سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
سه شنبه 21 آذر 1396
    25 ربيع الأول 1439
      Tuesday 12 Dec 2017
        مذهب خدمت بزرگي به عشق نمود زماني كه آن را گناه ناميد.!! آناتول فرانس

        سه شنبه ۲۱ آذر

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        (نقد......)
        ارسال شده توسط

        ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)

        در تاریخ : شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۶ ۱۹:۱۸
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۲۸۸ | نظرات : ۵۸

        بنام نگارگرعشق..............
        ........................................................
        ازآنجا که بحثِ (نقد....)همیشه داغ است و.......حواشی به دنبال داشته ودارد....وهرازگاهی، دوستی وهموندی ، نظری بیان می نماید دراین مورد.......بران شدم تا بااجازه ی اساتید....نظرم راخیلی کلی ودرعینِ حال ساده بیان کنم.......به این امید که شاید برای خودم لااقل، مفیدباشد.........
        (نقد....) ویاشاید (انتقاد....)،بیانِ خوبی ها وبدیهاست ونه،ایراد گیری وعیب جویی....ونه تخریب.
        نشان دادنِ قوّت ها وضعف هاستدریک اثرِ ادبی که می تواند...شعرباشد،....قصّه نویسی باشد ویا......
        وامّا چون منظورِ نظرِ ماهمه دراین سایت(شعر)ست....فقط دراین مورد....صحبت خواهد شد.....
        نقاّاد کسی ست که باعلمِ به موضوع......عیان می نماید نکاتِ پنهان وظریفِ یک شعررا.......مستدّل ومنطقی،سره راازناسره جداکرده وکمک می نماید به سراینده وخواننده،...تامسائل وحواشیِ درونیِ سروده را...بهتردرک نموده...ودرنتیجه لذّتِ بیشتری حاصل شود.......بهترین خدمتی که می توان به شاعرنمود،....(نقدِ ) اثرِ اوست.......بدونِ درنظرگرفتنِ ملاحظات والبته....با رعایتِ حدودِ اخلاقی........دراین صورت است که شاعری می تواند بامشاهده ی نقطه نظرهای دیگران......راهِ بهترسرودن را...درپیش گیردو......اگرچه نه به زبان....ولی دردل، شاکرباشد ازکشی که این لطف رادرحقّش نمود ه است.
        وامّا....اگر بخواهیم واردِ درمقوله ی (نقد....)شویم......اولیّن کار،بادقّت خواندنِ سروده است...گاهی هم شاید لازم شود،چندبارخواندنِ ان.....شکافتنِ لایه های هربیت ومصرع......بادرنظرگرفتنِ معنای واژه ها،....دررابطه باصنایعِ زیبای ادبی،...به شکلی که هیچ نکته ای ازنظر،پنهان نماند....که اگر این اولّین قدم...درست برداشته شود.......مسلمّاً تارسیدنِ به نتیجه ،که نقدی منطقی....سازنده.......وراهگشاست.......برداشتنِ قدمهای بعدی....اسان ترخواهدبودوحتماً تصدیق خواهید نمود که باسطحی خواندنِ یک شعر....ووارد شدنِ در(نقد.....)جزین که وقتِ خودراهدرداده ایم....نتیجه ای هم عایدِ کسی نکرده ایم.....زیرا...زیبایی های شعررادرک نکرده ایم.......... ریزه کاریهای اثررا...متوجه نشده ایم.......وایضاً نازیبایی هارا...گرچه، (نقد.....)فقط بزرگ نماییِ عیب هانیست.
        گاهی سروده ها عمیقند وپیچیده...که دراین صورت..کار مشکل ترشده ودقّتِ بیشتری رامی طلبد.........زیرابه آسانی نمی توان به تمامِ زیروبم های شعر، پِی بُرد.....اگرچه فرموده اندو...خوانده ایم که یکی ازخصیصه های شعرِ خوب وعامّه پسند، ان ست که بیانِ منظور، به شکلی باشد که سؤالی برای خواننده باقی نگذارد...ولی همه ی موارد راباید درنظرداشت.
        عرض کردم که مطلع، بسیار می تواند کارگُشا باشد....هم برای کسی که خواننده ی شعراست وهم کسی که می خواهد(نقد....)بنماید......ساختمانی رادرنظربگیرید بادرِ بسته......که شما می خواهید واردش شوید شاید به منظورِ گذرانِ ساعتی ....ویاهرمنظورِ دیگری......به محضِ اینکه در، بازمی شود...درهمان لحظه ی اوّل.....منظره ای که روبرویتان قرارمی گیرد...می تواند مشوّقِ شما باشد برای ورود....ویاصرفِ نظرازداخل شدن(بیتِ مطلع، می تواند چنین حکمی داشته باشد)...بنابراین.....نگاهِ دقیق به بیت ویامصرعِ اول......ریتمِ واهنگِ شعر......انتخابِ واژه هاوارتباطشان ازنظرِ معانی....چگونگی قرارگرفتنشان...درکنارِ یکدیگر.............قدرتشان دربیانِ منظور.......فصاحت وبلاغت وشیواییِ گفتار.........واحیاناً خلقِ وآژه های نو وبدیع........ودرکنارِ اینها....چگونگیِ بهره بُردن از قدرتِ تخیّل.......ومضمون...که بیان کننده ی تمامِ ان چیزی ست که شاعربرای نوشتن....دست به قلم بُرده است.....وودرنهایت، خروجیِ شعر.....چه گفته؟.....به چه منظور.....؟تاچه حد موفّق...بوده؟.......وووووووهمه ی اینها رابرای (نقد....)نمودن باید درنظرداشت.....
        سبکِ شعر هم بسیار می تواند مهّم باشد...که مسلمّاً نقدِ هرنوع سبکی در حیطه ی تخصّص هرنقادی نیست.
        وامّا یک موضوعِ مهّم دراشعارِ (کلاسیک).......چگونگی رعایتِ وزن.....اهنگ...وریتمِ سروده است که حتماً وبادقّت باید درنظرداشت،واینکه همه ی این قواعدِ مهمِ دراین سبک به خوبی رعایت شده یاخیر......برای تعیینِ وزن هم.......الزاماً نباید ...هجاهاراشمرد....بهترین وسیله....برای این کار....داشتنِ یک(گوشِ) باشعرآشناست...زیرابرخلافِ انچه که ناآشنایانِ با شعرکلاسیکگمان می کنند....حتماً باید تعدادِ هجاها، برابرباشند..... یک سراینده ممکن است گاهی به ضرورت...وبااستفاده ازقانون(ابدال)....درمصرعی ، دوهجای کوتاه رابدل نماید به یک هجای بلند....که دراین صورت...هیچگاه، تعدادِ هجاها مساوی نخواهدشد...وایرادی هم نیست.....برابربااختیاراتِ شاعری.....استفاده ازچنین موردی...برای هرکسی امکان دارد.....
        ( راههای دیگری هم برای تشخیصِ درست ویاغلط بودنی وزنف وجوددارد که جای بحثش دراین مقال نگنجد)
        ازخصیصه های بارزِ شعرِ کلاسیک....رعایتِ وزن واهنگ است که البته برای کسانی که درتخصصّشان نیست شاید به نظر مشکل باشد....ولی سراینده های حرفه ای دراین سبک....هم وزن وآهنگ رابه خوبی رعایت می نمایندوهم...منظوررابه درستی بیان می کند......ودرنهایت.....،(نقد.....) محک زدن است.....تعیینِ معیار است.....تشخیصِ خالص ازناخالصی هاست.....تعیینِ ارزش است .....وشاید بهترباشد که گفته شود،به نوعی داوری وقضاوت است که اگر باعدالت ومنصفانه نباشد....گاهی ممکن است....سراینده ای رابرای همیشه ازسرودن.....ناامید نماید....
        دوستان....آنچه راکه باتمامِ کمی ها وکاستی هایش عرض نمودم.........(که البته به خاطرِ بعضی مسائل، سعی درخلاصه نویسی داشتم.....)برداشتِ واعتقادِ حقیر به مقوله ی(نقد.....)است......ولی خواهشم اینَ ست که از(نقد....)کردن و(نقد....)شدن نهراسیم.....وبرعکس ازدوست.....هموند......وعزیزان، به اصراربخواهیم که درحقِّ ما لطف نموده....وشعرمان را...موردِ (نقد......)قراردهند......باقلمی تیز....وبُرّا.......دربینِ باغ دارانِ انگور.....یک امرِ عادی ست که باید...درفصلِ بُریدنِ درخت انگورویا(مَوْ)....کاررابه کسی سپرد که رحمی دردل نداشته باشد....چه هرچه بیشتربِبُّرد....خدمتِ بیشتری هم به باغ...وهم به صاحبِ باغ نموده است.........
        ویک خواهشِ دیگر.........عزیزان...دوستان......شاعرانِ گرامی........سعی کنیم....کلمات رادرست بنویسیم.......درستِ کلمات رابنویسیم.......ازغلطِ املایی...پرهیز کنیم.......باوربفرمایید اگر، شعرمان نمونه ودربالاترین درجه باشد...بودنِ یک غلطِ املایی درنوشتنِ ان.....برای خواننده بُهت برانگیزخواهدبود........ونظرِ اورادرموردِ شاعر.....به نوعی...تغییرخواهدداد...حتماً بعدازنوشتن....نگاهی دوباره داشته باشیم ...به انچه که برای سرودنش...زحمت کشیده شده...گاهی بعضی ازنوشته ها....نشان دهنده ی بُغضِ نویسنده است،وشکّی نیست که به گاهِ نوشتن.....موجی ازعصبانیّت دراوفوران داشته.......جمله بندیها غلط....وووووووووکلامِ اخر.........ببخشید بر(دیوانه)....ولطف نموده.....(نقدِ ....)بنده را، موردِ (نقد....)قراردهید...که باگوشِ جان، اماده ی شنیدنم.............ممنونم ازهمه ی کسانی که وقت می گذارند ومی خوانند......موفق باشید انشاءا...................
         

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۷۹۸۲ در تاریخ شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۶ ۱۹:۱۸ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق)
        سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق)
        يکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶ ۰۱:۴۵
        سلام و درود بر استاد بزرگوار جناب شیخی گرانقدر جای دارد در این ایام مبارک از زحماتی که می کشید و کشیدید با اطلاع به اینکه می دانم کسالت دارید از شما متشکر باشم درود خدا بر شما باد
        عاقبت بخیر باشید بزرگوار
        آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
        آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
        يکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶ ۰۹:۳۲
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        يکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶ ۱۰:۲۵
        ارسال پاسخ
        ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)
        ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)
        يکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶ ۱۸:۰۳
        جناب سید حاج فکری عزیز، سلام علیکم.
        ..............................................................
        بسیار ممنونم ازحضورتان...وشرمنده ام بابتِ غیبت هایم......
        تقاضا دارم دراین ماهِ مبارک....ودرلحظاتِ معنوی خود.....همه ی بندگانِ خداوحقیررا، ازدعای خیرخود....بهره مندسازید.
        ارسال پاسخ
        آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
        آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
        يکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶ ۰۹:۳۳
        درودواحترام به محضرتان استادبزرگوارم
        بهره بردم از بیانات متین شما
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        يکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶ ۱۰:۲۵
        ارسال پاسخ
        ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)
        ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)
        يکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶ ۱۸:۰۵
        سرکارخانم رحیم زاده ، بانوی گرامی، سلام علیکم.
        ...........................................................................
        ممنونم بزرگوار.....ببخشید ، می دانم کامل نیست ولی، درحدّ بضاعتم.....نیتِ خدمت داشتم...امید که مقبول افتاده باشد.
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        يکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶ ۱۰:۲۷


        سلام استادبزرگوارم
        ممنونم ازاین پست مفید
        حرف حساب بود وجوابی ندارد
        موفق باشید ان شاالله





        ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)
        ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)
        يکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶ ۱۸:۰۷
        سرکارخانم عجم، بانوی گرامی، سلام علیکم.
        .....................................................................
        گرچه خلاصه است وکلّی.......فکرکردم شاید بتوانم ...دوستان را دراین مقوله....تشویق نمایم........
        اگر توفیقی بود...بیشترخواهم نوشت.....
        ممنونم ازحضورتان.موفق باشید انشاءا......
        ارسال پاسخ
        عباسعلی استکی(چشمه)
        عباسعلی استکی(چشمه)
        يکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶ ۱۱:۳۴
        درود استاد عزیز
        بسیار بجا و موثر
        یادش بخیر دوست عزیزی می گفت:
        ،لطفا این شعر گدا نقد کنید،
        ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)
        ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)
        يکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶ ۱۸:۰۸
        جناب آقاس استکی عزیز، سلام علیکم.
        ..........................................................
        بله ....می دانم که خیلی خلاصه است....ولی شاید راهگشا باشد.....
        ممنونم ازحضورتان...موفق باشید انشاءا........
        ارسال پاسخ
        اکبر رشنو
        اکبر رشنو
        يکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶ ۱۴:۰۳
        درودها

        بسیار بجا وبهنگام بود

        واین امریست که همه اذعان دارند که نقد بررسی چند وچون

        یک مطلب و یک موضوع می باشد در حسن و کم و کاستیها

        که در اینجا شعر مورد نظرست نقد لازمه ی یک گفتمان

        پیشرونده است

        به قول حضرت عالی از نقد نباید هراس داشت


        بی نقد هر کسی پیش خودش تمامست در حالی که هر اثر

        هنری ادبی همیشه می تونه کم و کاستی داشته باشد و

        شاید بهتر ومتعالی تر بشود ، با نقد چیزی از آن کم نمی شود

        ونقد وانتقاد پویاییست و بر نقد منصف و آگاه و خردمندانه و

        دلسوز سینه باید گشود و شاید شربت تلخیست در بهبود

        ونقد باید با استناد و آگاهی در آن زمینه وموضوع مورد نظر

        باشد واز سر اصلاح ورهنمود

        و از سر جاه طلبی و هر انگیزه ی دیگر خالی از خلل نیست

        و به نظر کسی که خود را تمام می داند پیشرفتش تمام می

        شود و بر عکس هم صادقست

        و شعر که منشوریست در انتقال دانسته ها و احساسات

        زمانی که به اشتراک گذاشته می شود نظرات متناقض را شاید

        در پای خود ثبت کند که این تناقض و. تضارب آرا ونظرات

        دست کسی را

        که خواهان نقد ونمو ست باز گذاشته در انتخاب راه درست و

        کسی که نقد پذیر نیست شاید کمی خود خواهی

        در خود د اشته باشد

        ونقد هم باید در حیطه ی تخصصی نقاد باشد و با استناد

        و انصاف و احترام صورت بگیرد و در محیطی که نقد بمیرد

        خود خواهی و چاپلوسی همزمان رشد خواهد کرد

        و شعری اگر در معرض افکار عموم قرار گرفت نباید انتظار داشت

        که همه مانند صاحب اثر از اون استنباط و بر داشت داشته

        باشند وانتشار فقط برای به به وچه چه گفتن صرف نیست

        واین چند لایگیهای معنا ومضمونها که از آمیزش اندیشه ها و

        خیل خیال توامان بر می خیزد

        و اصلا در علوم انسانی بطو ر کل بطور طبیعی مناقشه بر انگیز

        خواهد بود
        وازتضارب آرا ونظرگاهها ست که نو نو می رسد و نو آوری و

        سبک وسیاقهای بدیع ازین در یچه های پر بار نقدست

        و در سخن ها ما سخن را مور دارزیابی قرار دهیم ونه

        شخصییت گوینده را

        به فرموده ی علی ع :

        انظر الی ما قا ل ولا تنظر الی منقال

        ببینید چه گفته شده نه کی گفته

        و ما باید فرهنگ نقد ونقادی ونقد پذیری را دامان بزنیم برای

        پیشرفت در هر زمینه و اینجا بویژه شعر

        وبخواهیم که نقد شویم و از نقّاد که صرف وقت گران کرده به

        پای نوشته هایمان و و قت عزیز بس که قدر دان و سپاسگزا ر

        باشیم و نه اورا دشمن خود بدانیم و زیر بار نرفتن به نقد درست

        کم لطفی به خودست وخود بزرگ بینی و یا تر س از شنیدن و

        این حقیقتیست که باید در ما باشد

        البته سخن نقد گفته شد که بر محور انصاف و آگاهی و با

        استناد ودرایت کافی باشد و هر نظری نقد نیست

        درشتی ونرمی به هم در به است

        چورگزن که جراح و مرهم نه است

        و خلاصه ،فضای نقد ، فضای زندگیست و پویایی

        و بی نقد سکون و دلمردگیست

        و سینه فراخ باید داشت گر به میدان اکتساب و دانایی قدم

        نهاده ایم ومتواضع وخاکسار آ موختن

        تا چه قبول افتد و چه در نظر آید

        با ارادت



        عليرضا حكيم
        عليرضا حكيم
        يکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶ ۱۴:۵۱
        درود بر شما به زیبایی گفتی و به کمال سفتی
        احسنتم
        ارسال پاسخ
        اکبر رشنو
        اکبر رشنو
        يکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶ ۱۶:۲۵
        ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)
        ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)
        يکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶ ۱۸:۱۷
        جناب آقای رشنوعزیز، سلام علیکم.
        ......................................................
        باتمام فرمایشتان موافقم....وممنونم که نوشته ی ناقصِ بنده را، کامل نمودید.......امید که بتوانیم...کمکی کرده باشیم دربابِ مقوله ی نقد....وانشاءا....گشایشی باشد دراین زمینه.....مسئله ای که واقعاً جایش دراین سایت خالی ست...معتقدم که به شکلی باید دوستان راتشویق نمود جهتِ ورود....واستفاده بُرد ازنظراتِ همه ی عزیزان....باوربفرمایید بعضی ازعزیزان...اگر ورودنمایند.....به تدریج می تواند بابِ آشتی کنان باشد.....
        خداوند انشاءا....مارادچارِ غرورننمایدکه خودرابی نیازبدانیم ازنقطه نظرِ یکدیگر که دراین صورت ..کبروغرور..ورود خواهدکرد و.... که دراین صورت.....تعلیم وتعلّم دراین زمینه....خاتمه خواهدیافت.....بازهم تشکّرمی کنم وبرایتان شادی وشادکامی آرزو می نمایم.....
        ارسال پاسخ
        مهناز نصیرپور (بانوی فصلها)
        مهناز نصیرپور (بانوی فصلها)
        سه شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۶ ۱۲:۳۴
        درود جناب رشنو موافقم
        ارسال پاسخ
        اکبر رشنو
        اکبر رشنو
        سه شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۶ ۱۶:۳۶
        علی میرزایی( هیچکاک)
        علی میرزایی( هیچکاک)
        شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۶ ۲۱:۰۷
        درود بر جناب دیوانه
        اولین قدم در نقد، به نظر من، نه خواندن آن اثر، بلکه قبل از آن خواندن آثار ادبی ایران و جهان است.به نظر من کسی که حافظ و عطار و مولوی و فردوسی و خیامو و نظامی و سعدی و اخوان و نیما را کامل ودرست نخوانده باشد، نه تنها حق نقد ندارد که شعر هم نباید ببسراید.قدم دوم به دست آوردن دانش نقد است که آن هم فقط با مطالعه تخصصی به دست می آید.نقد امروز نقد محتوا است تا قالب.شعری که حرفی نداشته باشد، در هر قالبی که باشد اثری است پیش پاافتاده.لازم میدانم در همینجا مسعله ای را درمورد سوتفاهمهای بوجود آمده در مورد نظرات خود را هم بیان کنم.بنده هیچگاه به نقد تخصصی اثری نپرداخته ام، چون اینجا جای اینکار نیست و نگاهم همواره بصورت کلی به یک اثر بوده است و یادداشتی هم که پای آن اثر گذاشته ام نقد کلمه به کلمه و سنتی نبوده ، بلکه ضعف اثر را بصورت کلی و گاه با ته مایه ای طنز بیان کرده ام.این نوع یادداشتها ی کوتاه در بیان ضعف یک اثر ، هم در سینما و هم در ادبیات امروز دنیا وجود دارد و منتقدان به جای پرگویی به بیان ضعف کلی اثر میپردازند ، آن هم با ته مایه ای ازطنز.چون دنیای امروز دنیای کوتاه گویی و موثر گویی است.امروز دوره ادبیات مدرن است و دوره نقد مدرن.
        آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
        آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
        يکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶ ۰۹:۳۲
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        يکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶ ۱۰:۲۵
        ارسال پاسخ
        ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)
        ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)
        يکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶ ۱۸:۵۲
        جناب آقای میرزایی عزیز، سلام علیکم.
        .............................................................
        ضمنِ تشکرازحضورتان....وباعرضِ پوزش با بعضی ازنظراتتان موا فق نیستم.....اینکه اگرکسی ....فلان وفلان رامطالعه ننموده، نباید شعربگوید......مصداقِ کلّی ندارد.......معتقدم که طبعِ شعر.....نعمتی ست الهی که همه کس ازان بهره ندارد...وآنها هم که دارند،لزوماً نباید حتّی سوادداشته باشند، ....واگر هم دارند حتماً نباید درزمینه ی ادبیات باشد.....
        دوستی داشتم که خدای رحمتش نماید......(یک باردیگرهم درسایت راجع به ایشان نوشته ام)...سوادش درحدِّ خواندن ونوشتن بود، به سختی.....غزلیاتش ...به تمامِ معنا خواننده راکیفورمی نمود.....شغلش نیز،اهنگری بود....کاری سخت...وطبعی لطیف......اواخرِ عمرش....مشغول بودیم به جمع اوری وویرایشِ اشعارش جهتِ چاپ....که خدای راشکر،پیش ازفوتش این کارانجام شد.....ناخوداگاه گفتم....فلانی...چه خوبست که تقریباً تمامی اشعارِ شما(ردیف)دارد....باتعجب پرسید:...ردیف چیست؟........حضورِ ذهن ندارم واِلاّ یکی ازغزلیاتش رابرایتان می نوشتم تا، خودتان تصدیق بفرمایید که چه عرض می نمایم.......سالِ پنجاه ویک...دریکی از روستاهای سیرجان...که مشغولِ خدمت بودم وماموریت داشتم....درکارگاههای پسته...باپیرمردی حدوداً هشتادو چند ساله برخورد نمودم...که همیشه یک دفترِ مثلاً صدبرگ همرا ه داشت ویک مداد(ولی ان قدر، ورق به این دفتراضافه نموده بود که به مرورِ زمان... باوربنمایید اگر بگویم نزدیک به پانصد صفحه شده بود).....شعرمی گفت وان هم چه غزلیاتِ زیبا وشورانگیزی........درمعابروکوچه ها...هرگاه شعری برای نوشتن داشت......ازهرکسی ازاهلِ آبادی که سوادداشت...کمک می گرفت برای نوشتنِ اشعارش......لذتی به انسان دست می دادوقتی اشعارش رامی خواندی.......درشهرِ خودمان....روزی برای کاری به یکی ازبنگاههای مسکن رفتم....دیدم دوسه نفر...سراپاگوش بودند به شعری که پیرمردی روستایی می خواند...بنده هم نزدیک شدم وبدون سلام وتعارف.....گوش کردم.....بعدازچند غزل خواندن باایشان مشغولِ صحبت شدم.....وحظّی بردم ازشنیدنِ اشعارش......بنده هم برایش شعری خواندم ومخصوصاً ......درمصرعی.....یک (که) جاانداختم......بلافاصله حرفم راقطع کرد وگفت....اینجایش درست نیست........گفتم یعنی چه که درست نیست...گفت نمی دانم ولی یک چیزی کم دارد....هنوز باایشان مراوده دارم........دوستی دارم که لیسانسِ زیست شناسی ست ولی غزلیاتش..معرکه است...وحتماً شماهم ازاین موارد دیده وشنیده اید.
        جناب آقای میرزاییِ عزیز...فوایدِ مطالعه رابه هیچ وجه نمی توان انکارنمود....سفارشِ بنده به عزیزانِ تازه کار....همیشه مطالعه درآثارِ بزرگان بوده وهست...ولی مقوله ی (نقد....) جنسِ دیگریست...وکارِ هرکسی هم نیست....وان هم که واردِ دراین مقوله می شود...دردرجه ی اوّل باید رعایتِ شؤناتِ اخلاقی رابنماید...گاهی می شود بارفتاری درست....مخاطب راچنان تحتِ تاثیرقرارداد...که سخنِ شما رادربست بپذیرد...وگاهی هم....اگر علاّمه ی دهرهم که باشی...ممکن است نوعِ گویش.....اثری درشنونده نگذارد......وازهمه ی اینها گذشته اختلافِ نظر.....امری ست عادی وطبیعی......همه نباید مثلِ منِ نوعی فکرکنند....اختلافِ نظرهاست که باعثِ تنوعِ درایجادِ آثارگوناگون می شوند........بنده فکرمی کنم که باهرکسی باید مطابق با، روحیاتش واردِ بحث شد....طرفِ مقابل رااگرچه نه صددرصد....ولی تاحدودی شناخت.....وبابِ مذاکره راگشود...واگرهم توافقی حاصل نشد.....اصرای درکارنباید باشد که ممکن است...نتیجه ای عکس بدهد وخدای ناکرده ...دوستی هارا....بدل به ..بیزاری نماید......ولی درکلّ.....(نقد....)لازم است و...بدونِ ان ..توفیقی درکارنخواهدبود.......(ببخشید) نیم قرن است که می نویسم....چیزهایی بنام شعر...ولی هیچگاه...خودم راشاعرندانسته ...وهیچگاه خودراازیادگیری....حتّی ازکم سن وسال ترینِ شعرا.....محروم نکرده ام........نمی گویم...که همه باید چنین باشند....وازان گذشته معلوم هم نیست که بااین روش...درکارم موفق باشم....ولی.....یادگیری درهربُرهه ای...لازم است...وحاصل نمی شود مگربامطالعه....استفاده ازتجربیات ونقطه نظردیگران.......ببخشید بنانداشتم...مفصل بنویسم.....می دانم که کسی حوصله ی خواندنِ این گونه نوشته ئهاراندارد....ولی شد، اگرچه ناخواسته....ممنونم ازحضورتان وبرایتان ...موفقیت آرزو می نمایم...
        ارسال پاسخ
        علی رفیعی  ( امید )
        علی رفیعی ( امید )
        شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۶ ۲۱:۱۴
        سلام ودرود محضر استاد شیخی عزیز
        بسیار دقیق و باتوجه به جمیع جهات به موضوع پرداخته اید
        بنده هم با نظر حضرتعالی کاملاً موافقم و از نقد منصفانه استقبال می نمایم .... لیکن آنچه باعث بروز دلخوری برخی از دوستان
        می گردد تخریب است ، یعنی اینکه با دست آویز قراردادن برخی نکات بسیار ریز هنرمند و شاعری را تخریب نماییم که این امر چه بلحاظ ادبی و چه از نظر انسانی و اسلامی مذمت شده و مورد تایید اساتید محترم نیست ....
        از توجه و نقدهای منصفانه جنابعالی و بسیاری اساتید محترم بنده شخصاً همواره استقبال نموده ام و این را منتی بر خود می دانم که عزیزی وقت بگذارد و شعر و نوشته ام را نقد نموده و راه پیشرفت را بر من باز نماید .... . ولی متاسفانه یکی دو تن از دوستان به محتوای شعر و نوشته کار ندارند بلکه فقط از موضع خود برتر بینی اقدام به تاختن به شعر و هنر و هنرمند می نمایند و با این کار بسیاری از شاعران جوان را دلسرد می نمایند و از طرفی این چند تن غزل و غزل سرایان و شاعران کلاسیک را قبول ندارند و از هر انگی برای رسیدن به خواسته خود که همان خود بزرگ بینی است استفاده یا به تعبیری سوء استفاده می نمایند .
        سپاسگزارم استاد دیوانه عزیز و فرهیخته
        آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
        آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
        يکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶ ۰۹:۳۲
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        يکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶ ۱۰:۲۵
        ارسال پاسخ
        ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)
        ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)
        دوشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۶ ۱۷:۵۰
        جناب آقای رفیعی عزیز، سلام علیکم.
        .........................................................
        دیروز نوشتم تاجایی که قادربودم.......
        .................................................................
        وامّا.........منطق،خودش خودش راثابت می کند،......به مصداقِ(آفتاب آمد...دلیلِ افتاب)حرفِ حسابی که دادو فریاد نمی خواهد.......مسخره کردن که مذموم است درهرمرام وکیشی...بخصوص درآیینِ مبارکِ ما.....هوارزدن....دشنام دادن...توهین کردن.....استدلالِ بی منطقان است....وقتی می شود....به اتکّای (آدمیّت)...حرف زد....وشنید ،.....نیازی به موردِ دیگری نیست.....ان هم کسانی که به پشتیبانی (شعر)...باشعور...سروکاردارند...بنده وشما...ممکن است درموردی باهم توافق داشته باشیم ویاخیر......حتّی اگر موافقِ نظرِ یکدیگرهم نباشیم...بازهم می توانیم...به دوستی ورفاقت ادامه دهیم..منتهی....بادرنظرگرفتنِ شرایطِ روحی واخلاقیِ یکدیگر....ولی حقِ تخریبِ یکدیگررابه هیچ وجه نداریم.......
        مگر همه درطرزِ تفکر که منبعِ اصلی سروده های ماست....باید مثلِ هم باشیم....بنده به نوعی می نویسم ...وشما به شکلی دیگر.....این طبیعی ست......تضاّد افکار وعقاید......چیز غریبی نیست....تنوع است ....مگر درقرانِ ما....تفاوتِ دررنگِ پوست....زبان.....وفرهنگها، مذّمت شده اند؟.......ماها به عنوانِ اشرفِ مخلوقات....باید قدرتِ تحمّل یکدیگرراداشته باشیم.....بدونِ اینکه.....باعثِ رنجشِ کسی شویم...که انسانیّت.....ادمیّت....وکرامتِ انسانی یعنی این.....ولی چه باید کرد درباره ی کسانی که...هنوز درک نکرده اند...این معنارا.......؟...حوصله....سعه ی صدر...گذشت....وتوکّل......
        بنده همیشه درخاتمه ی مجالس....یک دُعا می نمایم ..که فکرمی کنم کافی باشد برای همه ی ما.....(خدایا....ماراآدم افریدی....آدم هم بمیران)...
        شادباشید انشاءا.........
        ارسال پاسخ
        علی رفیعی  ( امید )
        علی رفیعی ( امید )
        سه شنبه ۹ خرداد ۱۳۹۶ ۰۱:۵۴
        سپاس از لطف شما هنرمند گرانقدر
        علی رفیعی  ( امید )
        علی رفیعی ( امید )
        سه شنبه ۹ خرداد ۱۳۹۶ ۰۱:۵۴
        باتشکر فراوان از محضر بانوی واژه ها
        مهناز نصیرپور (بانوی فصلها)
        مهناز نصیرپور (بانوی فصلها)
        سه شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۶ ۱۲:۳۹
        درود بر شما
        دقیقا تخریب، آدم را از شعر پس می زند و بزرگترین چیزی که در همین سایت هم گاهی وجود دارد و باعث دلخوری می شود این است که زیر نوشته ی بعضی افراد که اصلا شعر نیست و بیشتر مواقع هم تمام تصویر کپی شده از شعر دیگران است مثلا در دو خط نوشته یک خط کاملا از شعر دیگران برداشته شده یا مهمترین تصویر شعر از شعرهای دیگران کپی شده ...

        جملات "بسیار دلنشین و اصولا شما هرچه می نویسید عالی ست و ..." به چشم می خورد و رای های زیادی داده می شود
        ولی در مورد افراددیگر کاملا ریزبینانه و گاهی مغرضانه نقد می شوند
        این تبعیض ها در همه ی موارد قلب انسان را به درد می آورد
        وگرنه این را قبول دارم تا وقتی که نقد نشویم نمی توانیم درست بنویسیم و پیشرفت کنیم ...

        با سپاس
        ارسال پاسخ
        عليرضا حكيم
        عليرضا حكيم
        يکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶ ۰۸:۱۸
        درود جناب شیخی گرامی
        مطلبی زیبا و مبسوط و خواندنی بود
        موفق باشید
        اضافه می کنم بزرگوار از قول مولا نا
        دشمن طاووس آمد پر او
        ای بسا شه را بکشته فر او
        در این مدت که من در این سایت هستم تا توانسته ام مطالبی به صورت نقد برای همشعر های عزیزم از سر دلسوزی می نوشته ام؛ امًا چون حرف حق گاهی تلخ است افرادی از ما رنجیده شده اند به عنوان مثال شخصی که شعر دیگران را به نام خود در سایت منتشر می کرد وقتی تذکری دادم از شدّت عصبانیّت مرا در لیست سیاه هم قرار داد.
        هر چند می دانم از اثرات نقد کردن واکنش متقابل است ؛
         زیرا نقاد را به خرمگس تشبیه کرده اند، امّا اگر سایتی و یا محفل شعری نقّاد اثر گذار نداشته باشد مرده قلمداد می شود.
        بارها دیده ایم بعضی از دوستان می گویند: ای بابا، شعر کلاسیک حالا اگر وزن یا قافیه هم نداشته باشه مگر چی می شه ؟ وقتی می گویی نه اینطور نیست عیبه و ... حرکات ناشایست انجام می دهند ولی مهم نیست چون حرف حق بعضی موقع تلخه...
        با آرزوی موفقیت شما
        آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
        آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
        يکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶ ۰۹:۳۲
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        يکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶ ۱۰:۲۵
        ارسال پاسخ
        ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)
        ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)
        دوشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۶ ۱۸:۰۶
        جناب آقای حکیم عزیز، سلام علیکم.
        .......................................................
        کاملاً باشما موافقم.....عرض کرده ام که (زیدی...وزیدهایی......)...بارها ازبنده دعوت نموده برای خواندنِ شعرش ودادنِ نظر......خوانده ام ونوشته ام.......دیگرنامی هم از(دیوانه) نبرده....به سلامش رفته ام.....جواب هم نداده.....
        ولی...همان طورکه خودتان هم فرموده اید......انجمنِ بدونِ نقّاد.....(مُرده )ای بیش نیست......اگرچه ظاهراً پُرزرق و برق هم باشد......
        ماها سنتی می نویسم و(کلاسیک)...وازنظرِ خیلی ها(اُملّیم)....ولی هنوز ندیده ونشنیده ام که سنتی نویسی....سروده ی (نو) نویسی را، مسخره ویاانکارنماید...درحالیکه همه خوب می دانیم که بیشترِ اینهایی که امروزه به نام (نو) نوشته می شوند....اصلاً (شعر) نیستند......ولی چه بسیارند (نو) نویسانی....که سروده های مارا...وبزرگانِ دراین سبک را...که دنیایی ازانها به بزرگی یاد می نماید ...وپشتوانه های فرهنگیِ کشورمایند....به سُخره می گیرند....شک نداشته باشید ....که مسخرگی......ومنکرشدن.....منطقِ (بی مایگان) است.......دربینِ شکارچیان...وکوه نوردان...یک اصلِ ثابت شده هست که همه بدان معتقدند........(پلنگی که دربلندی ایستاده....هیچگاه به موجود پایین دست ترازخودش، حمله نمی کند)........ولی باورکنید دیده ام درکوه....شغالی زوزه کشان.....ازدیدِ گرگ فرارکرده....ولی بازهم....ایستاده و زوزه کشیده است.........چون به جُزدادوفریاد.....منطقِ دیگری ندارد.
        جناب حکیم عزیز...ایرادی نیست.....هرکسی به عنوان (ذکات) هم که شده...باید به دیگران بیاموزد....سخت معتقدم که هم شعرسنتی، خواننده ی خودش رادارد....وهم روزی خواهدرسید...که منکران نقد.....به اشتباهِ خود، پِی خواهند برد.......ومی رسند به جایی که ...دست پشتِ دست بزنند وافسوس خواهند خورد که چرا؟........ماها...وظیفه ای داریم که باید انجامش داد........قضاوت رابه خدا، وامی نهیم...که بهترین است
        شادباشید انشاءا.....
        ارسال پاسخ
        عليرضا حكيم
        عليرضا حكيم
        سه شنبه ۹ خرداد ۱۳۹۶ ۰۱:۲۹
        درود بر دیوانه ی عاقل
        زنده باشید به مهر
        مهناز نصیرپور (بانوی فصلها)
        مهناز نصیرپور (بانوی فصلها)
        سه شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۶ ۱۲:۴۰
        درود بر شما استاد حکیم
        ارسال پاسخ
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        يکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶ ۰۸:۲۳
        سلام
        بسیار ممنون جناب شیخی از زحمتتان
        بنده نیز در مورد عمیق خواندن شعر کاملا با شما موافقم و ممنون که نوشتید
        مابقی فرمایشات شما بسیار منطقی است و اینکه نباید اگر تخصصی در زمینه نوع شعری و نوع تفکر شاعر نداریم دست به نقد شویم.
        آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
        آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
        يکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶ ۰۹:۳۲
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        يکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶ ۱۰:۲۶
        ارسال پاسخ
        ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)
        ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)
        پنجشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۶ ۱۸:۳۹
        جناب آقای شفیعی عزیز، سلام علیکم.
        ...........................................................
        واقعاً شرمنده ام بابتِ تاخیرم.......وممنونم ازهمراهیتان.......بله بدونِ دقیق خواندن....وبدونِ تخصّص واردِ درمقوله ی (نقد) شدن...جزین که ممکن است اشکالاتی بوجود بیاورد.....فکرنمی کنم فایده ی دیگری داشته باشد......درحالیکه منظورِ از(نقد)....حلِّ مشکلی ست نه اینکه اضافه نمودنِ برآن....همان گونه که ...هرکاری.....زمینه ولوازمِ خودرامی خواهد.....(نقد....)هم باید بارعایتِ قواعد واصولِ مربوط به خودش...ومهمترازان.....درکمالِ ادب....ورعایتِ احترام صورت بگیرد.......
        بازهم عذرخواهی می کنم بزرگوار....ببخشید.
        ارسال پاسخ
        طاهره حسین زاده(کوهواره)
        طاهره حسین زاده(کوهواره)
        يکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶ ۰۸:۳۰
        سلام

        طاعاتکم مقبول الی الله

        زنده باد
        آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
        آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
        يکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶ ۰۹:۳۳
        ارسال پاسخ
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        يکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶ ۱۰:۲۶
        ارسال پاسخ
        ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)
        ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)
        پنجشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۶ ۱۸:۴۰
        سرکارخانم حسین زاده، بانوی گرامی، سلام علیکم.
        ..........................................................................
        ممنونم ازحضورتان.......طاعاتِ شما هم قبول باشد انشاءا..........
        ارسال پاسخ
        ابوالحسن انصاری (الف رها)
        ابوالحسن انصاری (الف رها)
        يکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶ ۱۵:۴۷




        سلام جناب شیخی ارجمند

        سپاسگزارم بزرگوار

        ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)
        ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)
        پنجشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۶ ۱۸:۴۱
        جناب آقای انصاری عزیز، سلام علیکم.
        .............................................................
        واقعاً شرمنده ام دوستِ خوبم......وممنونم ازحضورتان...شادباشید انشاءا................
        ارسال پاسخ
        احمد رشیدی مقدم (گمنام)
        احمد رشیدی مقدم (گمنام)
        يکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶ ۱۷:۰۷
        درود فراوان به استاد عزیز وارجمندم

        از خواندن نوشته مفید ودلسوزانه جنابعالی بسیار خوشحال
        شدم وبسیار سپاسگزار خواهم بود که سرودهای حقیررا تاهر اندازه که وقتتان اجازه میدهد مد نظر قرار دهید وبر حقیر منت بگذارید وعیوب آن را گوشزد فرمایی ؛ حقیر نه تنها دلگیر نمیشوم بلکه در اثر راهنمایی زودتر به مقصد میرسم اگرچه ممکن است وقت جنابعالی اجازه ندهد ؛ علاوه بر جنابعالی هرکدام از اساتید محترم مرا راهنمایی کنند جای شکر گذاری است ومرا بنده خود کرده است
        ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)
        ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)
        پنجشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۶ ۱۸:۴۴
        جناب آقای رشیدی عزیز، سلام علیکم.
        ..............................................................
        تاخیرم راببخشید......بنده به هیچ وجه خودرا(نقّاد) نمی دانم ...واگردقّت کرده باشید هیچگاه از(تیکِ نقد) تابه حال استفاده ننموده ام.......گاهی نظری می نویسم برشعرِ دوستان.....البته برای عزیزانی که تمایل داشته باشند.....وبه چشم....هرگاه که بتوانم درخدمتتان خواهم بود...وممنونم ازلطفتان....موفق باشید انشاءا.........
        ارسال پاسخ
        محسن سرمچ
        محسن سرمچ
        دوشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۶ ۰۷:۰۶
        یکی قطره باران ز ابری چکید/ خجل شد چو پهنای دریا بدید

        درود بیکران بر شما استاد زیبا اندیش و شاعر سخن شناس
        جناب شیخی عزیز,,,
        آنچنان شیوا و تخصصی علم نقد را شکافتید که نکته ای پوشیده نماند و حقیر خواندم , آموختم و لذت موفور بردم ,,,,وافتخار میکنم که در محضر استادانی چون شما که لبریز از عشق و آیینه اید شاگرد هستم,,,,دست به سینه روبروی شما نشسته ایم و سراپا گوشیم
        ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)
        ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)
        پنجشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۶ ۱۸:۴۷
        جناب آقای سرمچ عزیز، سلام علیکم.
        ..........................................................
        خیلی ممنونم ازمحبتتان بزرگوار.....باوربفرمایید که بنده(نقّاد)نیستم...وهیچگاه هم ازتیک(نقد) تاکنون استفاده نکرده ام.....
        این مطالب هم فقط نظرِ بنده بوددرمقوله ی (نقد)....که امیدوارم مفید بوده باشد....بنده هم درجوارِ دوستانی چون شما...بودن را، افتخاری برای خود می دانم....مؤید باشید انشاءا.............
        ارسال پاسخ
        نیره ناصری نسب
        نیره ناصری نسب
        سه شنبه ۹ خرداد ۱۳۹۶ ۰۹:۵۷

        درود بر جناب شیخی بزرگوار
        بهره می بریم از کلام نابتان
        سپاس بزرگوار
        ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)
        ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)
        پنجشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۶ ۱۸:۴۸
        سرکارخانم ناصری، بانوی گرامی، سلام علیکم.
        ....................................................................
        بابتِ تاخیرم شرمنده ام....ببخشید وممنونم ازمحبتتان....طاعات قبول باشد انشاءا.....................
        ارسال پاسخ
         موسی عباسی مقدم
        موسی عباسی مقدم
        پنجشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۶ ۱۹:۳۹
        سلام استاد شیخی عزیز در بحث نقادی هیچ نکته ای نماند که ننوشته باشید بسیار ممنونم همانطور است که شما فرموده اید بسیار به جا وهنرمندانه بود
        ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)
        ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)
        دوشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۶ ۱۷:۳۲
        جناب آقای عباسی مقدم عزیز، سلام علیکم.
        ........................................................................
        ممنونم ازحضورتان بزرگوار.....به هرحال لین مطالب ،همه ی آن چیزهایی هستند که دریک نقد...می بایست مَدِّ نظرِ نقاد باشند.....ولی ببخشید....کو گوشِ شنوا؟.....پاینده باشید.
        ارسال پاسخ
        مهلا  اهورایی
        مهلا اهورایی
        شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۶ ۲۲:۳۲
        سلام استاد
        تا نقدی در کار نباشد دوستان پیشرفت نخواهند داشت
        هم حسن کار گفته شود و هم ایراد نوشتاری آن
        سپاس استاد عزیز
        شاد و سر بلند باشید 🌻
        ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)
        ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)
        دوشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۶ ۱۷:۳۵
        سرکارخانم اهورایی، بانوی گرامی، سلام علیکم.
        .........................................................................
        حق باشماست....اگر (نقد....) درست وطبقِ قواعدِ صحیح انجام بگیرد...مسلمّاً نتیجه اش بسیار سازنده خواهدبود......ومن معتقدم کهه هیچ سراینده ای نمی تواند خود وسروده اش رااز(نقد....) بی نیازبداند....ممنونم ازحضورتان...مؤید باشید انشاءا........
        ارسال پاسخ
        مهناز نصیرپور (بانوی فصلها)
        مهناز نصیرپور (بانوی فصلها)
        سه شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۶ ۱۲:۴۲
        درود بر استاد شیخی بزرگوار
        این همه توجه شما و اهمیتی که برای شعر و زبان و ادبیات پارسی قایل هستید ستودنی ست و مثال زدنی
        خوشحالم که این سایت چنین مفاخری را دارد
        و اینکه با فرمایشات شما و دوستان موافقم که نقد نباید تخریبی باشد...
        با سپاس
        ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)
        ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)
        چهارشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۶ ۱۲:۴۷
        سرکارخانم نصیرپور، بانوی گرامی، سلام علیکم.
        .......................................................................
        ممنونم بزرگوار....لطف دارید نسبت به حقیر...باوربفرمایید شرمنده ازاین همه محبتِ شمایم.....وودرا، خادمی بیش نمی دانم......ومعتقدم که درمقابلی هجمه ای که گاهی بی رحمانه ی متوجّه ی شعروشاعرانِ امروزی ست....وظیفه ی تک تکِ ماست که به هرشکلی ...دفاع بکنیم ازسرمایه های فرهنگی و.ادبی سرزمینمان......بازهم ممنونم ازشما بزرگوار.....مؤید باشید انشاءا..........
        ارسال پاسخ
        مهدی صادقی مود
        مهدی صادقی مود
        سه شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۶ ۲۱:۱۹
        سلام و خسته نباشید استاد شیخی عزیز
        ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)
        ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)
        چهارشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۶ ۱۲:۴۴
        [جناب آقای صادقی عزیز، سلام علیکم.
        ...........................................................
        خیلی خیلی ممنونم ازلطفتان بزرگوار......سایه ی عالی مستدام انشاءا........
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی
        آموزش و نقد شعر
        نظرات
        مشاعره
        کاربران اشتراک دار
        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.