سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
سه شنبه 21 آذر 1396
    25 ربيع الأول 1439
      Tuesday 12 Dec 2017
        مذهب خدمت بزرگي به عشق نمود زماني كه آن را گناه ناميد.!! آناتول فرانس

        سه شنبه ۲۱ آذر

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        نابک ....فی حقیقه العشق (مونس العشاق)
        ارسال شده توسط

        سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق)

        در تاریخ : دوشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۶ ۰۱:۳۰
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۲۰۴ | نظرات : ۱۲

        فی حقیقه العشق
        (مونس العشاق)



        محبت چون به غایت رسد، آن را عشق خوانند. و عشق خاص ‌تر از محبت است، زیرا ‌که همه عشقی ، محبت باشد اما همه محبتی، عشق نباشد. و محبت خاص ‌تر از معرفت است، زیرا که همه محبتی، معرفت باشد اما همه معرفتی، محبت نباشد ... از معرفت، دو چیزِ متقابل، تولد کند که آن را محبت و عداوت خوانند، زیرا که معرفت یا به چیزی خواهد بودن مناسب و ملایم جسمانی یا روحانی که آن را خیرِ محض خوانند و کمال مطلق خوانند و نفسِ انسان، طالبِ آن است و خواهد که خود را بدانجا رساند و کمالْ حاصل کند، یا به چیزی خواهد بود که نه ملایم بود و نه مناسب، خواه جسمانی و خواه روحانی که آن را شرِّ محض و نقص مطلق خوانند. و نفسِ انسانی دائما از آنجا می گریزد و از آنجاش نفرتی طبیعی به حاصل می شود. پس اول پایه، معرفت است و دوم پایه، محبت و سوم پایه، عشق. و به عالمِ عشق که بالای همه است نتوان رمیدن تا از معرفت و محبت، دو پایه ی نردبان نسازد.


        #شهاب‌الدین_سهروردی


        #نابک_کانال_رسمی_داستانهای_کوتاه
        @naabak_nab
        #سایت_ادبی_تخصصی_شعرناب
        sherenab.com

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۸۱۸۴ در تاریخ دوشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۶ ۰۱:۳۰ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
        آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
        دوشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۶ ۰۹:۳۰
        لیلا باباخانی (سما الغزل )
        لیلا باباخانی (سما الغزل )
        سه شنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۶ ۱۶:۲۲


        ارسال پاسخ
        مرجان تاج دینی( دریایی)
        مرجان تاج دینی( دریایی)
        دوشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۶ ۰۸:۳۰
        سلام ودرود حضرت استادم


        محبت چون به غایت رسد، آن را عشق خوانند.

        استادم سپاس از انتخابهای نابتان

        و به عالمِ عشق که بالای همه است نتوان رمیدن تا از معرفت و محبت، دو پایه ی نردبان نسازد.




        لیلا باباخانی (سما الغزل )
        لیلا باباخانی (سما الغزل )
        سه شنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۶ ۱۶:۲۲


        ارسال پاسخ
        فریبا غضنفری  (آرام)
        فریبا غضنفری (آرام)
        دوشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۶ ۱۲:۴۸
        مرسی استاد ازین انتخاب فوقالعادتون
        زنده باشید الهی به عشق 🌹🌹🌹💞💞💞
        لیلا باباخانی (سما الغزل )
        لیلا باباخانی (سما الغزل )
        سه شنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۶ ۱۶:۲۱


        ارسال پاسخ
        نیره ناصری نسب
        نیره ناصری نسب
        دوشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۶ ۱۸:۰۵
        لیلا باباخانی (سما الغزل )
        لیلا باباخانی (سما الغزل )
        سه شنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۶ ۱۶:۲۱


        ارسال پاسخ
        علی کارگر پیرو
        علی کارگر پیرو
        دوشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۶ ۱۸:۱۰
        سلام و عرض ادب
        به به بی نهایت زیبا
        به جرات میتوانم بگویم چندی بود چنین مطلب و متن زیبایی نخوانده بودم درود برشما
        لیلا باباخانی (سما الغزل )
        لیلا باباخانی (سما الغزل )
        سه شنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۶ ۱۶:۲۱


        ارسال پاسخ
        لیلا باباخانی (سما الغزل )
        لیلا باباخانی (سما الغزل )
        سه شنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۶ ۱۴:۱۹
        سلام حضرت استاد گرانقدرم
        بی نهایت زیبااااااااااااااااااااااااااااا


        غلامحسین ابراهیمی دینانی

        عشق در حقیقت آن نیروی شورانگیز است که در نهاد هر انسان به طور فطری وجود دارد و انسان را به سوی خیر و کمال و جمال می کشاند. قدرت این نیرو با توجه به استعدادها و نحوه پرورش در انسانهای مختلف، متفاوت است. گاه در نهاد یک انسان مستعد چنان شوری و در دل او چنان جوششی ایجاد می کند که آتش شوق وصال محبوب اعماق دل را می سوزاند و هستی عاشق را به تاراج می برد. براساس این مطلب می توان ادعا کرد که منشأ محبت و عشق، معرفت است. بدین معنی که انسان کامل هنگامی که مراتب ترقی و تعالی روحی را پیمود و در طریق سیر و سلوک مرتبه ای یافت گاهی حالتی به او دست می دهد که در آن حالت از هر چیز حتی از خود بیگانه و از جسم و جان، ناآگاه می گردد و از زمان و مکان فارغ می شود و از فکر و نفس و عقل وارسته می گردد.

        در آن هنگام مست عشق شده و میان خود و معشوق واسطه نمی بیند و تفاوت نمی گذارد و این همان عشق حقیقی است که در این همه در باب آن سخن گفته می شود. درست است که در عالم عشق سخن از شناخت و معرفت به میان نمی آید در این مساله نیز تردید نیست که زبان عشق غیر از زبان حکمت و معرفت است ولی با این همه عشق بدون نوعی از معرفت جایگاه درستی نداشته و از معنی محصلی نیز برخوردار نیست.

        در نظر شیخ شهاب الدین سهروردی که خود هم اهل عشق است و هم اهل معرفت، مقام معرفت قبل از محبت است. در نظر او راه رسیدن به عالم عشق، همان راه محبت و معرفت است. محبت چون به غایت رسد آن را عشق خوانند و عشق خاص تر از محبت است زیرا که همه عشقی محبت باشد اما همه محبتی عشق نباشد و محبت خاص تر از معرفت است زیرا که همه محبتی معرفت باشد اما همه محبتی معرفت نباشد و از معرفت دو چیز متقابل تولد یابد که آنها را محبت و عداوت خوانند زیرا که معرفت یا به چیزی خواهد بود مناسب و ملایم جسمانی یا روحانی که آن را خیر محض خوانند و کمال مطلق خوانند و نفس انسان طالب آن است و خواهد که خود را بدانجا رساند و کمال حاصل کند یا به چیزی خواهد بود که نه ملایم بود و نه مناسب خواه جسمانی و خواه روحانی که آن را شر محض خوانند و نقص مطلق دانند و نفس انسانی دائم از آن گریزان است و از آن نفرتی طبیعی حاصل شود.

        از اول محبت خیزد و از دوم عداوت. پس اول پایه معرفت است و دوم پایه محبت و سوم پایه عشق و به عالم عشق که بالای همه است نتوان رسیدن تا از معرفت و محبت دو پایه نردبان نسازد و معنی «خطوتین و قدوصلت» این است و همچنان که عالم عشق منتهای عالم معرفت و محبت است اصل و منتهای علمای راسخ و حکمای متأله نیز باشد.»

        همانسان که مشاهده می شود در نظر سهروردی رسیدن به مقام عشق بدون برداشتن دو گام اساسی یعنی معرفت و محبت امکان پذیر نیست. به عبارت دیگر می توان گفت عشق اگر مسبوق به نوعی معرفت نباشد معنی محصل و توجیه پذیری نداشته و تا سرحد یک نوع غریزه حیوانی تنزل خواهد کرد.

        وقتی سهروردی عشق را مسبوق به محبت و محبت را مسبوق به معرفت می داند، معنی سخن وی این است که عشق صورتی از صور معرفت و جلوه ای از تجلیات آن به شمار می آید البته معرفت دارای صورتها و تجلیات دیگری نیز هست که عشق عرفانی عالی ترین و لطیف ترین صورت آن شناخت می شود.

        غلامحسین ابراهیمی دینانی



        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        يکشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۶ ۱۳:۳۱
        فی حقیقه العشق:

        گر عشق نبودی و غم عشق نبودی،
        چندين سخن نغز که گفتی که شنودی؟

        ور باد نبودی که سر زلف ربودی؟
        رخساره‌ی معشوق به عاشق که نمودی؟


        مونس العشاق سهروردی(شیخ اشراق)


        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی
        آموزش و نقد شعر
        نظرات
        مشاعره
        کاربران اشتراک دار
        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.