سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
دوشنبه 20 آذر 1396
  • شهادت آيت الله دستغيب سومين شهيد محراب به دست منافقان، 1360 هـ ش
24 ربيع الأول 1439
    Monday 11 Dec 2017
      مذهب خدمت بزرگي به عشق نمود زماني كه آن را گناه ناميد.!! آناتول فرانس

      دوشنبه ۲۰ آذر

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      داستان کوتاه
      ارسال شده توسط

      جمیله عجم(بانوی واژه ها)

      در تاریخ : دوشنبه ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۰۲:۱۲
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۳۸۸ | نظرات : ۱۷

      تامرا دیدرویش رابرگرداند و چنان اخمهایش رادرهم کشید که دلم ریخت .داشت درحیاطشان  رامی شست ........... همیشه وقتی مرامی دید گل ازگلش می شکفت  اما .......
      باخودم گفتم این چرااینجوری می کنه بامن چراسرسنگینه مگه من چیکارش کردم!
      مانده بودم هرچقدرکه فکرکردم یادم نمیامدکه کاربدی کرده باشم که باعث ناراحتی اش شوم!
      خواستم بی خیالش شوم وهیچی نگم اما نتوانستم سکوت کنم با محبت صدایش زدم زهراخانم
      به طرفم برگشت وگفت بله خانم خانما............
      پرسیدم چی شده خدای نکرده اتفاقی افتاده که ازمن دلخورین کاربدی کردم؟ اخمهایش رادرهم کشید وگفت: شمادیگه خانم شدین جواب سلام مارونمی دین گفتم من کی جواب سلامتونو ندادم ؟باطعنه گفت: پس چرامیام درخونه تون درمی زنم دررابازنمی کنین توخونه هستین ودررابازنمی کنین ازپنجره ی اتاق بالایی مونم دیدم خونه این چندبارهم این جوری کردین  نه یک بار
      شما آیفون تصویری دارین دیگه ازماخوشتون نمیاد تامی بینین من هستم پشت دراصلن جواب نمی دین هاج وواج موندم خدایا این چی می گه من روحم ازاین چیزاخبرنداره!
      نمی دانستم چی جوابشوبدم که یکدفعه یادم اومد آیفونمون خرابه وفقط تصویرداره صدای زنگ فقط دربیرون خانه است وداخل خانه نمیاد فوری گفتم وای ببخشید زنگمون خرابه به خداشمااشتباه می کنین بازهم  باناباوری گفت پس چرااگه خرابه صدای زنگ میادوقتی کلیدرافشارمی دم؟ گفتم بیا زهراخانم بروتوخونه ی ما که من زنگ بزنم ببین فقط تصویرش میاد صدای زنگ توخونه شنیده نمیشه مشکل داره وماهم  فرصت نکردیم تعمیرکاربیاوریم خلاصه بردمش خونه بااصرارو بهش حالی کردم که فکرش غلط بوده وقتی متوجه شد راست می گم کلی معذرت خواست وبه دست وپام افتاد که ببخشمش
      وگفت منو حلال کن که بین همسایه هام غیبتتو کردم وگفتم توخونه است ودرابازنمی کنه هرچی زنگ می زنم و کلی حرف زدم پشتت و فکرای  الکی کردم!😳☹️🙁😡خندانک

      پانوشت:
      هیچ گاه همدیگر را ندانسته قضاوت نکنیم!


      #جمیله_عجم(بانوی واژه ها)

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۷۹۳۵ در تاریخ دوشنبه ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۰۲:۱۲ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      علی رفیعی  ( امید )
      علی رفیعی ( امید )
      دوشنبه ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۰۳:۲۳
      سلام ودرود استاد بزرگوار بانوی واژه ها
      آموزنده و زیبا

      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      سه شنبه ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۱۰:۳۴
      ارسال پاسخ
      نیره ناصری نسب
      نیره ناصری نسب
      پنجشنبه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۲۰:۳۱
      ارسال پاسخ
      عباس وطن دوست
      عباس وطن دوست
      دوشنبه ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۱۲:۰۴
      سلام و عرض ادب بانوی واژه ها خواهر خوبم
      داستانی بسیار زیبا و پندآموز بود
      ....
      درود.....درود


      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      سه شنبه ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۱۰:۳۴
      ارسال پاسخ
      نیره ناصری نسب
      نیره ناصری نسب
      پنجشنبه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۲۰:۳۱
      ارسال پاسخ
      بهرام چاروقچی
      بهرام چاروقچی
      دوشنبه ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۱۷:۰۲
      nice
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      سه شنبه ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۱۰:۳۴
      ارسال پاسخ
      نیره ناصری نسب
      نیره ناصری نسب
      پنجشنبه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۲۰:۳۱
      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      دوشنبه ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۱۹:۰۰
      درود وسپاس
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      سه شنبه ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۱۰:۳۴
      ارسال پاسخ
      نیره ناصری نسب
      نیره ناصری نسب
      پنجشنبه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۲۰:۳۱
      ارسال پاسخ
      باقر رمزی ( باصر )
      باقر رمزی ( باصر )
      چهارشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۰۹:۴۹
      درود بانو عجم عزیز و بزرگوار
      من معتقدم که اصلا نباید قضاوت کرد
      انسان در آن واحد با کوچکترین صاعقه ی درونی دگرگون میشود
      یعنی اگر 5 دقیقه قبل منکری را دیدیم نباید در حال به منکر اشاره کنیم و قضاوت کنیم چون تحول گاهی آنی است مگر در باب امر به معروف و نهی از منکر آن هم در کناره و در خفا با او سخن بگوئیم
      ممنونم از داستان آموزنده شما عزیز سایت
      نیره ناصری نسب
      نیره ناصری نسب
      پنجشنبه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۲۰:۳۱
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      شنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۲۰:۱۱
      ارسال پاسخ
      نیره ناصری نسب
      نیره ناصری نسب
      پنجشنبه ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۲۰:۳۰
      درود بر خواهر بزرگوارم
      از سه چیز بدم میاد
      غیبت پشت دیگری
      دروغ
      زود قضاوت کردن

      ممنون خواهر گلم
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      شنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۲۰:۱۱
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی
      آموزش و نقد شعر
      نظرات
      مشاعره
      کاربران اشتراک دار
      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.