سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
چهارشنبه 2 خرداد 1397
    10 رمضان 1439
    • وفات حضرت خديجه سلام الله عليها، 3 سال قبل از هجرت
    Wednesday 23 May 2018
      شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقانِ

      چهارشنبه ۲ خرداد

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      شما نیما یوشیج را میشناسید؟
      ارسال شده توسط

      علی میرزایی( هیچکاک)

      در تاریخ : چهارشنبه ۹ فروردين ۱۳۹۶ ۰۳:۱۲
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۲۰۴۳ | نظرات : ۵۵

      سلام دوست عزیز
      با شما هستم
      بله، با خود شما هستم
      "شما که سواد دارین، لیسانس دارین، حرفای خوب خوب میزنین"
      شما که غزلهای زیبا و تر و لطیف میسرایید
      شما که زحمت میکشید و قافیه ها را پشت سر هم ردیف میکنید
      شما که ردیفها قطار میکنید پشت قافیه ها
      شما که مراقب وزن اثرتون هستین که خدای ناکرده کم و زیاد نشه
      شما که قدمت کلمات و مضموناتون برمیگرده به قبل از مشروطه
      شما که بالای چشم شعرتون، خدای ناکرده ابرو نیست
      بنده، یه سوال دارم از شما
      شما نیما یوشیج را میشناسید، احیانا؟
      همون پیرمرد نحیف مازنی، که انگار تنفس دهان به دهان داد به شعر ما و اونو دوباره زنده کرد.
      شما، اخوان را میشناسی؟
      همون سنگ تیپاخورده ، دشنام پست آفرینش، همون لولی وش غمگین.
      شما شاملو را میشناسین؟
      همون که تو شعرش میگه:در اینجا چهار زندان است....
      شما فروغ فرخزاد را میشناسین
      همون که تولد دیگری داد به شعر زنان ایران
      حتمن میشناسین، چون اینا شاعرای بزرگ معاصر مملکت ما هستند.
      خب، حالا که میشناسین، تشریف ببرید دفاتر شعرشون را یه ورقی بزنید 
      اونوقت شاید کمتر دنبال قافیه ها کنید و سربسر ردیفها بذارین
      شاید یه کم رژیم تحمیل کنید به شعرتون، تا وزن کم کنه
      شاید هم اون معشوق ناقلای جفاکار را یه مدت بذارین به حال خودش.
      اونوقت شاید، کلمات شعراتون به جای زلف و چشم و ابرو و لب و دهان
      از خیابون و کوچه و درد و روح و شب و شغال تشکیل بشن
      شاید به جای اینکه شناور بشین توی راز گل سرخ
      از علفای هرز و خار و کاکتوس بنویسین
      اونوقت شاید قلمتون یه کم تند وتیز تر بشه 
      اونوقت شاید، مضمونتون از ننری در بیاد
      اونوقت شاید برسید به اول بزرگراه رسالت شاعری
      اونوقت شاید .....
       
       

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۷۸۱۸ در تاریخ چهارشنبه ۹ فروردين ۱۳۹۶ ۰۳:۱۲ در سایت شعر ناب ثبت گردید
      ۴۳ شاعر این مطلب را خوانده اند

      علی رفیعی وررنجانی پریش

      ،

      آرمین اسدزاد (الف)

      ،

      باقر رمزی ( باصر )

      ،

      محمد حسین اسحقی

      ،

      جمیله عجم(بانوی واژه ها)

      ،

      ابوالحسن انصاری (الف رها)

      ،

      علی میرزایی( هیچکاک)

      ،

      رضا عشقی پور

      ،

      حسن علیرضایی ( مستان )

      ،

      امیر اصفهانی(دلقک)

      ،

      علی صادقی

      ،

      سپهر صحراييان

      ،

      شاهدخت

      ،

      سیدابولحسن هاشمی

      ،

      لیلا باباخانی (سما الغزل )

      ،

      زهرا منصوری

      ،

      سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق)

      ،

      جواد مهدی پور

      ،

      ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)

      ،

      نیره ناصری

      ،

      غلامرضا کفائی(کویر)

      ،

      مدیر ویراستاری

      ،

      طاهره اباذری هریس

      ،

      عباسعلی استکی(چشمه)

      ،

      محمد مصطفی نویسنده

      ،

      علی غلامی

      ،

      مازیارملکوتی نیا

      ،

      منوچهر مجاهدنیا

      ،

      عليرضا حكيم

      ،

      مهناز نصیرپور (بانوی فصلها)

      ،

      مهراز

      ،

      مهدی صادقی مود

      ،

      نجمه طوسی (تینا)

      ،

      اکبر رشنو

      ،

      حمید رفیعی راد (کوروش راد)

      ،

      فلاح رمضانی(عاشق)

      ،

      علی اسماعیلی

      ،

      علی ناصری(عین)

      ،

      مرضیه سادات

      ،

      حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)

      ،

      مجتبی شفیعی (شاهرخ)

      ،

      وحید سلیمی بنی

      ،

      ابوالفضل رمضانی (ا تنها)

      نقدها و نظرات
      باقر رمزی ( باصر )
      جمعه ۱۱ فروردين ۱۳۹۶ ۰۸:۵۹
      این پروفایل پوچکاک است
      34 سال سن و ایشان کارگردان،نویسنده،شاعر،منتقد و (( دیگر هیچ )) از همه مهمتراست
      تاریخ تولد: سه شنبه ۲۹ شهريور ۱۳۶۲
      برج تولد: سنبله
      گروه: افراغ اندیشه
      جنسیت: مرد
      تاریخ عضویت: يکشنبه ۷ تير ۱۳۹۴ ۲۳:۴۵
      آخرین بازدید: دیروز
      شغل: کارگردان ، نویسنده ، شاعر ، منتقد و(( دیگر هیچ )) بابا چقدر فروتنی داره این بچه
      محل سکونت: مرز پر گوهر
      علاقه مندی ها: ادبیات ، موسیقی ، سیم نما ، حافظ عزیز تر از جان و (( دیگر هیچ )) باور کنید خیلی مهمه
      امتیاز : 177
      علی   صادقی
      جمعه ۱۱ فروردين ۱۳۹۶ ۱۰:۲۸
      سلام وعرض ادب
      عاجزانه از مدیریت محترم سایت خواهشمندم در تایید چنین پستهایی وسواس بیشتری به خرج دهند..
      حتما میدانید که حرف ،حرف می اورد ..وهر کسی بنا به عقیده ودانشی که دارد می تواند جوابهای دندان شکنی بدهد...
      پس بهتر است خط چنین جدلهایی کور شود..........
      این پست با منظور گذاشته شده است..
      وادامه ی دعواهای قبلیست........
      به نظر حقیر محبوبیت شعر ناب نباید کاسته شود..ودوستان با مطالب علمی واشعار پر محتوا..بایستی در محیط سالم شعر ناب فعالیت داشته باشند
      والسلام ./
      باقر رمزی ( باصر )
      باقر رمزی ( باصر )
      جمعه ۱۱ فروردين ۱۳۹۶ ۱۳:۰۸
      جناب آقای صادقی بزرگوار سلام و درود
      من دستبوس شما هم هستم و برایم بسیار با ارزش هستید
      ولی پوچکاک برای چندمین بار است که به او هشدار داه بودیم تا درست پیام بدهد
      ولی ایشان از مشکلی رنج میبرد با عنوان مالیخولیایی
      شما خودتان را ناراحت نکنید
      یک سیب گندیده تمام کارتن سیب را خراب خواهد کرد
      این آقا برای سایت دافعه دارد و قرار نیست به خاطر ایشان افرادی از این سایت قطع امید کنند
      بگذارید یک نفر به خود آید تا آسیبی به دیگران نرسد انشاالله
      من شرمنده شما هستم ولی چاره ای نیست
      ارسال پاسخ
      لیلا باباخانی (سما الغزل )
      لیلا باباخانی (سما الغزل )
      جمعه ۱۱ فروردين ۱۳۹۶ ۱۴:۵۹
      سلام استاد گرانقدرم
      موافقم کاملا

      ارسال پاسخ
      باقر رمزی ( باصر )
      جمعه ۱۱ فروردين ۱۳۹۶ ۱۱:۰۲

      البته ما حرفهای تو را جدی نمیگیریم و میگذاریم به حساب بچگی و خامی
      و اصلا ناراحت نمی شویم
      تو راحت باش اصلا ما اینجائیم که تو راحت باشی و(( دیگر هیچ )) ما تو را درک میکنیم و مراعات پوچکاکی ات را میکنیم که یک موقعی دل دریایی ات به تلاطم نیفتد
      نه متاسفانه ما نه نیما را میشناسیم و نه اخوان و نه سهراب را و و و و و و فقط شما خودت را یک تکان بده تا آگاهیها و دانشی که در مدت زندگی پوچ خود جمع کرده ای بریزد پایین و ما دانه دانه برداریم البته با اجازه خودت
      لیلا باباخانی (سما الغزل )
      جمعه ۱۱ فروردين ۱۳۹۶ ۱۳:۰۳
      فقط با کسانی بحث کنید که می‌دانید آن‌قدر عقل و عزت نفس دارند که حرف‌های بی‌معنی نمی‌زنند، کسانی که به دلیل توسل می‌جویند، حقیقت را گرامی می‌دارند و آن‌قدر منصف هستند که اگر حق با طرف مقابلشان باشد اشتباه بودنشان را قبول می‌کنند پس نتیجه می‌گیریم که به ندرت در هر صد نفر یک نفر ارزش آن را دارد که با او بحث کنی!

      #آرتور_شوپنهاور
      هنر همیشه بر حق بودن


      نابک کانال رسمی داستان های کوتاه
      @naabak_nab
      sherenab.com
      منوچهر مجاهدنیا
      شنبه ۱۲ فروردين ۱۳۹۶ ۰۶:۵۵
      درود به دوستان شعرناب
      مطالبی که آقای هیچ کاک به آن پرداخته اند و ادبیات شعری کهن را ظاهرا به نقد کشیده اند نوعی به انصافی است.
      همانگونه که دوستان می بینند و مطالعه می کنند در بین غزل سرایان امروز شاعرانی را می بینیم که بعضی سروده هایشان اگر بهتر از جناب حافظ نباشد کمتر هم نیست .
      بنده نمی خواهم نام کسی را ببرم ، که در همین سایت شعر نو غزل هایی خوانده ام که بیشتر از غزل های بعضی قدما از آن لذت برده ام .
      همانگونه که دوستان می دانند بنده کلاسیک سرا نیستم ، با وزن و قافیه هم ارتباط نمی گیرم ، این را بارها گفته ام ، اشعار شاملو ، نیما ، فروغ ، حمید مصدق ، شفیعی کدکنی ، مشیری و... را هم خیلی دوست دارم ولی این دلیل نمی شود بنده که تخصص در کلاسیک ندارم چاقوی جراحی به دست گیرم و بخواهم کلاسیک را کالبد شکافی کنم و در مقام قیاس بر آیم به دلیل این که خودم دانش سرودن کلاسیک را ندارم.
      شعر کلاسیک قرن هاست که با ادبیات شعری ما عجین شده و این قالب قرن ها هم در ادبیات ما می ماند ، پس تعصب برای چه ؟ چه چیزی را می خواهیم ثابت کنیم ( به خودمان و یا دیگران ) و اگر با نوشتن این مطالب به رُخ کشیدن دانشمان!!!! به دیگران است به این می گویند خود شیفتگی!!!
      کنکاش و نقد و نظر دادن در شعر تخصص خاص خود را دارد که اکثر شاعران این تخصص را ندارند ، روش های نقد را باید آموخت و سپس دست به قلم نقد برد! با شعار دادن هیچ سروده و قالب شعری را نمی توان نقد کرد ! نقد باید صد در صد تخصصی و با دلیل باشد .
      البته برخلاف نظر جناب امیر اصفهانی بنده با قراردادن نام هیچ شاعری در لیست سیاه موافق نیستم بلکه معتقدم دوستان با متانت و دلیل اگر کسی اشتباه درک کرده باید او را به اشتباهش واقف کرد .
      در خاتمه بنده با نظر آقای هیچ کاک به هیچ عنوان موافق نیستم و مطمعن هستم مطالبشان مورد تایید اکثر دوستان شعر ناب هم نیست .
      همین ...
      عليرضا حكيم
      شنبه ۱۲ فروردين ۱۳۹۶ ۰۷:۴۹
      درود جناب میرزایی (هیچکاک)
      چون روی سخنت با تمام کلاسیک سراها است عرض می کنم شعر کلاسیک سرودن کمی تخصص می خواهد و اگر از چیزهایی که شما گفته اید مانند (وزن و قافیه) آن را نخواهند دیگر آن را شعر نمی دانند چون بعضی شعر شناسان اولین شرط شعر کلاسیک را موزون و مقفی بودن آن دانسته اند
      همین نیمای عزیز هم اول کلاسیک سرا بود، و در کتاب\" حرفهای همسایه\" شعر بی وزن و قافیه را آدم بی استخوان می داند
      فروغ با کلاسیک شروع کرد و اخوان استاد شعر کلاسیک است و بعد از نیما پیروی کرد کمی در آوردن تمثیلها دقت کنید
      و چیزی که شما به آن پرداخته اید شعر آزاد است و بحثش جداست و آنگونه شعر را باید جدا نقد کرد
      ببخشید قصد جسارت ندارم بنا به وظیفه ای که داشتم این مطالب را عرض کردم
      با پوزش
      باقر رمزی ( باصر )
      شنبه ۱۲ فروردين ۱۳۹۶ ۱۷:۳۳
      ای جانم
      بگو تا راحت بشی
      اره خودتو بریز بیرون تخلیه کن
      عزیززززززززززززم خودتو پوچ پوچ کن اوا خدامرگم بده
      تو روخدا اصلا ناراحت نشی ها
      ای جان
      شراب را چه کنه زانکه ابلهی نوشد
      دهن به هرزه گشاید به باد دهد ورق
      ولی تو راحت باش
      البته کسانی که از اصل و اسب افتاده اند بر آنها هرجی نیست
      یک پیشنهاد دارم البته خواسته خیلی از افرادیست که من با آنها صمیمی هستم
      برو بچ میگن ما نمیشه عکس پوچکاک را ببینیم؟؟
      من بهشون گفتم اصلا حرفشو نزنید
      گفتند چرا ؟؟
      باور کن به جون تو بهشون گفتم این برای سایت خیلی بده اگر
      در سایت ببینند برای سایت ایجاد مشکل میشه و بنده های خدا قبول کردن
      حالا ببینم این تویی این حرفارو میزنی یا کس دیگه ای به تو یاد میده کلک ؟؟ چون چند روز پیش مدعی بودی که با ادبی و پروفایلتو هم دیدیم نویسنده ای و کارگردانی و و و و و و و و وو و ههههههههههههههههو یک عالمه قمپزهای دیگه ما همه باور کردیم من میدونم اینهایی که فرستادی حرفهای تو نیست
      ولش کن حالا هر کی میگه ناز شصتش
      بگذریم چند روز بود نبودی خسته شده بودیم
      خوب کاری کردی اومدی
      خوش اومدی
      تو پوچکاک منی
      علی میرزایی( هیچکاک)
      شنبه ۱۲ فروردين ۱۳۹۶ ۱۷:۵۳
      من این پست را با نیت یک پست ادبی و فرهنگی گذاشتم و امیدوارم، مفید فایده بوده باشه.اما دوستان در ذیل این پست، به فحاشی و توهین پرداختند و البته شخصیت خویش را نشان دادند و من هم کسی را در لیست سیاه قرار نمیدهم .شخص خود باید دارای بینش کافی باشد و در دیزی باز را با بی حیای خویش همراه نکند.به هر حال امیدوارم اینها، اصلاح بشوند .اگر خود را نماینده ادب این سرزمین میدانند، این ادب ایرانیان نیست.
      اکبر رشنو
      يکشنبه ۱۳ فروردين ۱۳۹۶ ۰۸:۴۸


      درودها

      بر شما عزیزان

      شعر زایش متعالی معرفتست

      شاخه ای از بویای انسان برای بیان وروشنی تا انسان آنسان که باید باشد

      به مهر ونیکویی ومتعهد به آرمانهای بلند

      و پویش در پیام

      و قالب در شعر ظرفی بیشتر نیست بر ادای واژگان در طول تمنای انسان
      تا رویایش را بر ملا کند در تربیت وتذهیب نفوس و اثر گذاری بر فکر و فرهنگ و دامن زدن به رسالتی که باید باشد

      و تعا مل اساس فرهنگست و تبادل اندیشه ها

      و دگم بودن وتوجه نکردن به افکار دیگری زیاد جالب نیست

      وبفرموده ی علی ع انظر الی ما قال و لا تنظر الی منقال
      به گفته توجه کنیم و آن را مورد ارزیابی قرار دهیم نه اینکه کی گفته البته در مقوله ی شناخت

      و یسمعون القول و یتبعون احسنه
      و باید با سعه صدر گوش فرا داد به اقوال و احساسات
      و نوشته های افراد و منصفانه برخورد کرد
      و البته باید مودبانه و با موازین انسانی سخن گفت

      وناسزا از هر کسی زینبارست و حق نظر و ادب برای هر کسی بایدلحاظ شود
      و اگر ما دنبا ل اهداف متعالی و سخن بر تر هستیم
      باید خود پایبند و مو دب باشیم

      والا نقض غرضست
      و این محیط وزین فرصت تبادل و تعامل فکر و فرهنگست و
      و شاخه ی بزرگ آن شعر و ادب
      وتضارب آرا بسیار خوب و موجب رشد و فزایندگی فکر و فرهنگست البته حتی جدال احسن
      وجدال بی مورد فرسایشی بیشتر نیست
      و سخن و شعر هم باید بر اساس صمیمییت وصداقت بیان شود و اهانت به دیگران و فرهنگ ها و مرام کار شعر نیست و باید خود داری کرد
      با ارادت و احترام به سرورانم

      علی اسماعیلی
      يکشنبه ۱۳ فروردين ۱۳۹۶ ۲۱:۱۸
      قبل از نظر:
      من اصلا شاعر نیستم
      و از ۲۰سال قبل تاکنون معمارم
      ولی از یکسال پیش وارد دنیای ادب شدم
      و سواد ادبی من، زیر صفر است.
      پیشاپیش اگه نظرم یاوه گویی است
      مرا عفو فرمایید.
      و اما نظر:
      من با بیانات آقای میرزایی کاملا موافقم .
      بنظرم یکی از مشکلات شعر و شاعران معاصر این است که، در حصار سبک کلاسیک مخصوصا غزل، گرفتار شده‌اند و توانایی رها شدن از کلاسیک سرایی را ندارند...
      تا جایی که بعضا حتی با شعر نو، سپید و... مخالف هستند!
      و اوج مخالفتها در شیوه زلال سرایی است!
      بنظرم این دلنوشته، شعر یا.... بیانات آقای میرزایی تلنگری اثرگذار و بسیار بجا بود، برای رهایی از حصار کلاسیک.
      و
      ضمنا
      بر خلاف نظر دوست عزیزم آقای اسدزاده،
      با مضمون بیانات آقای میرزایی کاملا مخالفم!
      من نمیدانم ابتدای بزرگراه رسالت شاعری
      از حلبی آباد است یا از سیدخندان!
      اما
      ابتدای بزرگراه رسالت هر کدام که باشد
      شاعران کلاسیک سرا نسبت به غیرکلاسیک سرا
      تردد بیشتر و موفق تری داشته‌اند.!

      در پناه حضرت دوست باشید.
      علی میرزایی( هیچکاک)
      علی میرزایی( هیچکاک)
      دوشنبه ۱۴ فروردين ۱۳۹۶ ۱۴:۴۴
      درود برشما
      اولا تشکر از شما که موافقت و مخالفت خود را با بیان کردید و آنجا که موافق بودید نان قرض ندادید و آنجا که مخالف،تیشه به ریشه شخصیت و نام و هویت من نزدید.
      اولا من فکر میکنم که اینکه ما قبل از نظر خود، از همه عذرخواهی کنیم، رسم بدی است و نوعی تواضع مخرب است و افتادن از آنور پشت بام.هیچکس نباید بخاطر نظر خود از دیگری معذرت بخواهد ، چون ممکن است هوا، بردارد طرف را و آنوقت است که دیگر نمیتوان گفت که بالای چشمت ابرو است.
      اما بزرگراه رسالت شاعری، از جایی آغاز میشود که شاعر یا نویسنده، به ارتباط خود با جامعه، محله ، کوچه ، مردم و هستی خود پی ببرد و آن را درونی کند و از برج عاج خود پایین بیاید و نگاهش را از کلوز آپ معشوقه اش گاهی بردارد و بنگرد به دنیای اطرافش و بیان کند ، بدون این که شعار بدهد و ادا در آورد.البته شعر عاشقانه باید گفته شود اما آنطور که مخاطب خود را و معشوق خود را هم ببیند در آن شعر .متاسفانه برخی اشعار عاشقانه، پا را از اتاق خواب شاعر فراتر نمیگذارند و گاهی باید پای برخی از آنها نوشت:18-
      ارسال پاسخ
      حمید رفیعی راد (کوروش)
      دوشنبه ۱۴ فروردين ۱۳۹۶ ۱۳:۰۶
      درود جناب "اورسن ولز"....یا "همفری بوگارت" بودی؟....نه ببخشید....آقای "آلفرد"...!
      من نه منتقد هستم - که الفبای نقد رو هم نمیدونم- نه خودم رو شاعر میدونم.لیسانس دارم،اونم از نوع فوقش! و از نوعی که "روان پریشی" رو خوب میفهمن! گرچه این کاغذ پاره ها سواد نمیارن،ولی چون اشاره کرده بودید،عرض کردم...
      از کوچه ها گفتید و از -انگار- تعارض شعر کهن با "درد" مردم! و مسائل روز دنیا و عامه!

      من از روزی که سواد خواندن داشتم، می خواندم و اولین کتاب هایی که خواندم بجای سیندرلا و سفید برفی و..."خارهای الجزایر" خواندم و "نامه رسان مبارز" و "جمیله ی بوپاشا" و در اوان کودکی در هشت سالگی،در تعجب از اینکه چه طور بشر میتواند "بطری" در.... فرو کند برای خرد کردن دشمنش! در یازده سالگی "بینوایان" خواندم و "ابله" و با "برادران کارامازوف" زندگی کردم...هنوز هم تجسم عشق پدری برایم "باباگوریو" است و هنوز پس از سالها در حیرت از آن همه خساست"موسیو گرانده"! در شانزده سالگی فلسفه "هگل" می خواندم و عاشق"کانت" و "دکارت" و دنبال "مدینه فاضله" ...."داریوش" گوش میکردم و گاهی "قمیشی" و نفرت داشتم از "اندی"!...
      و اما چرا اینا رو همه گفتم؟؟ حتما قصدم خودنمایی است! اصلا مگر منِ ده دوازده ساله،یا شانزده ساله از اینها چیزی می فهمیدم که بخوام پُز بدم؟!!!!می خوام بگم از بچگی با درد آشنا شدم و بزرگ شدم و خیلی بیشتر از شما آرمان گرا بودم....ولی وقتی خوب نگاه کردم......
      مگر همین داریوش با غمگین خواندنش و"بیان درد" باعث معتاد شدن هزاران نوجوان و جوان ایرانی نشد؟؟
      عاقبت در بیست و پنج - شش سالگی دریافتم که زندگی یک گل سرخ است که فقط باید بویید و لذت برد!
      من دهها برابر از "حافظ" خواندن..."شاملو" خواندم و "م.امید"...و "فروغ" ....امّا هنوز هم اگر انتخاب فقط یکی باشد، قطعا "حافظ" است!.....و الان عاشق اندی و شهرام هستم!

      مردم - عامه منظورم است نه از ما بهتران و خواص- عاشق اندی و شب پره و حافظ و شهریارن، توی خونه هر ایرانی حافظ هست ولی فقط از ما بهتران شاملو،دارن...و ما جناب "آلفرد" برای عامه می گوییم.چون خودمان عامه هستیم و جزیی از عوام،خواص برای شما....
      هنوز هم خیلی ها-تاکید میکنم خیلی ها، نه من و ما - شعر نو و سپید و فرا فرا فرای سپید رو شعر نمیدونن! ایرانی ها عادت دارن که تو مجلس هاشون تو عروسی هاشون،شعر آهنگین و موسیقیایی،بخونن..کار با بدی و خوبیش هم ندارم...و البته ماهم با زبان کهن مون از درد های جامعه گفتیم و میگیم ولی همیشه-شخصا- ترجیح میدم دل مردم رو شاد کنم با یه عاشقانه-هرچندازنظرشماجلف و سبک باشد- مخاطب من شما نیستید،عامه است،اکر دل یک نفر رو شاد کنم،برای من،کافیه...و غمگینانه ها رو برای تنهایی های خودم،نگه داشته ام،مردم خودشان بهتر از من و تو،درد هاشون رو می شناسن و می فهمن! چه لزومی داره من هم هرروز نمک بپاشم به زخمشون،حالا بگذریم از تاوان از این جور چیزها،گفتن!.....ما عوامیم و برای عوام می گوییم و می سراییم، آقای "کرک داگلاس"! .....راستی چرا هیچکاک؟ ...لااقل میذاشتی "جیم جارموش" یا حتی "اُناریتو" که هم با مسمی تر است هم فیلمهاشون یه کمی اندیشه توش هست،یا "تیم برتون"...آلفرد که فقط می ترسونت!!!!

      پوزش از همه بابت پراکنده گویی،متاسفانه یا خوشبختانه،قلم من اینطوری است! شعرم هم...بهرحال ...ببخشید
      علی میرزایی( هیچکاک)
      علی میرزایی( هیچکاک)
      دوشنبه ۱۴ فروردين ۱۳۹۶ ۱۵:۳۴
      درود بر شما که روان پریشی را میفهید و فوق دارید و اگر دیگران با واژه های چاله میدانی بر من تاختند، شما با واژه هایی آمدید در میدان که به همان اندازه پوچ اند ولی پیچیده شده اند در لایه ای از تجدد کور و روشنفکری ساختگی.
      من هم حافظ را بهترین شاعر میدانم ، چون هم او میتوانست مثل سعدی غزل عاشقانه بسراید ولی نسبت به جامعه خویش و مردم قبل و بعد از خویش احساس مسعولیت کرد و فرهنگ و سیاست جامعه خود را در بیانی شاعرانه به چالش کشید.جامعه شاعر میخواهد که تفکر ایجاد کند و فرهنگ و آگاهی بدهد
      و اصلن نمک بپاشد بر زخمت تا برخیزی و درمان کنی یا لااقل به درد و درمان فکر کنی.دلقکها هستند که میخندانند ، اگر بلد باشند .کسی که قلم در دست دارد یا رسانه ای در اختیار یا تریبونی در پیش رو، مسعول است و اگر بیتفاو ت باشد، خاین است .مردم باید شاد باشند و بیشتر از آن متفکر .
      ارسال پاسخ
      وحید سلیمی بنی
      چهارشنبه ۱۶ فروردين ۱۳۹۶ ۰۹:۰۳
      سلام و عرض ادب خدمت دوستان عزیز
      این پست بهانه ای شد برای عرض تبریک سال نو به همه دوستان
      و بهانه ای دیگر برای پست آقای علی میرزایی.
      پس بی وقفه می روم سر اصل مطلب.
      متن پست را که می خوانی کاملا دوستانه و دقیق بنا شده است تا جایی که به این خط می رسی:
      " شما که بالای چشم شعرتون، خدای ناکرده ابرو نیست "
      حالت برانگیختگی را می توان در این جمله کاملا احساس کرد. و اینجاست که "مرد می خواهد که هراسان نشود". آیا شما هم جزو این دسته اید؟ دسته ای که بالای چشم شعر شما خدای ناکرده ابرو نیست؟ اگر جزو این دسته اید به شما حق می دهم که عنان کار از دستتان در برود. بشورید. غلیان کنید. زمین و زمان را به هم بدوزید. ولی اگر بالای چشم شعرتان ابرو هست، چه حاجتی دارید به عنان گسیختن؟
      بقیه متن پست هم که سئوالاتی است که مخاطب را هدایت می کنید برای مطالعه اقوال افراد مذکور در پست و در انتها هم پیشنهاداتی می دهد که اگر ابروی عشقتان را با کوچه و خیابان عوض کنید شاید مخاطب بیشتری پیدا کنید و اگر با درد بسرایید شاید دردمندان را تسکینی باشید.
      اما می خواهم بروم و طبق معمول پشت سر کفن پوسانده های هزار سال قبل به قول یکی از مدعیان همین سایت خودم را قایم کنم.
      این جا را داشته باشید:
      ... و باید که چون ابتدا شعری کند و آغاز نظمی نهد، نخست نثر آن را پیش خاطر آورد و معانی آن را بر صحیفه دل نگارد و الفاظی لایق آن معانی ترتیب دهد و وزنی موافق آن شعر اختیار کند. ...
      المعجم فی المعائیر اشعار عجم مطعبه مجلس 1314 ص 327 که تا چند صفحه بعد ادامه دارد
      بندی را که خواندید و توصیه می کنم مطلب کاملش را در این منبع مطالعه کنید شمس قیس رازی نوشته. چندین سده قبل. مردی که در مقام شناخت شعر، قواعد و مسائل مربوط به آن همتا ندارد. آیا در زمان شمس قیس رازی نبوده اند کسانی که در قواعد شعرشان دچار مشکل می شده اند؟ آیا کسانی نبوده اند که شعر نو امروزی را به همین شکل که در همین روزها هم متداول و رایج است می نگاشته اند؟ می توان منکر شد که اثر بدون وزن و دریف و قافیه در گذشته نبوده و فلانی آن را پایه نهاده؟ این ادعای بزرگی نیست؟ مسلما چنین نوشته هایی در گذشته هم بوده است و موارد بسیار زیادی از این دست را می توان در مطالعه آثار فاخر قدیم مشاهده کرد.
      اینگونه نوشتن بدون در نظر داشتن قواعد مخصوص شعر قبل از به وجود آمدن شعر معمول بوده است. صحبت های متداولی که روزانه بین همه رد و بدل می شود. گاهی آهنگین است و گاهی بی آهنگ و هر دو نیز در مخاطب خود تاثیر گذار.
      تنها مزیتی که شعر نسبت به نثر دارد، چیست؟ وزن دارد، قافیه دارد، احیانا ردیف دارد و در کل تابع قواعد عروض است.
      اگر کسی آمد و شعری از خط و خال و لب و دهن یارش گفت خبط کرده؟ اگر کسی درد مردم را وزن داد و مقفی کرد و ردیف داد، خبط کرده؟
      اگر کسی هم خط و خال و هم درد مردم را با زبان ساده نوشت و از وزن و قافیه و قواعد دوری کرد چطور؟ او هم خبط کرده؟
      چه قاضی ای می تواند حکم به محکومیت بدهد و بر چه پایه و اساسی؟
      ولی نکته ای جا مانده
      "بزرگراه رسالت شاعری"
      دوست داشتم در این مورد توضیحات بیشتری از آقای میرزایی می شنیدم. شاید موردی است که تا به حال از آن بی اطلاع بوده ام.
      عزت زیاد
      علی میرزایی( هیچکاک)
      علی میرزایی( هیچکاک)
      پنجشنبه ۱۷ فروردين ۱۳۹۶ ۰۰:۳۸
      دوست عزیز,حرف من این بوده و هست که روزگار کنونی ما روزگار غزل و قصیده نیست.چون غزل اساسا ظرفیت اندکی برای بیان مسایل امروز شاعر دارد و زبان غزل زبان معصومانه ایست.ما امروز نیاز به شعری داریم که گره خورده باشد با جامعه و با هستی انسان و دغدغه های او که عشق هم جزو اینهاست.غزل و ردیف و قافیه دست شاعر را میبندد و حتی جسارت را از کلام او میگیرد.من کسی را محکوم نمیکنم ولی میگویم کسی که غزلی میگوید گذشته را تکرار میکند و عملا در جا میزند.
      و اما رسالت شاعر,یعنی واکنش او در شعر و به زبان شعر,به مسایل پیرامون خویش.به جامعه و به سیاست و به مردم و به فرهنگ خویش.رسالت شاعر,یعنی ایجاد فرهنگ,ایجاد تفکر و سرودن شعری همگام و مماس با حال و احوال جامعه.البته همین جامعه شعر عاشقانه هم میخواد ولی شعر عاشقانه ای که مخاطب بتواند عشق و معشوق خود را در آینه آن ببیند و حتی درک بیشتری با خواندن آن شعر, از عشق پیدا کند.
      ارسال پاسخ
      آرمین اسدزاد (الف)
      چهارشنبه ۹ فروردين ۱۳۹۶ ۰۳:۰۴
      درودها
      موافقم با مضمون گفته‌هایتان
      فقط باید با لحن ملایم‌تری بگویید که اثرگذار باشد
      در پناه حق
      باقر رمزی ( باصر )
      باقر رمزی ( باصر )
      جمعه ۱۱ فروردين ۱۳۹۶ ۱۰:۳۲
      ایشان لحن به جز این ندارند و نمیفهمند
      همین روزاست که به خود می آیند و به تفکرات پوچ خود ترتیب اثر میدهند
      من به شما قول میدهم که با ادب شوند
      من به شما قول میدهم که در این سایت افرادی هستند که این زبان را برنمیتابند
      من به شما قول میدهم که هیچکاک اگر از گور برخیزد ایشان جای او را خواهد گرفت
      من به شما قول میدهم که دریدگی را کنار بگذارد و به دیگران کاری نداشته باشد و آخرین قولی که می دهم این است که از این به بعد همه ی سایت در مقابل نقدهای به اصطلاح حرفه ای اش ((( به تو چه ؟؟ ))) را سرلوحه قرار دهند
      ارسال پاسخ
      علی رفیعی(امید)
      چهارشنبه ۹ فروردين ۱۳۹۶ ۰۳:۲۵
      سلام
      والبته در کنار چند شاعری که نام برده شده شعرای بسیار متعهد و انقلابی هم وجود دارند که در برهه های حساس خدمات ارزنده ای به فرهنگ و ادبیات این مملکت نموده اند و از آمدن در این نوشته جا مانده اند و خدا می داند حق بزرگی بر گردن تمام ما داشته و دارند ، مشکل ادبیات امروز ما وزن و قافیه داشتن یا نداشتن نیست بلکه مهم مفاهیم آن است .من امیدوارم بدون حب و بغض عزیزان قضاوت نمایند .شعر فدیم و جدید نداریم مهم درک هر شاعر از زمان خود است و بی جهت نباید موضع گیری کرد و بر این نکته توجه کنیم شعرا همه در یک تیم هستند که در زمان های خود سروده اند و به فرهنگ و ادب جامعه افزوده اند حالا ما نباید با دسته بند یهای غیر واقعی سعی کنیم نظر خود را در قالب شعر شعرا بگنجانیم که این امر بنظر من نوعی جفاست .
      باقر رمزی ( باصر )
      باقر رمزی ( باصر )
      چهارشنبه ۹ فروردين ۱۳۹۶ ۰۸:۲۱
      ارسال پاسخ
      علی میرزایی( هیچکاک)
      علی میرزایی( هیچکاک)
      چهارشنبه ۹ فروردين ۱۳۹۶ ۱۶:۱۳
      شعرا و هنرمندان هیچوقت در یک تیم نیستند.حافظ در تیم عنصری و فرخی نیست، نیما در تیم سپهری.فاضل نظری در تیم اخوان نیست .
      شاعران یا در جبهه و تیم مردم و جامعه اند ویا در تیم حکومت ها.یا متعهدند به زمانه و مردم خویش یا خیانتکار.برخی قلم میزنند برای اصلاح خویش، اصلاح جامعه و برخی سر در برف فرو میکنند و عرفان ساختگی و عشق الکی را دستمایه قرار میدهند.
      ارسال پاسخ
      باقر رمزی ( باصر )
      باقر رمزی ( باصر )
      جمعه ۱۱ فروردين ۱۳۹۶ ۱۰:۳۲
      ایشان لحن به جز این ندارند و نمیفهمند
      همین روزاست که به خود می آیند و به تفکرات پوچ خود ترتیب اثر میدهند
      من به شما قول میدهم که با ادب شوند
      من به شما قول میدهم که در این سایت افرادی هستند که این زبان را برنمیتابند
      من به شما قول میدهم که هیچکاک اگر از گور برخیزد ایشان جای او را خواهد گرفت
      من به شما قول میدهم که دریدگی را کنار بگذارد و به دیگران کاری نداشته باشد و آخرین قولی که می دهم این است که از این به بعد همه ی سایت در مقابل نقدهای به اصطلاح حرفه ای اش ((( به تو چه ؟؟ ))) را سرلوحه قرار دهند
      ارسال پاسخ
      باقر رمزی ( باصر )
      باقر رمزی ( باصر )
      جمعه ۱۱ فروردين ۱۳۹۶ ۱۱:۰۰
      کارگردان،نویسنده،شاعر،منتقد و دیگر هیچ
      ارسال پاسخ
      باقر رمزی ( باصر )
      باقر رمزی ( باصر )
      جمعه ۱۱ فروردين ۱۳۹۶ ۱۲:۵۸
      البته ما حرفهای تو را جدی نمیگیریم و میگذاریم به حساب بچگی و خامی
      و اصلا ناراحت نمی شویم
      تو راحت باش اصلا ما اینجائیم که شما راحت باشی و(( دیگر هیچ )) ما تو را درک میکنیم و مراعات پوچکاکی ات را میکنیم که یک موقعی دل دریایی ات به تلاطم نیفتد
      ما میدانیم که تو دل کوچکی داری بخاطر همین به همه سفارش میکنم که به تو نزدیک نشوند که مبادا ترک بردارد آفتابه تنهایی تو
      نه متاسفانه ما نه نیما را میشناسیم و نه اخوان و نه سهراب را و و و و و و فقط شما خودت را یک تکان بده تا آگاهیها و دانشی که در مدت زندگی پوچ خود جمع کرده ای بریزد پایین و ما دانه دانه برداریم البته با اجازه خودت
      علی میرزایی( هیچکاک)
      علی میرزایی( هیچکاک)
      شنبه ۱۲ فروردين ۱۳۹۶ ۱۵:۵۳
      شما هنوز در حال چرخاندن دستمال یزدی خود هستی.عربده کشی مدتهاست ورافتاده.کلاهت تو را به اشتباه انداخته.حرمت خودت را حفظ کن و.باور بفرما من وقت آب کشیدن این صفحات را ندارم و وقت جواب دادن به حرافی تو و دلقکت را.و چقدر شما دو نفر مرا به یاد گربه نره و روباه مکار می اندازید.
      حسن علیرضایی ( مستان )
      چهارشنبه ۹ فروردين ۱۳۹۶ ۲۳:۵۱
      شاهدخت
      جمعه ۱۱ فروردين ۱۳۹۶ ۱۲:۱۳
      درود ها برشما بزرگ مرد
      متاسفم كه گاهي ادما حرمت يك شاعرو نگه نميدارن
      كاملا ، تمام و كمال با مضمون حرف شما موافقم ، حتي با لحنتون
      اميدوارم هميشه موفق باشيد و سبز
      جناب هيچكاك عزيز
      باقر رمزی ( باصر )
      باقر رمزی ( باصر )
      جمعه ۱۱ فروردين ۱۳۹۶ ۱۷:۳۶
      سلام خواهر خوبم
      شما یک نظری به پست مطلب با عنوان (( مثلن )) که خانم اسحقی بیندازید بعد هر چه که شما بفرمائید درست است

      درود بر شما
      ارسال پاسخ
      شاهدخت
      شاهدخت
      جمعه ۱۱ فروردين ۱۳۹۶ ۱۸:۲۰
      جناب باصر گرانقدر ، حرفي كه از زبانم بيرون بياد مطمئنا با فكر بوده ، هر كسي چه بد چه خوب شخصيت خودشو نشون ميده ، لازم نيست براي انتقاد از شخصيت مردم ، سطح متناي خودمو پايين بياريم ، اينجا أزاديم حرف بزنيم ، ولي بر أساس شعور خودمون ، اينجا محيط فرهنگيه ، بهتره كه زودترت اين بحث دو قطبي شدنو از بين برد استاد عزيز .
      ولي من به روحيه و نقد ايشون احترام ميزارم
      علی میرزایی( هیچکاک)
      علی میرزایی( هیچکاک)
      شنبه ۱۲ فروردين ۱۳۹۶ ۱۳:۵۳
      درود بر شما
      متاسفانه دو سه نفر هستند که خود را مدعی العموم میدانند و کاسه ای شده اند داغتر از آش.با نگاهی به پستهای ایشان در همین صفحه معلوم میشود که این چند نفر فقط غرض ورزی مینمایند و البته من دیگر با اینها جدالی هم ندارم
      بنده بر مبنای آزادی بیان در این سایت فعالیت میکنم و ایشان بر مبنای توهین و افترا.
      تشکر از لطف شما
      ارسال پاسخ
      باقر رمزی ( باصر )
      باقر رمزی ( باصر )
      شنبه ۱۲ فروردين ۱۳۹۶ ۱۹:۳۲
      ای جانم
      بگو تا راحت بشی
      اره خودتو بریز بیرون تخلیه کن
      عزیززززززززززززم خودتو پوچ پوچ کن اوا خدامرگم بده
      تو روخدا اصلا ناراحت نشی ها
      ای جان
      شراب را چه کنه زانکه ابلهی نوشد
      دهن به هرزه گشاید به باد دهد ورق
      ولی تو راحت باش
      البته کسانی که از اصل و اسب افتاده اند بر آنها هرجی نیست
      یک پیشنهاد دارم البته خواسته خیلی از افرادیست که من با آنها صمیمی هستم
      برو بچ میگن ما نمیشه عکس پوچکاک را ببینیم؟؟
      من بهشون گفتم اصلا حرفشو نزنید
      گفتند چرا ؟؟
      باور کن به جون تو بهشون گفتم این برای سایت خیلی بده اگر
      در سایت ببینند برای سایت ایجاد مشکل میشه و بنده های خدا قبول کردن
      حالا ببینم این تویی این حرفارو میزنی یا کس دیگه ای به تو یاد میده کلک ؟؟ چون چند روز پیش مدعی بودی که با ادبی و پروفایلتو هم دیدیم نویسنده ای و کارگردانی و و و و و و و و وو و ههههههههههههههههو یک عالمه قمپزهای دیگه ما همه باور کردیم من میدونم اینهایی که فرستادی حرفهای تو نیست
      ولش کن حالا هر کی میگه ناز شصتش
      بگذریم چند روز بود نبودی خسته شده بودیم
      خوب کاری کردی اومدی
      خوش اومدی
      تو پوچکاک منی
      باقر رمزی ( باصر )
      باقر رمزی ( باصر )
      شنبه ۱۲ فروردين ۱۳۹۶ ۱۹:۴۵
      البته پوچکاک عزیزم
      من به همه قول دادم که این بیماری واگیر دار نیست و نترسند و قول دادم خیلی زود خوب میشوی
      منو پیش اهل دل خراب نکن یک کم فقط یک کم رو خودت فشار بیار زود تموم میشه
      ب 12 است بابا 633 که نیست
      سعی کن مقاوت کنی که زودتر به بالین برگردی
      از گروه های راک و متالیکا و یاکوزاها میخواهم برات دعا کنند
      باور کن من قول دادم زود خوب میشی روی منو زمین نزن
      حمید رفیعی راد (کوروش)
      حمید رفیعی راد (کوروش)
      دوشنبه ۱۴ فروردين ۱۳۹۶ ۲۰:۵۵
      خانم شاهدخت! شما که از حرمت حرف می زنید و عزیز خطاب می کنید این آقای محترم را....حرمت اینست که مارا دلقک خطاب کند؟؟؟ ...نوشته ی من را بخوانید،کجای آن من توهین کردم به این آقای مثلا محترم؟؟؟ ...این آقا حتی این قدر شهامت ندارد که از نام واقعی خود استفاده کند یا عکس خودش! فقط افسوس می خورم که مجبوریم با اینجور آدمهای نق نقویی در یک جا باشیم.نق زدن کار راحتیه... تاختن به دیگران و کوبیدن همه آسان ترین کار است...این گوی و این میدان...شما که بهتر بلدید،بنوازید،بسرایید...نو نو نو... و از کوچه ها...ولی به دیگران نتازید.نکوبید...یه کم ادب را رعایت کنید و همان حرمتی که از آن دم می زنید! ...این آقا تنها هدفش جنجال و کمی توجه بود که متاسفانه با بی توجهی ما،دریافت کرد...افسوس
      ارسال پاسخ
      علی میرزایی( هیچکاک)
      علی میرزایی( هیچکاک)
      دوشنبه ۱۴ فروردين ۱۳۹۶ ۲۳:۴۲
      من شما را دلقک خطاب نکردم بزرگوار
      شما برداشتتان اشتباه بود و البته نام من کنار عکس هست و این روزها شهامت نمیخواهد عکس سه در چهارت را نشان خلق الله دادن.و اما من نیازی به این توجهات ندارم و شما که ظرفیت بحث ندارید، بهتر است رمانهایتان را بخوانید و به هگل و شوپنهاور بپردازید.
      شاهدخت
      شاهدخت
      پنجشنبه ۱۷ فروردين ۱۳۹۶ ۰۹:۴۷
      بزرگوار ، شما مثلا در برابر يه شخصيت بي ادب و غير منطقي قرار بگيريد ، مشكل من اينجاست كه چرا سطح شعور خودتونو پايين مياريد
      ولي در كل ايشون حرفي مخالف انچه بايد نزده ، ما بايد انتقاد پذير باشيم
      نميدونم با سنم به حرفام اهميت ميدين يا نه
      واقعا بسه ديگه اين جنجالا
      شاهدخت
      جمعه ۱۱ فروردين ۱۳۹۶ ۱۲:۲۰
      متاسفم براي كساني كه به اصطلاح شاعر اند
      باقر رمزی ( باصر )
      باقر رمزی ( باصر )
      جمعه ۱۱ فروردين ۱۳۹۶ ۲۲:۰۵
      شما کماکان متاسف باشید
      ارسال پاسخ
      لیلا باباخانی (سما الغزل )
      جمعه ۱۱ فروردين ۱۳۹۶ ۱۳:۰۲
      فقط با کسانی بحث کنید که می‌دانید آن‌قدر عقل و عزت نفس دارند که حرف‌های بی‌معنی نمی‌زنند، کسانی که به دلیل توسل می‌جویند، حقیقت را گرامی می‌دارند و آن‌قدر منصف هستند که اگر حق با طرف مقابلشان باشد اشتباه بودنشان را قبول می‌کنند پس نتیجه می‌گیریم که به ندرت در هر صد نفر یک نفر ارزش آن را دارد که با او بحث کنی!

      #آرتور_شوپنهاور
      هنر همیشه بر حق بودن


      نابک کانال رسمی داستان های کوتاه
      @naabak_nab
      sherenab.com
      علی اسماعیلی
      دوشنبه ۱۴ فروردين ۱۳۹۶ ۱۶:۲۶
      به نظرم
      نقد و بحث، وقتی مفید و سازنده است
      که
      دو طرف بدون هیچ ذهنیتی نسبت به هم،
      در زمینه مورد نظر، بحث و جدل کنن
      تا به نتایج مثبت برسند
      متاسفانه این نقد و بحث داره به سمت
      تخریب همدیگه پیش میره...
      بعید میدونم ادامه بحث نتیجه‌ای مثبتی
      داشته باشه
      خودمون حرف خودمون رو قبول نداریم
      و نمیتونیم همدیگرو تحمل کنیم
      توقعی داریم مردم ما رو قبول داشته باشن
      تازه در فکر این هستیم که
      نسخه شفابخش برای مشکلات جامعه بنویسیم!

      بیا تا قدر یک دیگر بدانیم
      که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم

      چو مؤمن آینه مؤمن یقین شد
      چرا با آینه ما رو گرانیم

      پایدار باشید و خدا نگهدار...
      حسن علیرضایی ( مستان )
      سه شنبه ۱۵ فروردين ۱۳۹۶ ۰۷:۱۶
      سلام به دوستان عزیز
      طی این ندت کوتاهی که خدمت شما دوستان هستم،از نوشته های جناب هیچکاک ، توهین و یا بی ادبی به سایر دوستان ،ندیدم.نقدها و نقطه نظراتی دارن و نظراتشونو به نقد میذارن،بعضی از دوستان موافق نقدهاش هستند و برخی نیز مخالف،در هر صورت ایشون نظرشونو دارن میگن،از دوستان انتظار است سعه صدربیشتری به خرج بدن و اگه نظر مخالفی دارن منطقی و محترمانه بنویسن. ممنون
      علی میرزایی( هیچکاک)
      علی میرزایی( هیچکاک)
      پنجشنبه ۱۷ فروردين ۱۳۹۶ ۰۱:۵۹
      درود بر شما
      باور کنید همانطور که فرمودید من نقطه نظراتم را بیان کرده و خواهم کرد ولی متاسفانه ما عادت کرده ایم به تعارف و تمجید و اینست که برنمیتابیم نظرات مخالف را.
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی
      آموزش و نقد شعر
      نظرات
      مشاعره
      گفتگوی کارگاهی
      کاربران اشتراک دار
      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      ورود به کارگاهها
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.