سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
دوشنبه 20 آذر 1396
  • شهادت آيت الله دستغيب سومين شهيد محراب به دست منافقان، 1360 هـ ش
24 ربيع الأول 1439
    Monday 11 Dec 2017
      مذهب خدمت بزرگي به عشق نمود زماني كه آن را گناه ناميد.!! آناتول فرانس

      دوشنبه ۲۰ آذر

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      مقایسه ای کوتاه بین شعر نو و کلاسیک
      ارسال شده توسط

      علی رفیعی ( امید )

      در تاریخ : دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۶ ۰۲:۴۲
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۲۶۶ | نظرات : ۶۲

      بنام خدا
      باسلام و احترام ؛
      در ابتدا عرض می‌کنم این مقایسه نظر شخصی من و کاملا ذوقی است...شعر کلاسیک یکی از قالبهایی است که از گذشته شاکله‌ی ادبیات ما بوده و هست...حتی میتوان گفت شعر فارسی به این هیئت زاییده شده است. قالبی بسیار زیبا و شکیل که می‌تواند پاسخگوی ما باشد. با انوع مختلفی مثل غزل و مثنوی و رباعی و غیره و با بحرهای عروضی متفاوت...از رمل و هزج تا متقارب و رجز و غیره و با تعداد رکن‌هایی که کم و زیاد هم می‌توانند بشوند.
      این تنوع گستره‌ی بسیار زیادی را پدید می‌آورد. شعر کلاسیک عرصه‌ی خودنمایی شاعران بسیاری بوده است از رودکی تا جامی از جامی تا پروین‌ها و از پروین تا فاضل‌ها...
      اما خب! شعر کلاسیک هم مانند هر جوانی بر سر خانه و زندگی خودش رفت و بچه دار شد...شعر نو به نظر من زاییده شعر کلاسیک است نه سبکی برگرفته از غرب و فرهنگ غربی! به نظر من حتی شعر سپید ایرانی با نمونه های غربی خود بسیار متفاوت است که در این نوشته کوتاه قصد باز کردن این موضوع را ندارم. به نظر من شعر نو اعم از سپید و نیمایی و حتی موج نو زیباست...می‌توان در لحظه احساسات را بیان کرد بدون اینکه خود را محصور کنیم در بحرهای متلاطم و مواج! خیلی احساسی و متفاوت...با تمام احترامی که برای شعر کلاسیک و کلاسیک سرایان قائلم باید بگویم که شعر نو قابلیت رقابت با کلاسیک را دارد. هنر شعر نباید محصور در اشکال خاص شود. شعر بتن نیست که در قالبی بریزیمش و شکل بگیرد؛ شعر احساس است و احساس حد و مرز ندارد...احساس بی حد قالبی بی حد میخواهد...آن قالب هم شعر نو است...بیان احساسات آن هم نه احساسات معمولی بلکه احساسات پیچیده و عجیب در شعر نو ممکن است همانطور که در کلاسیک ممکن است اما این نوع بیان عرفا در شعر کلاسیک نقص بشمار می‌آید و در شعر نو حسن!
      خلاصه قالب نو بسیار ابتکار زیبایی است از نیما که فروغ‌ها آن را به اوج رساندند و به ما احساس پرواز آزادانه را می‌چشاند...شعر نو شعری است که گفتنش احساساتی عجیب میخواهد و فهمیدنش احساساتی عجیب تر!
      پس سرودن و حتی فهمش کار هر کسی نیست!
      متشکرم
      .
      "مقایسه‌ای کوتاه بین شعر نو و کلاسیک"
      علی رفیعی وردنجانی

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۸۰۲۲ در تاریخ دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۶ ۰۲:۴۲ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۶ ۱۹:۳۹
      سلام
      خسته نباشید
      استفاده کردم ازمطالب خوب شماودوستان

      ممنونم ازپستهای پربارشما
      علی رفیعی  ( امید )
      علی رفیعی ( امید )
      دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۶ ۲۰:۲۶
      سلام و عرض ادب محضر استاد گرانقدر بانوی واژه ها
      ممنون از لطف و بازدیدتون ، خوشحال خواهم شد در صورت صلاحدید نظر شما را هم در مورد پست فوق بدانم و استفاده نماییم . باتشکر
      ارسال پاسخ
      ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
      ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
      سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۶ ۱۷:۱۸
      به نام حق

      حرف هایتان را تا حدودی قبول دارم. اینکه اشعار نیمایی زاییده ی اشعار کلاسیک هستند و نیما و پیروان بزرگش(اخوان و فروغ) از شعر کلاسیک به اینجا رسیده اند و این یعنی اشراف کامل را بر شعر کلاسیک داشتند.اما امروز هرکسی که از مادرش قهر میکند، یا میرود خواننده میشود یا شاعر!
      انگار همه گیر باشد،درحال حاضر در جامعه خودمان از هر سه چهار نفر یک نفر شاعر است!
      شعر سپید اسلوبی غربی دارد، شعر سپید خلاقیت امثال شاملو نبوده است.
      به نظر اینجای کار میلنگد.
      اصلا بگذارید مقایسه کنیم شعر را با داستان.
      ما در داستان در برابر بیگانه ها حرفی برای گفتن نداشته ایم و نداریم و احتمالا نخواهیم داشت، اگر قبول ندارید همسنگی ایرانی با رولینگ و داستایوسکی یا تولستوی و... مثال بزنید.
      اما شعر اینطور نیست، ما صاحب سبک بوده ایم و آن سبک هم کلاسیک بوده.حال پیروی از سبک های غربی در شعر درست مثل این است که اروپایی ها بیایند داستان هایشان را به سبک کچل کفتر باز و آلب ارسلان بنویسند.
      _____________________
      اما شعر آدابی دارد،عده ای دلنوشته و سپید را شعر میدانند.نیما که رکن و بیس اصلی تجدد در شعر است میگوید شعر بی وزن دارای استخوان بندی نیست.و این به معنای فاصله بسیار زیاد شیوه نیما و شاملوست.
      نیما،امید،فروغ و سهراب این ها یعنی شکوه شعر نیمایی، پس از آن ها شاعرانی که نیمایی مینویسند دیگر شاعر نیما نیستند آن ها شاعران پسا نیماییند. که به نوعی میشود گفت نیمایی پست مدرن!
      رهروان شاملو هم بسیارند،خیلی بیشتر از بیشتر!
      اما آیا این ها واقعا شاعرند؟
      مسلما اینطور نیست،نه که همه شان شاعر نباشند، عده ی بسیارزیادیشان حتی شعر سپید را نمیشناسند.
      خوب است بدانیم که هر سیاهه ی بی وزنی را به سپید نچسبانیم،شعر سپید وزن خودش را دارد،شعر شاملو وزن دارد.
      این هایی که ما مینویسیم و به عنوان سپید منتشر میکنیم بیشتر درد و دل ما با کاغذ است که این هم قابل احترام است و حاصل استعداد لیکن فاقد اعتبار!
      بگذارید مثالی بزنم،ظرف شکلاتی را به شما تعارف میکنند،یک شکلات بدون پوست و یک شکلات در بسته بندی کامل!شما کدام را انتخاب میکنید؟
      داستان کلاسیک و منثور هم همین است.
      دیگر اینکه شعر منثور زاییده هیچ چیز نیست نه کلاسیک نه نیمایی.الا تقلید و تقلید و تقلید!
      در پایان عرض کنم که شعر سپید به این دلیل که پس از شاملو رهروان مطرح و به نام قدرتمندی نداشت حال به انزوا افتاده و هرکسی دارد مشق هایش را سپید معرفی میکند! همین فرداست که به جای نام شاعران جدید دنبال نام خوانندگان شعری جدید بگردیم.
      از نظر این حقیر که نه از نظر بزرگانی چون نیما و عبدالحسین زرین کوب نوشته بی وزن شعر نیست! نویسنده اش هم شاعر نیست.
      عبدالحسین زرین کوب میگوید کنار کشیدن از شعر گفتن برای آنانی که قوه ی شعر گفتن ندارند شاعرانه تر است.
      با احترام
      ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
      ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
      دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۶ ۰۷:۴۱
      سلام.خواندمتان انشااله با توضیحاتی برخواهم گشت
      سپاس گزارم
      علی رفیعی  ( امید )
      علی رفیعی ( امید )
      دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۶ ۱۷:۳۵
      سلام و درود
      منتظرت می مانم تا که برگردی
      ارسال پاسخ
      سینا دژآگه
      سینا دژآگه
      دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۶ ۱۴:۳۶
      سلام بر دوست عزیزم جناب رفیعی

      هنر همیشه حاصل بدعت بوده است.

      همیشه هنرمندانی نظام زیبایی شناختی را شکل دادند و بقیه بر روی آن زیربنا آثارشان را ساخته اند.
      کوبیسم در نقاشی یک بدعت بود
      نیمایی در شعر فارسی بدعت بود
      تمام سبک های هنری در ابتدا بدعت بوده اند ،یعنی محصول ابتکار یک هنرمند.
      هر چیز که راکد بماند مثل آب یک لجنزار عاقبت میگندد و جز زشتی براش چیزی نمی ماند.
      بله قواعد اگه اصولی و از روی علم و آگاهی تغییر پیدا کنه شاهکار به وجود میاد.قلب تپنده ی جاودانگی یک هنر همین ابتکاراتست.

      من خودم بعضی شعر های نیمایی را دوست دارم و به نظرم واقعا دارای مضامینی ژرف و عمیق هستند.
      اما از اطلاق واژه ی شعر به هر نوشته ونثرگونه ای جدا بیزارم.

      با این حرف شما موافقم که دنیای هنر آنقدر گسترده هست که هر کس بتواند ذوق خود را فارغ از در نظر گرفتن نظام و ساختار های از پیش تعیین شده بیان کند.

      با این قسمت از نوشته ی شما شدیدا مخالفم:
      ((می‌توان در لحظه احساسات را بیان کرد بدون اینکه خود را محصور کنیم در بحرهای متلاطم و مواج!))

      دست و پا گیر قلم داد کردن قافیه و ردیف و وزن در شعر کلاسیک،کاملا مثل اینست که به یک مجسمه ساز بگوییم چون کار با تیشه و چکش سخت است و احتمال دارد دستت آسیب ببیند پس یک تکه سنگ بی شکل را بر دار ، بیاور و بگو این یک تندیس زیباست.
      این اصول هم برای شاعر همان تیشه و چکش مجسمه سازست که با آن احساسات خام و تفکرات ناپخته اش رو شکل میدهد.

      بله در هر کاری،هر هنر، هر دانشی،احتیاج است که شخص یک سختی هایی رو بپذیرد.

      اگر شاعر واقعا شاعر باشه نه تنها این قواعد براش سخت نیست، بلکه از استفاده از آنها لذت هم می برد.

      شاعران کلاسیک سرایی که دچار مشکل هستند و نمیتوانند معنا را منتقل کنند و دایما در عذابند،اصلا کلاسیک سرا نیستند.

      پوزش میخواهم این نظر شخصی بنده بود.
      ممنون که بستری را برای این دست گفت و گو ها فراهم آوردید.
      علی رفیعی  ( امید )
      علی رفیعی ( امید )
      دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۶ ۱۷:۴۲
      سلام ودرود دوست عزیز و دانای من جناب دژاگه
      مطالبتان بسیار عالی بود د برای خود من سودمند
      امیدوارم برای دیگر دوستان هم مثمر ثمر بوده باشد
      خوشحالم که دوستانی چون جنابعالی دارم
      ارسال پاسخ
      سینا دژآگه
      سینا دژآگه
      دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۶ ۱۷:۵۸
      عمادالدین صفائی(صاد)
      عمادالدین صفائی(صاد)
      دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۶ ۱۵:۱۸
      درود بر دوست عزیزم اقای رفیعی گرانقدر.
      بانظر دوست عزیزم سینا دژاگه تاحدودی موافقم.من خودم بسیار به این مشکل بر خورد کرده ام که آیا واقعا شاعرم یا نه!!!!!
      به نظرم مفهومی که نویسنده در هر قالبی بیان می کند ارزشمندتر است شاید علت تاثیر گذاری برخی اشعار کلاسیک وزن زیبای آنهاست.شخصا با اینکه اصلا کلاسیک نمینویسم اما نوشته هایم همه در قالب دلنوشته اند چون هنوز به درک صحیحی از شعر نو نرسیده ام!!!!! موج نو را اساتید تعریف کنند و فرق آن را با نثر بگویند
      متشکرم
      علی رفیعی  ( امید )
      علی رفیعی ( امید )
      دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۶ ۱۷:۴۶
      سلام و درود دوست عزیزم جناب صفایی
      متشکرم از همراهی و ابراز نظر مفیدتان
      صحبت شما هم بنوعی نظرات قبلی را تکمیل می نماید
      ارسال پاسخ
      مهلا  اهورایی
      مهلا اهورایی
      دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۶ ۱۶:۵۰
      سلام و سپاس
      به نظر من همان گونه که ما به سبک قدیم لباس نمی پوشیم ولی لباس سنتی را دوست داریم شعر هم همان گونه است شعر نو و سپید برای کسانی که مثل من تخیل بیشتری نسبت به بقیه لوازم شعر گویی دارند خیلی بهتر و شیرین تر است هر کدام جای خود را دارد و به استعداد هر کسی بر می گردد که در کدام سبک شعر بهتری می تواند بسراید ......همگی موفق باشید 🌻
      علی رفیعی  ( امید )
      علی رفیعی ( امید )
      دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۶ ۱۷:۴۸
      سلام حضور بانوی گرامی خانم اهورایی
      سپاس از بازدید و نظرتون
      نگاه شما هم به بحث زیباست
      ارسال پاسخ
      ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
      ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
      دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۶ ۲۱:۳۳
      حقیقتش را بخواهید بحث لباس جدید و قدیم نیست بحث لباس و بی لباسیست!
      جسارتم را ببخشید
      ارسال پاسخ
      علی رفیعی  ( امید )
      علی رفیعی ( امید )
      دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۶ ۱۷:۴۹
      امیدوارم در ادامه به یک جمع بندی کاملی برسیم
      ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
      ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
      دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۶ ۱۹:۳۶
      به نام حق

      حرف هایتان را تا حدودی قبول دارم. اینکه اشعار نیمایی زاییده ی اشعار کلاسیک هستند و نیما و پیروان بزرگش(اخوان و فروغ) از شعر کلاسیک به اینجا رسیده اند و این یعنی اشراف کامل را بر شعر کلاسیک داشتند.اما امروز هرکسی که از مادرش قهر میکند، یا میرود خواننده میشود یا شاعر!
      انگار همه گیر باشد،درحال حاضر در جامعه خودمان از هر سه چهار نفر یک نفر شاعر است!
      شعر سپید اسلوبی غربی دارد، شعر سپید خلاقیت امثال شاملو نبوده است.
      به نظر اینجای کار میلنگد.
      اصلا بگذارید مقایسه کنیم شعر را با داستان.
      ما در داستان در برابر بیگانه ها حرفی برای گفتن نداشته ایم و نداریم و احتمالا نخواهیم داشت، اگر قبول ندارید همسنگی ایرانی با رولینگ و داستایوسکی یا تولستوی و... مثال بزنید.
      اما شعر اینطور نیست، ما صاحب سبک بوده ایم و آن سبک هم کلاسیک بوده.حال پیروی از سبک های غربی در شعر درست مثل این است که اروپایی ها بیایند داستان هایشان را به سبک کچل کفتر باز و آلب ارسلان بنویسند.
      _____________________
      اما شعر آدابی دارد،عده ای دلنوشته و سپید را شعر میدانند.نیما که رکن و بیس اصلی تجدد در شعر است میگوید شعر بی وزن دارای استخوان بندی نیست.و این به معنای فاصله بسیار زیاد شیوه نیما و شاملوست.
      نیما،امید،فروغ و سهراب این ها یعنی شکوه شعر نیمایی، پس از آن ها شاعرانی که نیمایی مینویسند دیگر شاعر نیما نیستند آن ها شاعران پسا نیماییند. که به نوعی میشود گفت نیمایی پست مدرن!
      رهروان شاملو هم بسیارند،خیلی بیشتر از بیشتر!
      اما آیا این ها واقعا شاعرند؟
      مسلما اینطور نیست،نه که همه شان شاعر نباشند، عده ی بسیارزیادیشان حتی شعر سپید را نمیشناسند.
      خوب است بدانیم که هر سیاهه ی بی وزنی را به سپید نچسبانیم،شعر سپید وزن خودش را دارد،شعر شاملو وزن دارد.
      این هایی که ما مینویسیم و به عنوان سپید منتشر میکنیم بیشتر درد و دل ما با کاغذ است که این هم قابل احترام است و حاصل استعداد لیکن فاقد اعتبار!
      بگذارید مثالی بزنم،ظرف شکلاتی را به شما تعارف میکنند،یک شکلات بدون پوست و یک شکلات در بسته بندی کامل!شما کدام را انتخاب میکنید؟
      داستان کلاسیک و منثور هم همین است.
      دیگر اینکه شعر منثور زاییده هیچ چیز نیست نه کلاسیک نه نیمایی.الا تقلید و تقلید و تقلید!
      در پایان عرض کنم که شعر سپید به این دلیل که پس از شاملو رهروان مطرح و به نام قدرتمندی نداشت حال به انزوا افتاده و هرکسی دارد مشق هایش را سپید معرفی میکند! همین فرداست که به جای نام شاعران جدید دنبال نام خوانندگان شعری جدید بگردیم.
      از نظر این حقیر که نه از نظر بزرگانی چون نیما و عبدالحسین زرین کوب نوشته بی وزن شعر نیست! نویسنده اش هم شاعر نیست.
      عبدالحسین زرین کوب میگوید کنار کشیدن از شعر گفتن برای آنانی که قوه ی شعر گفتن ندارند شاعرانه تر است.
      با احترام
      تنها.
      علی رفیعی  ( امید )
      علی رفیعی ( امید )
      دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۶ ۲۰:۲۳
      جناب رمضانی سلام آمدی با " دستی پر "
      استفاده کردم
      ممنون .... منتظر نظرات احتمالی سایر عزیزان هم هستیم .
      ارسال پاسخ
      ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
      ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
      دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۶ ۲۱:۲۸
      انشاالله
      عمادالدین صفائی(صاد)
      عمادالدین صفائی(صاد)
      دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۶ ۲۳:۴۸
      ارسال پاسخ
      سینا دژآگه
      سینا دژآگه
      سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۶ ۱۷:۳۱
      ابوالفضل عزیز
      شعر سپید اصلا وزن ندارد
      به قول خود سپیدگویان نثری است با آهنگ درونی(من که نمی دانم این آهنگ درونی چیست!!!)
      اشتباه است که بگوییم سپید وزن دارد.
      اصلا شاملو برای همین سپید را به وجود آورد(در ادبیات ایران منظورمه)
      او رعایت وزن را مانع بیان احساس واقعی شاعر می دانست.
      ارسال پاسخ
      سینا دژآگه
      سینا دژآگه
      سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۶ ۱۸:۱۷
      ابوالفضل عزیز
      باز هم می گویم این را
      اصلا رعایت وزن عروضی برای شعر سپید عیب محسوب می شود چون ناخوآگاه شاعر را در گیر پیدا کردن کلمه ی مناسب آن وزن را می کند.و این بااصول پایه ای شعد سپید در تضاد است

      اشتباه نکن دوست من موسیقی درونی با وزن خیلی تفاوت دارد
      ارسال پاسخ
      ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
      ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
      سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۶ ۱۷:۴۹
      سلام مجدد،شعر سپید وزن دارد گه گاهی هم با قافیه سازی و ریتم های نرم و لطیف.
      موج نو رو از سپید جدا کنید.
      شکل سپید ؛ بر شعری اطلاق می شود که وزن وآهنگ دارد اما وزن آن عروضی نیست. قافیه در این شعر جای ثابتی ندارداما شاعر به اقتضای مقال می تواند آن را در شعرش به کار برد که این خود باعث ایجاد موسیقی در شعر می شود.
      برخی بر این گمان هستند که قالب هایی چون شعر سپید و موج نو را نمی توان به عنوان شعر معرفی کرد بلکه بیشتر به قطعه ی ادبی مانند هستند اما باید دانست که فارغ از شعر موج نو که در عصر ما کمتر از آن استقبال شده و کم کم از عرصه ی شعر رخت بر می بندد ،باید اذعان کرد که شعر سپید در حال حاضر جایگاه ویژه ای در میان ادب دوستان داردو باید اقرار کرد که رشد وتعالی شعر سپید تا حد زیادی مدیون احمد شاملو ( متخلص به ا. بامداد ) یکه تاز عرصه ی شعر سپید است.
      احمد شاملو باسابقه ایی طولانی در سرودن شعر سپید وبا مدد گرفتن از شعر ترجمه و کنار هم قرار دادن عنا صر شعری و بهره گیری از زبان خاص شعری که اورا صاحب سبکی شخصی کرده ، توانسته این شعر را به نحو بارزی به تکامل برساند.
      به طور کلی می توان عناصر شعر سپید را که همانا علل اصلی نزدیک شدن شعر سپید به جوهر شعری دانست ازین قرار برشمرد:

      الف. موسیقی لفظی
      شاعر شعر سپید با استفاده از شگردهای خاص موسیقی لفظی چون واج آرایی، تکرار ، اشتقاق و... می تواند در ایجاد زیبایی صوری شعر، نقش ارزنده ایی ایفا کند:
      «من از سکوت سرد ثانیه ها نمی هراسم»
      در این شعر تکرار صامت « س» موسیقی لفظی ایجاد کرده است که به زیبایی آن افزوده است.

      ب. قافیه
      یکی دیگر از عواملی که به ایجاد موسقی در شعر سپید کمک می کند به کار بردن قافیه است که هر چـند در شـعر سپید اخـتیاری اسـت اما خود از عوامل زیبایی بخشی این نوع شعر محــــسوب می شود:

      « میان خورشیدهای همیشه
      زیبایی تو لنگری است
      نگاهت
      شکست ستمگری است
      و چشمانت با من گفتند
      که فردا روز دیگری است »
      ( احمد شاملو)
      ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
      ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
      سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۶ ۱۸:۳۴
      هر وزنی که عروض نیست.
      بنده نامی از عروض نبردم.
      مهدی کشاورز امامی ( مهدیار )
      مهدی کشاورز امامی ( مهدیار )
      دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۶ ۲۱:۰۴
      با سلام خدمت تمامی نظر دهنده ها و مخصوصا جناب رفیعی
      من حقیر در مقامی نیستم که نزد شما بزرگواران در مورد این مسئله نظر بدهم لیکن از انجایی که بحث برام شیرین شد این جسارت میکنم
      شاید بهتر باشد در مورد شعر به علمی جز ادبیات هم سری بزنیم علمی مانند منطق که در بخش استدلال و قیاس به شعر نیز اشاره شده است
      در اصل شعر در منطق جز یکی از صناعات خمس به شمار میرود و در تعریفی منطقی آن را استدلالی تخیل آمیز که از خیال انسان سر چشمه می گیرد تعریف کرده اند ؛ در اصل این تعریف هر نوشته ای را که از خیال انسان سر چشمه بگیرد و دیگری را به ذوق اورد بدون توجه به داشتن یا نداشتن وزن و قافیه و... شعر میداند .
      به نظر من شعر نو نیز از تعریف منطقی شعر پیروی میکند و از این رو ان را شعر میدانند ولی در تعریف ادبی شعر به حصاب نمی اید چون فاقد بیشتر قواعد شعر ادبی است مگر اینکه برای ان قواعد ادبی جدیدی را تعریف کنند .
      اما شعر کلاسیک در هر دو تعریف ادبی و منطقی شعر به حصاب می اید چون هم دارای وزن و قافیه و ... است و هم از خیال انسان سر چشمه میگیرد و دیگران را به ذوق می آورد .

      باز هم درخواست بخشش دارم که در نزد شما جسارت کردم
      در پناه ایزد پاک سربلند باشید و سرفراز
      علی رفیعی  ( امید )
      علی رفیعی ( امید )
      دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۶ ۲۱:۲۹
      سلام و درود حضور دوست عزیزم جناب کشاورز
      شکسته نفسی می فرمایید ..‌‌. نظر علمی ، عمیق و زیبایتان بسیار سودمند و موثر است ..... پاینده باشید و ممنون از توجه و بازدیدتون . برایتان بهترینها را آرزو دارم
      ارسال پاسخ
      عمادالدین صفائی(صاد)
      عمادالدین صفائی(صاد)
      سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۶ ۰۰:۰۴
      به عقیده من زیر سوال بردن شعر نو بویژه موج نو کار نادرستی است.متاسفانه بعضی از سر جهالت و ناآگاهی مفاهیم پوچ و بی ارزشی را به زبان موج نو بیان میکنند!اگر سرودن شعر کلاسیک بدون تنظیم کردن اوزان و جور کردن قافیه ها بود به سراغ کلاسیک می آمدند وبه کلاسیک نویس ها زحمت می دادند...!!!
      اساسا هرکس حداقل استعداد و توانایی را در خود می یابد باید بداند که شرط اولیه نوشتن هر شعری چه کلاسیک وچه نو دانستن هنجار های ادبی و فرهنگی است!اگر با این هنجار ها آشنایی داشته باشد به خود اجازه سرودن شعر نمی دهد
      نظر ابوالفضل عزیزم را منطقی میدانم
      جسارتم راببخشید
      سینا دژآگه
      سینا دژآگه
      سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۶ ۱۸:۲۲
      اصلا کار هنر مدرن در همه ی زمینه های هنری هنین بوده
      در کنار معرفی تفکرات نو و بی بدیل باعث تولد شبه هنر مندانی شد که از روی لا علاجی به این سبکها روی آوردند.

      اصلا بنیان هنر مدرن با اشکال کلاسیک آن از مین تا آسمان تفاوت دارد.

      هنر مدرن احساسات و تفکر را بر هر چیز دیگر مقدم میداند در صورتی که هنر کلاسیک در وحله ی اول چهرچوب را بررسی می کند و سپس محتوا را
      ارسال پاسخ
      علی رفیعی  ( امید )
      علی رفیعی ( امید )
      سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۶ ۰۰:۳۱
      بسیار خوب .... البته در مطلب بنده هم به هیچ وجه شعر نو زیر سئوال نرفته بلکه از آن تمجید شده است .... و بنده خود علیرغم آنکه شعر کلاسیک می گویم ، در کنار آن به شعر نو هم توجه داشته و چندین سروده شعر نو دارم که از جمله یکی از آنها با عنوان آن روزها...(با نگاه به سروده استادفروغ فرخ زاد) انشاءالله فردا منتشر می شود .علی ایحال از حضور و توجه شما دوست عزیز ممنونم ...‌
      با تشکر


      عمادالدین صفائی(صاد)
      عمادالدین صفائی(صاد)
      سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۶ ۱۵:۰۷
      علی جان پستت کاملا منطقی و از جایگاه بی طرفی است کامنت من برای گسترده تر کردن ابعاد بحث بود.کاش اساتید به این صفحه بیایند و نظر بدهند تا نو آموزی چون من بیاموزد
      سپاس فراوان از این پست ارزشمندت
      ارسال پاسخ
      علی رفیعی  ( امید )
      علی رفیعی ( امید )
      سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۶ ۱۷:۰۵
      آقا عماد عزیز دوست گرانقدرم
      سپاس مجدد از نظر لطف شما
      بنده هم امیدوار بودم اساتید استخوان خورد کرده در عرصه شعر و هنر هم نظرات خود را بیان نمایند تا بهره مند شویم و حتی بشرح بالا از برخی عزیزان از جمله استاد عجم خواستم پیرامون موضوع نظر خود را بیان نمایند و همچنان منتظرم ، لیکن نظرات هنرمندانه و عالمانه ذکر شده هم از جمله جنابعالی و سایر عزیزان برای شخص بنده ارزشمند و سودمند بود و بهره بردم .
      در این ایام و بخصوص امشب دعاگویت هستم و بشدت ملتمس دعا .
      امیدوارم در تمام عرصه ها موفق و پیروز باشید .


      ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
      ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
      سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۶ ۱۷:۱۷
      سلام.متاسفانه دوستان فقط میروند ایموجی(emoji)گل و بلبل به هم میدهند!
      ای کاش کمی در بحث ها هم شرکت کنند،نقد کنند و نظرشان را بگویند،بی پرده!!!
      ارسال پاسخ
      عمادالدین صفائی(صاد)
      عمادالدین صفائی(صاد)
      سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۶ ۲۳:۵۶
      محتاجم به دعا
      ارسال پاسخ
      علی رفیعی  ( امید )
      علی رفیعی ( امید )
      سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۶ ۱۷:۵۶
      منظورتان از ایموجی را در اینجا متوجه نشدم ولی در کنار گل و بلبل که شما هم قطعاً با این موجودات مشکلی نداشته باشید .می شود نقد سازنده هم انجام داد و لازم نیست برای انجام نقد ادبی یک نوشته یا سروده شمشیر بدست بگیریم ، بنده به دفعات درخواست کردم اساتید نظرات صریح خود را بیان کنند و اصولا هدفم از فعال کردن تیک نقد همین بود تا اثرات مثبتی حاصل شود .
      ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
      ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
      سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۶ ۱۸:۰۱
      در صمن تیک نقد را زدم که دوستان تشریف بیاورند.
      ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
      ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
      سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۶ ۱۷:۵۹
      سلام مجدد.
      ایموجی یعنی شکلک از اینا: 😭😭😭🌼🌼🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌹👏👏👏👏👏👏👏🌷🌷🙏🙏🙏🤗🙂😪😫🙁😝 و....

      ماهم نگفتیم شمشر بدست بگیریم که،ما گفتیم بیایند حرفشان را بزنند که نمی آیند!
      نقد بی پرده که بی احترامی و دعوا نیست!
      درباره تیک نقد خوب هم دست شما درد نکند ولی در پست ها تیک نقد همیشه فعال است علی آقا جان.
      آن در شعر است که شما فعالش میکنید.
      علی ای حال سوتفاهم نشود برایتان قصد بنده نه بی احترامیست نه چیز دیگر میخواهم بیاموزم.
      همین!
      ارسال پاسخ
      علی رفیعی  ( امید )
      علی رفیعی ( امید )
      سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۶ ۱۸:۳۱
      الان که بررسی کردم دیدم در پست ها هم باز گذاشتن باب نظر دهی و متعاقب آن نقد هم در اختیار نویسنده است .
      علی رفیعی  ( امید )
      علی رفیعی ( امید )
      سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۶ ۱۸:۰۴
      دوست من منهم تعریف ایموجی را می دانم و شکل آنها را دیده ام لیکن عرض کردم استفاده از این لغت در اینجا چندان واژه مناسبی نیست و در مورد فعال کردن تیک هم از محضر شما عذر خواهی می نمایم چون فکر کردم من این کار بزرگ را انجام داده ام . علی ایحال منتظرم یکی از اساتید محترم ابراز نظر نمایند
      اگر ناراحت نمی شوید عرض می کنم ما شما را دوست داریم ، هم خودت و هم صراحت بیانت را ( امیدوارم به این نکته خرده نگیری )
      ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
      ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
      سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۶ ۱۸:۰۵
      به هیچ وجه به هبچ وجه. من از این کار ها (خرده گرفتن)بلد نیستم
      ارسال پاسخ
      علی رفیعی  ( امید )
      علی رفیعی ( امید )
      سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۶ ۱۸:۳۳
      خدا را شکر
      سینا دژآگه
      سینا دژآگه
      سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۶ ۱۸:۰۶
      سلام به همه دوستان
      خلاصه ماجرا این است که نیما رعایت عروض کلاسیک شعر فارسی را مانعی برای بیان حس اصیل یک شاعر می دانست(البته با توجه به وضع کلاسیک سرایان آن دوره این نظر طبیعی بوده است) و در ضمن پی مطرح کردن مضامینی جدید در زمینه ی شعرفارسی بود.
      برای همین گفت که می توان مصاریع را کوتاه بلند کرد و جایگاه قافیه را تغییر داد بدون خدشه وارد کردن به وزن عروضی
      بعد ها این سبک طرفدارانی پیدا کرد،از جمله شاملو
      او حتی این رعایت وزن و قافیه را هم مانعی در برابر عواطف و احساسات اصیل یک شاعر دید و این مولفه را هم حذف کرد و شعر سپید را بنا نهاد(شاملو و نیما هر دو در آغاز کلاسیک سرا بودند و اگر منصفانه قضاوت کنیم کلاسیک هایشان چندان لطفی ندارد)
      کاملا طبیعی ست ، جرقه ای که این دو شاعر بزرگ را برآن داشت که از کلاسیک فاصله بگیرند ، بیان تعابیر مدرن و جدید نبود و فقط قصد و دغدغه ی رها شدن از بند عروض و قافیه را داشتند.کمی بعد به تناسب سبکشان مبانی فکری و معارف مستتر در شعرشان هم دگر گون شد.
      بعدها هم که موج نو آمد و چه و چه و چه و....

      فی الحال این سبکها در ادبیات وجود دارند و انکارشان هم نمی شود کرد.
      نکته ی قابل توجه این است که ما باید هر شعری را درچهارچوب قوانین مبین آن سبک بررسی کنیم.

      مثلا در سپید باید مضمون مورد نظر در کوتاه ترین عبارات ممکن، القاگر مفهوم مورد نظر شاعر باشد.باید تصاویر بکر و تازه و نو باشد.باید ایجاز را به بهترین شکل آن در شعر به کار برد.
      مقایسه ی این سبکها با هم غیر از ایجاد تنش هیچ چیزی در پی ندارد و فقط دو طرف را آزرده میسازد.
      باید نیمایی و سپید و کلاسیک را هر کدام و در حیطه قوانین خودشان بررسی کرد.
      این گفته محدود به شعر و ادب نیست .
      همان طور که مثلا در نقاشی کوبیسم و سورئالیسم و امپرسیونیسم......یا مثلا در موسیقی راک و نیو ایج و اپیک و کلاسیک را هیچگاه با هم مقایسه نمی کنند در شعر هم نباید ما مکاتب را با هم مقایسه کنیم.چون کارکرد هر مکتب هنری یا فکری در بستر حوادث و قوانین خودش است که معنا پیدا می کند.
      برای موسیقی متن یک فیلم تاریخی ما ملزم به استفاده از اپیک هستیم.اگر از پاپ یا جاز استفاده کنیم فقط اوضاع را مضحکه انگیز کرده ایم.

      واقعا ما اشعار بسیار کمی داریم که با اصالت باشند و فاخر
      در هر کدام از سبک های شعریمان.......من خودم را سیاهه نویس می دانم نه شاعر.....دلنوشته هایی برای خودن دارم که موزون نیستند و شاید اگر هم به اسم سپید آنها را اشاعه دهم با استقبال رو به رو شوم .ولی من این دست نوشته ها را دلنوشته می دانم نه شعر.

      اصالت هر چیز این است که قائم به خود باشد....... یعنی تقلیدی و اکتسابی از دیگران نباشد.....اصالت یک کتاب به حقیقی بودن نویسنده ی آن است
      اصلا اصالت یک انسان در این است که او خود واقعی اش باشد ، نه پشت مشتی تعابیر و تفاسیر خودساخته ذهنش را تا ابد با موهومات فکریش بازی بدهد.

      متاسفانه هنوز بعضی تعابیر کهنه و قدیمی در شعر کلاسیک استفاده میشود که واقعا تاثیرشان را از دست داده اند.....در مقابل بعضی هم سروده هایی را به عنوان سپید و نیمایی مطرح می کنند که واقعا اگر نثر روزنامه وار را با آن قیاس کنیم کم می آورد.


      مخلص کلام این که به عقیده ی من باید هر شاعر به تناسب و فراخور روح خودش سبک مورد نظرش را انتخاب کند.در این صورت باید آثارش را در سنباده ی همان سبک که مجموع تمام قوانین و چهار چوبهای آن است صیقل بدهد.

      با احترام و تشکر از همه ی عزیزان
      علی رفیعی  ( امید )
      علی رفیعی ( امید )
      سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۶ ۱۸:۲۷
      با تشکر و سپاس از شما جناب دژاگه
      سینا دژآگه
      سینا دژآگه
      سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۶ ۱۹:۳۷

      خواهش می کنم جناب رفیعی
      این بحث ها سازنده است
      بنده دارم از شما عزیزان می آموزم.
      ارسال پاسخ
      علی رفیعی  ( امید )
      علی رفیعی ( امید )
      سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۶ ۲۰:۲۴
      سرفراز و پاینده باشید ، از بحث های انجام شده بنده هم بسیار آموختم و بیشتر خوشحال شدم که هنرمندان و شاعران جوانی چون جنابعالی (به لحاظ سنی) در عرصه ادبیات و شعر بسیار پخته هستند و حرفها برای گفتن دارند .... موفقیت روز افزون برایتان آرزو دارم
      ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
      ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
      سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۶ ۱۸:۳۶
      سلام مجدد.
      مثل اینکه دوستان از حرف های بنده دچار سو برداشت شده اند.
      بنده گفتم شعر سپید وزن دارد،بازهم میگویم.
      اما توجه کنید که وزن شعر سپید عروضی نیست.
      سپاسگزارم
      ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
      ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
      سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۶ ۱۸:۳۸
      مانند این شعر


      « میان خورشیدهای همیشه
      زیبایی تو لنگری است
      نگاهت
      شکست ستمگری است
      و چشمانت با من گفتند
      که فردا روز دیگری است »
      ( احمد شاملو)
      ارسال پاسخ
      سینا دژآگه
      سینا دژآگه
      سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۶ ۱۹:۳۵
      ما وقتی واژه ی وزن را مطرح می کنیم نا خودآگاه متذکر وجود ضرباهنگ یا در اصطلاح موسیقی وجود ریتم شده ایم.

      وزن از تسلسل ضرباهنگ هایی خاص که به صورت متوالی هستند به وجود می آید ،با فواصلی دقیق از لحاظ موسیقایی.
      همان طور که در موسیقی بخش آوازی هم وجود دارد ،در شعر هم نمودش می شود شعر سپید.

      شعر سپید موزون نیست بلکه موسیقی درونی دارد.
      همان طور که قطعات آوازی در موسیقی، ریتمیک و موزون نیستند اما تسلسلی موسیقایی در بطن آنها مشهود است.

      باز هم متذکر میشوم موسیقی درونی با وزن چه عروضی چه غیر عروضی فرق می کند.
      ارسال پاسخ
      ابوالفضل رمضانی  (ا تنها)
      ابوالفضل رمضانی (ا تنها)
      سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۶ ۱۹:۵۹
      ممکن است من بد مطرح کرده باشم.
      هرچند نامی از عروض نبرده بودم.
      اما متشکرم از تو سینای عزیز و آموختم.
      سینا دژآگه
      سینا دژآگه
      سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۶ ۲۰:۵۷
      ابوالفضل جان
      بنده هم مطالب و دانش ارزشمندتون بهره مند شدم.
      سپاس از وقتی که میگذاری عزیزم
      عمادالدین صفائی(صاد)
      عمادالدین صفائی(صاد)
      سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۶ ۲۳:۵۶
      علی رفیعی  ( امید )
      علی رفیعی ( امید )
      سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۶ ۱۸:۵۸
      با سلام
      از تمامی دوستان و عزیزانی که وقت گذاشتند و زحمت کشیدند و نظرات خود را مطرح نمودند و عزیزانی هم که به هر علت به بحث ورود پیدا نکردند ... صمیمانه سپاسگزارم .
      سینا دژآگه
      سینا دژآگه
      سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۶ ۲۱:۱۸
      سپاس از شما جناب رفیعی عزیز که با بینشی که دارید بستری را برای تبادل نظر دوستانه میان اعضای محترم این سایت فراهم کردید.
      امیدوارم اساتید بزرگوار هم برای روشنگری نظراتشان را بفرمایند تا شاگردی چون من از دانش ژرفشان بی بهره نمانیم.
      بازهم از شما و جناب رمضانی و از دیگر عزیزان سپاسگزارم و از دانشتان آموختم.
      ارسال پاسخ
      علی رفیعی  ( امید )
      علی رفیعی ( امید )
      سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۶ ۲۲:۰۰
      موید و پیروز باشید دوست عزیزم جناب دژاگه
      التماس دعا
      ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)
      ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)
      چهارشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۶ ۱۱:۵۵
      جناب آقای رفیعی عزیز، سلام علیکم.
      ......................................................
      پستی جالبی ست و، دوستان هم نظراتِ مختلف ومتنوعی رانگاشته اند.....بانظرتان درموردِ (سبک های جدید) کمی تاقسمتی موافقم.....بالاخره هرکس نظزی دارد ....ولی به عقیده ی حقیر....ان چیزی که درین مقوله اهمیّتِ بیشتری دارد...احترام گذاشتن به عقایدَ ست و.....دوری نمودنِ ازتخریب ....خیلی دوست داشتم بخوانم این مطلب را....والبته مطالبِ فراوانی برای نوشتن دارم...ولی متأّ سفانه.....دراین روزها.....به قولِ امروزیها،(حِسّش) نیست.....اگر عمری بودو...بودم.......بعداً انشاءا..........
      عمادالدین صفائی(صاد)
      عمادالدین صفائی(صاد)
      چهارشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۶ ۱۷:۳۱
      گرانقدر استاد
      از این که به این جمع توجه کردید صمیمانه سپاسگزارم
      با آرزوی سلامتی...
      ارسال پاسخ
      علی رفیعی  ( امید )
      علی رفیعی ( امید )
      چهارشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۶ ۱۹:۴۴
      سلام و عرض ادب و احترام محضر استاد فرزانه جناب شیخی گرانقدر..... از توجه حضرتعالی بی نهایت سپاسگزارم ... کلام گهربارتان را گرفتم و ان شاالله بکار می بندیم ... سلامت و تندرست و عاقبت بخیر باشید استاد .
      ارسال پاسخ
      علی رفیعی  ( امید )
      علی رفیعی ( امید )
      پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۶ ۰۵:۴۷
      سلام ودرود حضور آقا عماد دوست عزیزم
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی
      آموزش و نقد شعر
      نظرات
      مشاعره
      کاربران اشتراک دار
      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.