبه ۲۱ آذر

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        سئوال
        ارسال شده توسط

        ملیکا نامداری

        در تاریخ : شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۶ ۰۱:۴۹
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۲۹۲ | نظرات : ۱۰

        در اتاق خود
        نشسته ام
        و
        سئوال دارم :
        چرا
        آدم ها
        مثل هم نیستند ؟
         
        نامداری

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۸۳۵۱ در تاریخ شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۶ ۰۱:۴۹ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        عباسعلی استکی(چشمه)
        جمعه ۲۸ مهر ۱۳۹۶ ۲۳:۲۹
        درود بانو
        متفاوت و زیباست
        علی غلامی
        علی غلامی
        شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۶ ۰۰:۴۱
        سلام
        خب سوالت سخته.و همه میخوانند و اکثرا در می روند.شاید همین هم بهترین راه حل باشد.....
        ولی شاید دلیلش این باشد که در کنار دریایی ناشناس ایستاده ایم که هنوز از خرافات و اساطیر تیره است و هنوز نمی دانیم چند جزیره خوشبختی در آن است و راههای رسیدن به آنها کدام است و چقدر تا آنجا فاصله داریم!
        برای همین هر کدام هم مجبور به تحمل رنج هایی می شویم که مشتقی از توابع حاصل از موهومات و اجبار از سوی گذشتگان است.هر کس قایقی بنام تربیت را ساخته سوار شده و دلخوش به نجات در موج زنان این دریا غوطه ور شده و آنکس که در قلعه موج است هراسناک و آنکه موج بر قبلی بر قایقش فرود آمده خیس و کسی هم که در قسمت مابین این دو نقطه قدری راحت تر و بالاخره هیچکس هیچکس را درک نخواهد کرد و مثل همدیگر هم نیستند!همه دایره می کشند اما هیچکس حاضر نیست تا بگوید دایره اش بیضی نیست!و......تا فردا هم بگویم دوباره هم دید ما مثل هم نخواهد شد!چون چشم ها نمی بینند بلکه این مغز است که می بیند!و چشم فقط عکس می گیرد و تحلیل در دیدن مغز است که می شود تفاوت!
        علی رفیعی  ( امید )
        علی رفیعی ( امید )
        شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۶ ۰۰:۴۷
        سلام
        استاد غلامی مشروحا" فکر کنم پاسخ شما رادادند.
        جسارتا" بنده یک نکته به ذهنم رسید و آن اینکه اگر قرار بود همه آدمها مثل هم باشند دیگر لزومی به وجود این همه آدم نبود و شاید خلقت همون حضرت آدم و حوا کفایت می کرد
        سمانه باقرزاده
        سمانه باقرزاده
        شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۶ ۰۵:۳۲
        سلام پريساي عزيز
        اصلا زندگي اجتماعي قشنگيش به همين تفاوتها هستش ديگه،وگرنه طبق فرمايش جناب رفيعي،ديگه همون آدم و حوا کفايت ميکرد
        ديگه نبينم بري توو اتاقت بشيني سوال در بياري ،ذهن مارو هم درگير کنيا
        کم پاييز حس درس و امتحاناتو زنده ميکنه که شمام رو زخممون نمک مي پاشي
        من عادتم بود هر سوالي که جوابشو بلد نبود پرانتز وا ميکردم براي معلممون مينوشتم به پاورقي مراجعه شود ،نميدوني چقد از همين شيوه نمره مي گرفتم
        آخه تعريف از خودم نباشه توو تموم سالهاي تحصيليم يکي يه دونه ي معلمامون بودم
        ادامه جواب به پاورقي مراجعه شود
        مهران ساغری
        مهران ساغری
        شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۶ ۰۹:۴۶
        درودها بر شما
        یک جفت چشم مشکی و.... اینقدر کار آیی......
        یه خط شعرتون دنیایی بود ....
        احسنت
        هنری داودیان
        هنری داودیان
        شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۶ ۱۰:۳۷
        بانو پریسا نامداری، با احترامات فراوان، من اخرین نفری هستم که میتوانم جوابی برای شما داشته باشم، ولی نتوانستم مقاومت کنم، البته این نظر شخصیست و حتماً نیست که درست باشد. از این سئوال چنین بر میاید که شما در خود فرقی با دیگران را میبینید و جویای علت هستین و معمولاً کسانی با این نگرش خود را کمی برتر از دیگران میبینند ( البته این در مورد شما مطمئنم صدق نمیکند) چون من در این عمر کمی زیادی طولانی تا بحال کسی را ندیده ام که بگوید فلانی از من خوشفکرتر، با احساس تر، امین تر، فهمیده تر و .......... میباشد. یکی دیگر از علل گذاشتن فرق ترس است و محدود بودن در وسعت فکری. اصولاً انسان در وسعت های زیاد احساس نا امنی میکند
        از اینرو خود را در محیط های کوچکتر قرار میدهد و با قوانین، باورها، طرز فکر ها، اداب رسوم، فرهنگ، ووو........... مرزی به دور خود میکشد و نام ان را فرق میگذارد همچنین فرقهائی مانند زیبا رویان و زشتها، پولدارها و فقیر ها ووووو این فرق ها مرز های قراردادی هستند که از ورود دیگران به حریم ما جلوگیری میکنند. افراد این محیط های جداگانه، تشابهات احساسی مییابند که با دیگر محیط ها فرق پیدا میکند. تشابهات انسانها بسیار بسیار بیشتر از فرقهایشان است. اولاً همه با غرایض مشابه متولد میشوند مانند ترس، تنازع بقا، غریضه مادری در خانمها و یکی دو چیز دیگر، البته این غرایض در طول عمر کمی تغییرمیکنند ولی زیر بنا همان است. تشابهات دیگر مانند غم، شادی ووو در همه ما مشترک است. این بحث طولانیست به این اکتفا میکنم و نباید فراموش کنیم که به تشابهات بیشتر اهمیت بدهیم تا به فرقهای اندک سطحی و اینکه با وسعت فکری و روحی فرقها کم و کمتر میشوند و شاید روزی دیگر نباشند
        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
        شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۶ ۱۰:۴۱
        سلام/
        مگه قراره مثل هم باشن؟
        تصور کنیم دنیایی رو که همه مثل هم باشن..اگه حتی تصور کردنش سخته...با این اوصاف←جهانی که هر انسانی تو اون بدبخت بدخته!(کمی دخل و تصرف )
        جهانی زشتی میشد...
        رعنا بهارلویی  تخلص باغبان
        رعنا بهارلویی تخلص باغبان
        شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۶ ۱۵:۰۲
        سلام بربانو نامداری عزیز
        همین تفاوت ها هستند که دنیای اطراف ما و انسانهایی که با آنها در معاشرت وارتباط روزانه هستیم زیباتر کرده و هیجان و تحمل پذیری و شور و نشاط بیشتری رو در زندگی و روابط مان با اطرافیانمان احساس می کنیم و همین تفاوت های فردی زندگی و دنیا و ارتباطات رو جذابتر وشیرین تر می کند اگر همه مثل هم فکر می کردیم و یا احساس یگانه ای در برخورد با مسائل و موانع و کلاً همه چیز داشتیم حتما زندگی و دنیا و آدمها تکراری و خسته کننده میشدند میدونم که خودت بهتراز من همه رو میدونستی موفق و پایدار باشی ان شاءالله
        علی کارگر پیرو
        علی کارگر پیرو
        يکشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۶ ۱۵:۳۶
        سلامو عرض ادب خانم نامداری
        بسیار سوال هوشمندانه وچالش برانگیزی است این سوال
        وچه زیبا جواب داده اند اساتید و بزرگان
        بااحترام به جناب هنری داودیان استاد تنها ودوست عزیزم اقای علی غلامی تائید میکنم حرف خاتم بهارلویی استاد رمضانیو دوست و استاد ارجمندم جناب رفیعی که قشنگی به همین تفاوتهاست وگرنه طبق فرموده استاد رفیعی هموت ادم و حوا کافی بودند ومهر تائید رو خانم باقرزاده فرموده اند که زندگي اجتماعي قشنگيش به همين تفاوتها هستش ديگه زیبا سوالی بود و لذت بردم از طرح ان و جواب اساتید

        حسن معظمی گودرزی  ( کولی)
        حسن معظمی گودرزی ( کولی)
        جمعه ۲۸ مهر ۱۳۹۶ ۲۳:۱۱
        آدم ها
        هیچ تفاوتی با هم ندارند .
        من دیدم که با هم میخندن
        من دیدم که باهم گریه میکنند
        شما وقتی گریه می کنید
        صدای خنده که می آید
        به تفاوت می رسید.
        ...... .................. کولی

        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی
        آموزش و نقد شعر
        نظرات
        مشاعره
        کاربران اشتراک دار
        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.