سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
سه شنبه 26 دی 1396
  • فرار شاه معدوم، 1357 هـ ش
1 جمادى الأولى 1439
    Tuesday 16 Jan 2018
      كشتی در ساحل بسیار امن تر است، اما برای این ساخته نشده است. پائولو كوئیلو

      سه شنبه ۲۶ دی

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      آه اکسیژن
      ارسال شده توسط

      علی رفیعی ( امید )

      در تاریخ : يکشنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۰۲:۵۹
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۵۰۰ | نظرات : ۸

      بنام خدا
      ای کاش کسی بود تا تنهایی هایم را با او قسمت می کردم...
       آنقدر تنها شده ام که حتی لباسهایم از من فراری اند....
      در و دیوار هم مرا در آغوش نمی گیرند...
      سیب توی یخچال هم دیگر لب نمی دهد...
      این چه تقدیری است؟
      تا می آیم به آسمان آبی نگاه کنم شب میشود...
      تا می آیم ستاره ها را بشمارم خورشید می زند...
      تا می آیم سرسبزی طبیعت را بنگرم پاییز می شود...
      تا دل می بندم دلم را می بندند به سنگ...
      مگر من دست و پا ندارم؟؟؟
      حتی جوجه اردکی زشت هم نیستم؟
      تا به کجا این جسم را با خود بکشم؟
      این است آنچه گفتی؟
      خسته ام ....
      و خستگی ام از دل شکستگی است...
      نمی دانم چه بگویم ...
      پلک هایم را می بندم و هیچ نمی گویم...
       فقط نفس می کشم تا به "هیچکس" بگویم من زنده ام....
      آه اکسیژن همراه من ....
      مبادا تو هم از من فراری شوی...
      آنوقت واقعا می میرم....
      می فهمی یا نه    !!!!!!!
      ......................................
      علی رفیعی وردنجانی ... پریش
       

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۷۹۵۳ در تاریخ يکشنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۰۲:۵۹ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
      آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
      يکشنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۲۳:۱۶
      علی رفیعی  ( امید )
      علی رفیعی ( امید )
      يکشنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۲۳:۰۰
      سلام و عرض ادب و احترام
      از بازدید و لطف شما بانوی ارجمند سپاسگزارم
      ارسال پاسخ
      علی میرزایی( هیچکاک)
      علی میرزایی( هیچکاک)
      يکشنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۱۹:۲۲
      خیلیها در اینجور لحظات پای خدا را وسط میکشند و میگویند که:من تنها نیستم و خدا را دارم.اما گاهی انسان نیاز دارد که یک انسان یک سر و دو گوش روبرویش بنشیند و حرفش را گوش بدهد و درد ش را بشنود .گاهی انسان فقط به یک انسان نیاز دارد که بزند روی دوش آدم و بگوید امیدت را از دست نده.خدا از رگ گردن به انسان نزدیکتر است ، اما او خداست و انسان... انسان است.
      علی رفیعی  ( امید )
      علی رفیعی ( امید )
      يکشنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۱۹:۰۹

      سلام
      با نظر جنابعالی موافقم. اصولاً خداوند انسان را موجودی اجتماعی آفریده است ‌ و اگر انسانها بتوانند گرهی از کار یکدیگر بگشایند قطعاً رضایت خدا هم در این است . هرچند بفرموده قرآن قلبها با ذکر خدا آرام می گیرد .ولی در بسیاری موارد یک همنشین و انسان آگاه می تواند با سخن و همنشینی خود آرامش بخش باشد و انسان دیگر را حتی از پرتگاه نجات بخشد .... متشکرم از توجه شما
      ارسال پاسخ
      عمادالدین صفائی(صاد)
      عمادالدین صفائی(صاد)
      يکشنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۲۲:۱۸
      سلام درود خدمت دوست عزیزم
      بسیار با احساس و زیبا نوشتید
      با ارزوی سلامتی...
      علی رفیعی  ( امید )
      علی رفیعی ( امید )
      يکشنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۲۳:۰۲
      سلام و عرض ادب و احترام
      از بازدید و لطف شما دوست عزیزم جناب صفایی سپاسگزارم
      تندست و موفق باشیدبه لطف خدای منان

      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی
      آموزش و نقد شعر
      نظرات
      مشاعره
      گفتگوی کارگاهی
      کاربران اشتراک دار
      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      ورود به کارگاهها
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.