سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
اعضای آنلاین
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
جمعه 4 اسفند 1396
    8 جمادى الثانية 1439
      Friday 23 Feb 2018
        بهترین دستور زندگی این است كه اعتماد به نفس داشته باشید.میكل آنژ

        جمعه ۴ اسفند

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        گفتگوی ماه وزینب
        ارسال شده توسط

        علی کارگر پیرو

        در تاریخ : سه شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۶ ۰۲:۵۱
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۶۹ | نظرات : ۰

        مُحمّد هست اَمین مُومن علی اِیثار گر فرزند دلبندش
        مُحمد بوسه زَد بر لب زِ لَبهایش به لبخندش
        لبِ پیغمبَر خاتم به لبهای حسین (ع)مظلوم عاشورا
        و دُختَش فاطمه مَظلوم کوثر همسر مولی
        او هم بوسه زد بر  آن دو یاقوت لبِ اولاد
        به زینب گفت مادر  اَمانَت  نزد توباد 
        اَمانَت دار زِینب بود و دشت و کربلای خون
        مَنَم دلداده و شیدا در این صحرامنم مجنون
        نمیدانم که زینب دختر بنت خدا  آن شب چه ها میگفت
        همی دانم هر  آنچه بود شُکر بود بر لَبش ذکر خدا میگفت
                                                 
        گفتگوی ماه و زینب دختر بنت نبی
         گفتگوی خلوت زینب و شبهای علی
        خواهری کرد بر دو عین مصطفی
        همره سردارمظلومان حسین  درکربلا
        عمه سادات  سالاری کند
        طفل بی بابانگهداری کند
        نینواشدکربلا بر زینب کبری چه شد
        بی برادر گشت زینب اکبر زهرا چه شد
        سعد و ذی الجوشن سیاه روزگار
        این دو ملعون و هزاران در هزاران نابه کار
        با چه رو رو سوی اولاد علی  آورده اند
        بی صفت بودند خیام حسین ابن علی را هم به غارت برده اند
        زینب کبری دراین صحرا چه دید
        بی برادر گشت زینب دشت را دریا بدید
        زینب زهرادر این وادی چرا آشفته است
        مادرش بنت نبی چونکه برادر را به او بسپرده است
        او امانت را به حق بسپرد با برادر زاده رفت به شام
        تا  بماند نهضت مولایمان  هم این قیام
                        
        شورشی درخلق عالم شد پدید
        مثل  آن در روزگاران کس ندید
        نفرین حق و نبی باشد بر ابن زیاد
        گستاخی  او   نمیر ود از این یاد
        برای عمارت حاه وجلال یزید
         نینوا شدکربلا ومثل  آنرا کَس ندید
         
                                               

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۸۳۲۳ در تاریخ سه شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۶ ۰۲:۵۱ در سایت شعر ناب ثبت گردید
        آموزش و نقد شعر
        نظرات
        مشاعره
        گفتگوی کارگاهی
        کاربران اشتراک دار
        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        ورود به کارگاهها
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.