سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
پنجشنبه 28 دی 1396
    3 جمادى الأولى 1439
      Thursday 18 Jan 2018
        اخلاق را طوفان های روزگار تقویت میکند.گوته

        پنجشنبه ۲۸ دی

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        داستان کوتاهِ اضافی
        ارسال شده توسط

        ریحانه رسولیان

        در تاریخ : يکشنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۰۲:۵۹
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۳۲۷ | نظرات : ۷

        اضافی
        اون پرسید،منم انکارش نکردم 
        دیگه از یه جایی به بعد باید این قضیه رو تمومش میکردم
        حرف زد...حرف زدیم،اونقدری که حرف نزدنای این چند وقتمون جبران شد...
        پنج ساعت...شایدم بیشتر،درست مثل دو تا آدمِ بالغ و روشنفکر،به قولِ امروزیا گفتمان کردیم،اونم چه گفتمانی،اولش انقدر بهم چسبید که اون لحظه فکر میکردم غیر از ما دوتا،هیچکسی تو این دنیا خلق نشده که انقدر قشنگ،مثل من و اون،اینجوری همدیگه رو درک کنن و حرفای همو بفهمنو بدونن که وقتی توی زندگی هم اضافه هستن باید خیلی محترمانه و بدونِ جار و جنجال از هم جدا بشن.
        ولی بعدش ورق برگشت...
        کافه که شلوغتر شد
        اونم عصبی تر شد
        منم عرقِ سردِ رو پیشونیم بیشتر شد
        اون صداش بالا رفت
        منم هیجانم...
        نمی دونم چِم شد ولی حس کردم هرچی که به لحظه ی جداییمون نزدیکتر میشه،ضربانِ قلبم بیشتر میشه، فک کنم علمیش این میشه که آدرنالینِ خونم، هی تند تند بالاتر رفت...
        یه دفه، یاد خیلی چیزا افتادم
        یاد روزی که عاشقش شدم
        روزی که عاشقم شد
        یادِ خنده هامون
        یا اولین گریه هایی که با هم کردیم
        من کنارش،خیلی اتفاقای تلخ و شیرینو تجربه کردم
        من کنارش،خودم بودم با همه ی خوبیا و بدیام
        اونم همینطور
        اما الان،اصلا شبیهِ خودم نبودم، اینی که جلوش نشسته بود یه آدمِ دیگه ای بود که راحت پا رو پا انداخته بود و اون مزخرفاتو تحویلش میداد.
        یهو دلم ریخت...
        چقدر دوسش داشتم
        فک کنم اونم تا قبل از حرفایی که بهش زدم، دوسم داشت یا حتی دوسم داره که اینجوری واسه از دست دادنم عصبانی شد و بعدم زد زیر گریه ، اون لحظه خواستم دستشو بگیرم و بهش بگم هنوزم عاشقشمو این تصمیمم یه اشتباهِ محض بود و الان از تهِ دلم پشیمونم، اما یه حسِ مسخره،یه چیزی مثل غرور جلو حرف زدنمو گرفت...
        اون رفت
        حالا من موندم و یه تصمیمِ اشتباه
        گاهی باخودم فکر میکنم، بعضی آدما هیچ وقت تو زندگیمون اضافه نمیشن،فقط ما بلد نیستیم داشته باشیمشون...
        #ریحانه_رسولیان

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۷۹۵۱ در تاریخ يکشنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۰۲:۵۹ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        شنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۱۴:۴۶




        ریحانه رسولیان
        ریحانه رسولیان
        يکشنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۱۱:۱۴
        سپاس از لطف همیشگی شما
        ارسال پاسخ
        نیره ناصری نسب
        نیره ناصری نسب
        شنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۱۴:۳۳

        درود بر شما
        ریحانه رسولیان
        ریحانه رسولیان
        يکشنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۱۱:۱۵
        درود بر شما مهربان
        ارسال پاسخ
        علی میرزایی( هیچکاک)
        علی میرزایی( هیچکاک)
        يکشنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۲۰:۱۸
        من که چیزی نفهمیدم از این داستان؟
        البته شما ادامه بدهید و خود را معطل نفهمی ما نکنید....


        عمادالدین صفائی(صاد)
        عمادالدین صفائی(صاد)
        يکشنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۲۲:۲۲
        گاهی باخودم فکر میکنم، بعضی آدما هیچ وقت تو زندگیمون اضافه نمیشن،فقط ما بلد نیستیم داشته باشیمشون...
        بسیار زیبا
        درود بر شما
        ریحانه رسولیان
        ریحانه رسولیان
        سه شنبه ۲۰ تير ۱۳۹۶ ۱۰:۴۳
        درود بر شما بزرگوار و سپاس از مِهرِ کلامتان
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی
        آموزش و نقد شعر
        نظرات
        مشاعره
        گفتگوی کارگاهی
        کاربران اشتراک دار
        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        ورود به کارگاهها
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.