سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
سه شنبه 3 مهر 1397
    15 محرم 1440
      Tuesday 25 Sep 2018
        انسان آزاد آفریده شده است اما همیشه در زنجیری است که خود بافته است. ژان ژاک روسو

        سه شنبه ۳ مهر

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        آتنا ، مریم و دیگر هیچ
        ارسال شده توسط

        علی رفیعی وردنجانی

        در تاریخ : دوشنبه ۲۶ تير ۱۳۹۶ ۰۱:۲۶
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۴۳۹ | نظرات : ۶

        *قصه اول . امروز چه روزی است ؟
        بومب . نور چشمانش را قلقلک داد ، پلک هایش را گشود و به زندگی لبخند زد ، استرس مدرسه رفتن گرفت و پس از صرف صبحانه ، گونه مادر را بوسید و در دل از پدر خداحافظی کرد . از خانه تا مدرسه را لی لی می رفت انگار که همه دنیا در حال نظاره قدم هایش هستند ، سر چهارراه که رسید صبر کرد تا آدمی که دست به کمر ایستاده و خون از سر و کولش می ریزد ، به درختی سر سبز و در حال حرکت تبدیل شود . آنقدر از ترافیک ، مریضی و خواب ماندن برای ناظم مدرسه گفت تا ناظم با لبخندی از روی زیرکی به او اجازه ورود به کلاس را داد  . خودش نمی داست امروز چه روزی است ؟ . کلاس پر از کاغذ رنگی ، پر از بادکنک ، پر از دوستت دارم های حک شده بر تابلو پر از ... . از پشت شیشه های نرده کشیده کلاس همکلاسی ها و معلمش را دید که برایش دست تکان می دهند و بوس می فرستند و از او می خواهند چند قدمی جلوتر بیاید . همین که چند قدمی به جلو برداشت ناظم زنگ مدرسه را به صدا در اورد و یک سطل پر از یخ بر سرش هوار شد . بومب . ولم کن وحشی ، موهام و نکش ، مگه من عروسکم داری چیکار می کنی . بومب . پدر و مادرش با یک بسته کادوی بزرگ وارد خانه شدند . مات و مبهوت ، خانه به نوار غزه تبدیل شده بود . همه جا را گشتند پول ها و طلاها سر جاشان بودند . آتنا نبود . راستی امروز چه روزی بود ؟
        *قصه دوم . این ریاضی لعنتی
        بومب . آقای جبرانی با سبیل های بنا گوش در رفته اش مسئله چند معادله و چند مجهولی معروف خود را روی تابلو نوشت . همیشه در اولین جلسه دانشجویان را محک می زد و به واسطه مسئله ای که حتی خودش از پاسخ دادن به آن عاجز بود ، باهوش ها و بی هوش های کلاس را کشف می کرد . همه می ترسیدند پس از چند دقیقه ای که از نوشتن مسئله بر روی تابلو گذشت . صدای باز و بسته شدن در را از پشت سرم شنیدم . دختری با عطر تندی که به تن داشت از کنارم عبور کرد و مغرورانه روبه رویم نشست . قد کوتاهی داشت ولی از حالت راه رفتنش می شد فهمید از آن زبان درازهایی است که خدا به داد مادر شوهر برسد . آقای جبرانی ماژیک را گوشه تابلود گذاشت و با صدای کلفتی گفت : خُب حالا کی می تونی این مسئله رو حل کنه فکر کنم از ... . دختری که هنوز بوی عطرش بینی ام را می سوزاند با صدای بلند سخن آقای جبرانی را شکست : این مسئله قابل حل نیست . همه دختر ، پسرهای کلاس خنده عمیقی سر دادند ولی اقای جبرانی با اعتماد به نفس کامل گفت : آفرین دختر ، فکر کنم تو رو بشناسم قبلا با هم کلاس داشتیم ، باز بچه ها پوزخندی زدند ولی دختر از صندلی بلند شد و گفت : نه ولی دوست ندارم الان هم با شما کلاس داشته باشم . بومب . دیگر آن دختر را ندیدم تا اینکه دیروز در اینستاگرام عکسش را دیدم که زیرش نوشته بود نابغه ریاضی ایران بر اثر سرطان درگذشت .

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۸۱۳۹ در تاریخ دوشنبه ۲۶ تير ۱۳۹۶ ۰۱:۲۶ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        دوشنبه ۲۶ تير ۱۳۹۶ ۱۷:۲۷
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        دوشنبه ۲۶ تير ۱۳۹۶ ۱۴:۳۳
        سلام
        داستان دومتان ایا واقعی بود؟

        ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
        دوشنبه ۲۶ تير ۱۳۹۶ ۱۵:۱۵
        خداهم انتا رو بیامرزه هم مریم میرزاخانی رو.
        غم انگیزه!
        سپاس از پستتون
        مرجان تاج دینی( دریایی)
        دوشنبه ۲۶ تير ۱۳۹۶ ۲۳:۴۷
        سلام ودرود
        هرروز آبستن حوادثی ناخواسته است
        باقر رمزی ( باصر )
        سه شنبه ۲۷ تير ۱۳۹۶ ۰۸:۵۶
        محمدکدخدائی
        چهارشنبه ۲۸ تير ۱۳۹۶ ۰۰:۵۰
        با سلام وادب گرامی دوست اندیشمندم !
        زیبا داستان شما را با قلمی روان و زیبا
        خوانده ودلنشین بوده وسخت بر دلمان نشست
        هر چند که حامل یک تراژدی غم انگیز بود احسنت!

        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی
        آموزش و نقد شعر
        نظرات
        مشاعره
        گفتگوی کارگاهی
        کاربران اشتراک دار
        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        ورود به کارگاهها
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.