سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
اعضای آنلاین
محل تبلیغات شما
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
چهارشنبه 1 آذر 1396
    4 ربيع الأول 1439
      Wednesday 22 Nov 2017
        دوست داشتن بدون امید، باز هم یك خوشبختی است. اونوره دو بالزاك

        چهارشنبه ۱ آذر

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        مهربانی مادر شوهر.........من ایرانیم
        ارسال شده توسط

        علی کارگر پیرو

        در تاریخ : پنجشنبه ۹ شهريور ۱۳۹۶ ۲۱:۲۹
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۳۸۴ | نظرات : ۰

          
        ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺨﺖ ﺭﻓﺖ
        ﻭﻟﯽ
         
        ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺨﺖ ﺭﻓﺖ
        ﻭﻟﯽ
        ﻫﺮﮔﺰ ﻧﻤﯿﺘﻮﺍﻧﺴﺖ ﺑﺎ ﻣﺎﺩﺭ ﺷﻮﻫﺮ ﺧﻮﺩ ﮐﻨﺎﺭ ﺑﯿﺎﯾﺪ
        ﺁﻧﻬﺎ ﻫﺮﺭﻭﺯ ﺑﺎﻫﻢ ﺟﺮﻭﺑﺤﺚ ﻣﯿﮑﺮﺩﻧﺪ
        ﺭﻭﺯﯼ ﺩﺧﺖ ﻧﺰﺩ ﺩﺍﺭﻭﺳﺎﺯﯼ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﺭﻓﺖ
        ﻭﺍﺯ ﺍﻭ ﺗﻘﺎﺿﺎ ﮐﺮﺩ ﺳﻤﯽ ﺑﺪﻫﺪ ﺗﺎ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺑﺎ ﺁﻥ ﻣﺎﺩﺭ
        ﺷﻮﻫﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﮑﺸﺪ
        ﺩﺍﺭﻭﺳﺎﺯ ﮔﻔﺖ
        ﺍﮔﺮ ﺳﻤﯽ ﻗﻮﯼ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﺪﻫﻢ ﮐﻪ ﻣﺎﺩﺭﺷﻮﻫﺮﺕ ﻓﻮﺭﺍ
        ﮐﺸﺘﻪ ﺷﻮﺩ
        ﻫﻤﻪ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺷﮏ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ
        ﭘﺲ
        ﺳﻢ ﺿﻌﯿﻔﯽ ﻣﯿﺪﻫﻢ
        ﮐﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﺧﻮﺭﺍﮎ ﺍﻭ ﺑﺮﯾﺰﯼ ﻭ ﮐﻢ ﮐﻢ ﺍﻭﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺎﯼ
        ﺩﺭﺁﻭﺭ

        ﺗﻮﺻﯿﻪ ﮐﺮﺩ ﺩﺭﺍﯾﻦ ﻣﺪﺕ ﺗﺎﻣﯿﺘﻮﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﻣﺎﺩﺭﺷﻮﻫﺮﺕ
        ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﮐﻦ
        ﺗﺎﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻥ ﺍﻭ ﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺷﮏ ﻧﮑﻨﺪ
        ﺩﺧﺘﺮ ﻣﻌﺠﻮﻥ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ
        ﻭ ﺑﻪ ﺗﻮﺻﯿﻪ ﻫﺎﯼ ﺩﺍﺭﻭﺳﺎﺯ ﻋﻤﻞ ﮐﺮﺩ
        ﻫﻔﺘﻪ ﻫﺎ ﮔﺬﺷﺖ
        ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﺩﺧﺘﺮ ﮐﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺍﺧﻼﻕ ﻣﺎﺩﺭﺷﻮﻫﺮ
        ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﺍﺩ
        ﺗﺎ ﺁﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﻧﺰﺩ ﺩﺍﺭﻭﺳﺎﺯ ﺭﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ
        ﻣﻦ ﻣﺎﺩﺭﺷﻮﻫﺮﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻗﺪﺭ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ

        ﺩﯾﮕﺮ ﺩﻟﻢ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻫﺪ ﺍﻭ ﺑﻤﯿﺮﺩ
        ﺩﺍﺭﻭﯾﯽ ﺑﺪﻩ ﺗﺎ ﺳﻢ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﺪﻥ ﺍﻭ ﺧﺎﺭﺝ ﮐﻨﺪ
        ﺩﺍﺭﻭﺳﺎﺯ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﺯﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ
        ﺁﻧﺠﻪ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺩﺍﺩﻡ ﺳﻢ ﻧﺒﻮﺩ
        ﺳﻢ ﺩﺭ ﺫﻫﻦ ﺧﻮﺩ ﺗﻮ ﺑﻮﺩ
        ﻭ ﺣﺎﻻ
        ﺑﺎ ﻣﻬﺮ ﻭ ﻣﺤﺒﺖ ﺁﻥ ﺳﻢ ﺍﺯ ﺫﻫﻨﺖ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ
        ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ
        ﻣﻮﺛﺮﺗﺮﯾﻦ ﻣﻌﺠﻮﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ
        ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺗﻀﻤﯿﻨﯽ
        ﻧﻔﺮﺕ ﻭ ﺧﺸﻢ ﺭﺍ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﻣﯿﮑﻨﺪ
        ﺯﻧﺪﮔﯿﺘﺎﻥ ﺳﺮﺷﺎﺭ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ
        عکس و تصویر سر بر شانه خدا بگذار تا قصه عشق را چنان زیبا بخواند که نه از ... 
        ِ جوانی با قصد مزاحمت به یک دختر پیام داد:
        ممکن هست خودرامعرفی کنید؟
        دختر گفت بله چراممکن نیست من حواء هستم که با تو از یک خاک آفریده شدم تا اذیّتم نکنی و فراموش نکنی قطعه ای ازوجودتم! من هدیه الهی هستم که به تو ارزانی شد تا بعد ازخروج از بهشت تنهاوافسرده نباشی. وقتی دنبال همدم بودی مونس تنهائی تو شدم، من مادر ، خواهر ، دختر ، همسر و دوشیزه شدم تا پاسدار کیان خانواده ات باشم! من سوره نساء ، مجادله ، نور ، طلاق ، مریم ، هستم! من همانم که وقتی مادر شدم بهشت در زیر پایم قرارمیگیرد من همانی هستم که نصف میراث ات را برایم تعیین کرده اند نه بابت کسرشأنم بلکه، برای اینکه مسؤلیت تمام هزینه و امورمالی ام را تو عهده دارهستی! من همانی هستم که پیامبر فرمود: شما راسفارش میکنم به زنان نیکی کنید؛
        حال جناب محترم شما که هستید؟

        جوان پاسخ داد من توبه کننده بسوی اللّه هستم آفرین به مادری که تو را تربیت نموده است.... 

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۸۲۴۶ در تاریخ پنجشنبه ۹ شهريور ۱۳۹۶ ۲۱:۲۹ در سایت شعر ناب ثبت گردید
        آموزش و نقد شعر
        نظرات
        مشاعره
        کاربران اشتراک دار
        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.