سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
دوشنبه 20 آذر 1396
  • شهادت آيت الله دستغيب سومين شهيد محراب به دست منافقان، 1360 هـ ش
24 ربيع الأول 1439
    Monday 11 Dec 2017
      مذهب خدمت بزرگي به عشق نمود زماني كه آن را گناه ناميد.!! آناتول فرانس

      دوشنبه ۲۰ آذر

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      ابی تر
      ارسال شده توسط

      علی رفیعی وردنجانی

      در تاریخ : شنبه ۵ فروردين ۱۳۹۶ ۱۱:۳۴
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۷۰ | نظرات : ۴

      از خواجو تا سی و سه پل را با پاهایم رفتم . اکنون می توانم به انها افتخار کنم . یک جفت پا دارم که انها را در میدان جلفا برای گشت و گذار استفاده می کنم و یک جفت دست که می توانم با انها در کافه های غم زده چای را نوش بی جان کنم . اکنون که نشسته ام و می نویسم نمی دانم چرا هیچ انگیزه ای برای ادامه دادن این متن ندارم و تنها می توانم به این بسنده کنم که یک جفت پا برای عبور از خیابان هایی که با هم در آن قدم زدیم کم است . دارم فراموش ... می شوم . اکنون به یاد روزهای ابی بی بند و باری می نویسم که برایم کمی درناک است . همان روزهایی که تو با دست های عرق کرده ات بر تن سرد شیشه می نوشتی : دوستت دارم . مسخره است هیچ چیزی به اندازه این جمله برایم مسخره نبوده چرا که چشمان تو مشکی است و باید اسمان ابی را زیر سقف غریبه دیگری جست و جو کرد . آه اصفهان تنها سرزمینی است که باید فراموش کرد . باید فراموش کرد که هیتلر هرگز گوشت خوار نبوده ، باید فراموش کرد که مرگ از رگ گردن به ما نزدیک تر است و باید فراموش کرد که روزی پسری می توانست چشمان سگ زده دختری را از اشک پر کند . هوای گرفته ای بود دلم به هم خورد و جرقه ای اسمان را روشن کرد این همان نور ابی رنگی است که هوای اصفهان را بهم می ریزد . اسمان بغض کرد و بر سر چترت بارید و من در سفر بودم ، هوای اصفهان به دلم زد و فرمان را چرخاندم . باید برگردم به شهری که هنوز می تواند برایم خاطره ساز باشد و شاید روزی دوباره در کافه رومانس همدیگر را زیارت کنیم و از ته دل بگویم : پاهایم درد می کند .
      نوبیسنده علی رفیعی وردنجانی

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۷۷۹۶ در تاریخ شنبه ۵ فروردين ۱۳۹۶ ۱۱:۳۴ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      سیدابراهیم میری ((سید))
      سیدابراهیم میری ((سید))
      شنبه ۵ فروردين ۱۳۹۶ ۱۱:۵۲
      باقر رمزی ( باصر )
      باقر رمزی ( باصر )
      يکشنبه ۶ فروردين ۱۳۹۶ ۰۷:۴۸
      باید برگردم به شهری که هنوز می تواند برایم خاطره ساز باشد و شاید روزی دوباره در کافه رومانس همدیگر را زیارت کنیم و از ته دل بگویم : پاهایم درد می کند .
      شاهدخت
      شاهدخت
      پنجشنبه ۱۰ فروردين ۱۳۹۶ ۱۸:۵۸
      چقدر زيبا بود ، گاهي آنقدر دلتنگ ميشي كه حتي دلت براي اتفاقاي بد بااون بودن هم تنگ ميشه ،
      احساستان و قلمتان قابل ستايشه بزرگ مرد
      علی رفیعی وردنجانی
      علی رفیعی وردنجانی
      جمعه ۱۱ فروردين ۱۳۹۶ ۰۷:۴۴
      بانوی بزرگوار ممون که همراهی می کنه نوشته های من و همیشه دلت شاد باشه
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی
      آموزش و نقد شعر
      نظرات
      مشاعره
      کاربران اشتراک دار
      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.