سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
چهارشنبه 2 خرداد 1397
    10 رمضان 1439
    • وفات حضرت خديجه سلام الله عليها، 3 سال قبل از هجرت
    Wednesday 23 May 2018
      شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقانِ

      چهارشنبه ۲ خرداد

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      مسابقه شعر ناب (اولین دوره)
      ارسال شده توسط

      آرمین اسدزاد (الف)

      در تاریخ : چهارشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۵ ۰۴:۰۳
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۸۰۹ | نظرات : ۷۲۵

      به نام نگارگر هستی
       
      سلام و عرض ادب به اهالى ناب
      خوش آمديد به اولين سرى از مسابقات شعر ناب
      بدون هر حرف اضافه اى ميروم سر اصل مطلب
       
      شرايط مسابقه :
       
      - موضوع اين دوره دو مبحث اميدوارى و نااُميدى است؛ ميتوانيد در هر دو مبحث و يا هر كدام كه بيشتر به مذاقتان خوش آمد بسراييد.
      - سبك آزاد است و انواع قالب هاى كلاسيك، نو و سپيد پذيرفته ميشود.
      - تعداد اشعار ارسالى براى هر عضو بدون محدوديت ميباشد.
      - ميتوانيد در چند سبك آثار خود را برايمان بفرستيد.
      - اشعارتان را در قسمت نظرات ذيل همين پست مرقوم بفرماييد.
      - مدت مسابقه ١٠ روز است.
       
      و اما جوايز :
       
      - نفر اول
      يك ماه اشتراك و پنج روز نمايش ثابت شعر.
      - نفر دوم
      يك ماه اشتراك و سه روز نمايش ثابت شعر.
      - نفر سوم
      يك ماه اشتراك و يك روز نمايش ثابت شعر.
      .
      .
      .
      پانوشت اول: 
      از اين پس به صورت سريالى مسابقات شعر ناب برگزار خواهد شد.
      پانوشت دوم:
      صميمانه سپاس ميگويم بانو عجم عزيز و سيد نازنين را كه اگر لطف و محبت ايشان نبود، اين كار ميسر نميشد.
      پانوشت سوم:
      هر ابهام يا سوالى هم بود در قسمت نظرات مطرح  نماييد كه در اسرع وقت پاسخگو خواهم بود.

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۷۶۹۵ در تاریخ چهارشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۵ ۰۴:۰۳ در سایت شعر ناب ثبت گردید
      ۷۲ شاعر این مطلب را خوانده اند

      سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق)

      ،

      محمد حسین اسحقی (هاتف )

      ،

      قاسم ساروی

      ،

      غلامرضا مهدوی(مهدوي)

      ،

      مرجان تاج دینی( دریایی)

      ،

      جمیله عجم(بانوی واژه ها)

      ،

      آرزو محمدزاده ( دختری از جنس بهار)

      ،

      فاطمه گودرزی

      ،

      آرمین اسدزاد (الف)

      ،

      عليرضا حكيم

      ،

      معصومه عرفانی (عرفان )

      ،

      مهناز نصیرپور (بانوی فصلها)

      ،

      حمید رفیعی راد (کوروش راد)

      ،

      باقر رمزی ( باصر )

      ،

      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)

      ،

      زهرا منصوری

      ،

      ابوالحسن انصاری (الف رها)

      ،

      منصور شاهنگیان

      ،

      مهلا

      ،

      نیره ناصری

      ،

      ولی الله شیخی مهرآبادی(دیوانه)

      ،

      علی کشاورز ( فریاد )

      ،

      محمد صادقی راد(رادحافرس)

      ،

      محمد ساکی

      ،

      اصغر زند

      ،

      مهسا تنانی

      ،

      علی رفیعی وررنجانی پریش

      ،

      بهارک (دختر پاییز)

      ،

      کاوه احمدزاده

      ،

      جلال پورسلیمانی

      ،

      احمد نیکبخت

      ،

      مسعود مالمیر

      ،

      زهرا مودب ، غزال

      ،

      مهران اسدپور

      ،

      محمد علی نعمتی (حقیر)

      ،

      امیروحیدی

      ،

      طاهره حسین زاده(کوهواره)

      ،

      سعید احمدجامی (خواجه)

      ،

      آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)

      ،

      احسان شهبازفر

      ،

      مجتبی شفیعی (شاهرخ)

      ،

      رامین صفاجو

      ،

      مهدی صادقی مود

      ،

      فاطمه باقری (سایه)

      ،

      احمد رشیدی مقدم (گمنام)

      ،

      علی صادقی

      ،

      جلال سلطانیا (فریاد تا همیشه)

      ،

      سمیه فیض الله(سایه ماه)

      ،

      اکبرعسکری

      ،

      محمد خسروی فرد

      ،

      پانته آ عسکری

      ،

      سعید سعادتی فر(غمخوار)

      ،

      شکیبا شهیدی(متخلص به ساغرصبوری)

      ،

      محمد حسین اخباری

      ،

      احسان شفیقی

      ،

      عنایت اله کرمی

      ،

      سمیراعزیزی

      ،

      شاهدخت

      ،

      رسول چهارمحالی(ساقی)

      ،

      علی غلامی

      ،

      طلعت خياط پيشه (طلاي كرماني)

      ،

      صحبت پارکی(صُبی)

      ،

      سجاد رفیعی(ساجد)

      ،

      وحید سلیمی بنی

      ،

      محمدصادق شعبانی

      ،

      محمدعلی جعفریان(عاشق)

      ،

      مدیر ویراستاری

      ،

      نازنین حسنی

      ،

      علیمحمد پناهی

      ،

      اکبر رشنو

      ،

      حسین زارع(مختار)

      ،

      هدیه قادری( مهتاب)

      نقدها و نظرات
      سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق)
      جمعه ۶ اسفند ۱۳۹۵ ۱۲:۵۶
      با سلام و درود و عرض خسته نباشید ابتدا به مدیریت محترم صفحه جناب آرمین اسدزاد (الف) گرامی و همه اعضای خوب و مشارکت کنندگان نازنین اقایان و بانوان محترم..
      ضمن عرض تبریک به استحضار می رسانم که هدایا و انتشار ثابت برندگان این بخش از دوره اول مسابقات ناب تقدیم عزیزان بزرگوار گردید موفق و سربلند باشید
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      جمعه ۶ اسفند ۱۳۹۵ ۱۶:۳۳


      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۵ ۱۰:۰۰

      درود استادبزرگوارم
      مبارک این عزیزان باشه که به حق شایستگیشو داشتن
      ارسال پاسخ
      مهدی صادقی مود
      مهدی صادقی مود
      شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۵ ۱۸:۳۶
      سلام و عرض ادب استاد فکری عزیز
      ممنونم
      لطف شما مستدام
      ارسال پاسخ
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۵ ۱۹:۰۳
      درودها سید عزیز
      سایه تان بلند
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۰۶:۲۴
      باسلام به برادرخوبم ارمین عزیز
      خسته نباشید ممنون ازاین کاربسیارعالی
      امیدوارم که دوستان هم همکاری لازم رابرای اجرای این مسابقه ی زیبا باشماداشته باشند جاش یه مدتیه خالیه تو سایت وجای تشکرفراوان داره که دوباره آغازشد باهمت شما دوست پرتلاش وفهیممان
      ممنونم که دوباره استارتشو زدین و
      بدون شک جانی دوباره به سایت ناب بخشیدید باحضور مثمرثمرتان
      مخصوصن تیک نقدمی زنم تادوستان رامتوجه این پست پربارکنم


      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۱۱:۵۱
      درود و سپاس از حسن میزبانیتان بانو
      ارسال پاسخ
       آرزو محمدزاده
      آرزو محمدزاده
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۱۶:۳۶
      درود بر شما جناب اسدزاد
      چه چالش زیبایی ایجاد کردین در ذهن اهالی ناب
      زنده باشین به مهر
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۲۹

      .............خوش امدید................( ).......
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۱:۲۹
      سلام و عرض احترام ...حضرت مهر..
      مهربان استادم..

      خسته نباشید...
      تشکر از همکاری استادان بزرگوارم (جناب ملحق)(بانوی واژ های ..عزیزم)
      تشکر می کنم ب خاطر این پست زیبا و پر نشاط.. شما....(جناب اسدزاد)

      فقط دوست داشتم حضور داشته باشم...
      پاینده باشید...و مانا......

      ........................................ >
      آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
      آلاله سرخ(سیده لاله رحیم زاده)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۲۱:۱۰


      سپاس مند کار زیبا وارزشمندتان آرمین گرامی

      ارسال پاسخ
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۲۱:۳۵
      سلام و سپاس بانو
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۲۱


      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۱۴
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۵ ۰۷:۱۰
      تبریک عرض ی کنم به جناب صادقی مود کاوه احمدزاده وپانته آعسکری عزیز نفرات برگزیده ی اولین دوره ازمسابقات شعر سایت ادبی ناب را که به همت جناب اسدزاده ی عزیز برقرارشد
      وخیلی خیلی ممنون ازهمه ی شما دیگر عزیزان شاعر که دراین پست شرکت فعال داشتید غرض برد وباخت نیست وبدون شک بیشتراشعاردرحدبسیارعالی بودن وانتخاب هم سخته
      فقط برای ایجادشوروهیجان وانگیزه ی بیشترنفرات برگزیده انتخاب می شوند
      دوره ی دوم این مسابقه هم به همت برادربزرگوارمان آرمین درحال برگزاری است ودوستان علاقمندمی توانند شرکت کنند
      جاداره بازهم تشکرکنم ازاین حرکت خوب وبه جای ایشان وبا ارزوی موفقیت هرچه بیشتربرای ایشان وهمه ی اهالی سایت وزین شعرناب
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۵ ۱۹:۰۵
      درودها بانو
      بسیار سپاس ها از همکاری صمیمانه تان
      بخت یار
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۸:۲۶
      قاصدک امید
      همیشه همین نزدیکیهاست
      شایدماهنوز پنجره های دلمان را
      بازنکرده ایم!!


      تاریکم
      اما با یادتو
      هرلحظه درقلبم
      پنجره ای می سازم
      روبه روشنا!
      من باوردارم
      که همیشه نقطه ی امید دراوج تاریکیهاست!

      اینم دوبداهه ی کوتاه ازمن
      فقط صرف همدلی بادوستان عزیزم
      ونه برای شرکت درمسابقه
      فقط خواستم همراهتان باشم
      دوستتان دارمممم هوارتاااااا
      شاعران عزیزو خوب ناب



      فاطمه گودرزی(لیا)
      فاطمه گودرزی(لیا)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۲۰:۳۰
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ ۱۴:۳۶
      قاصدک امید
      همیشه همین نزدیکیهاست
      شایدماهنوز پنجره های دلمان را
      بازنکرده ایم!!

      بسیارررررر زیبا و استادنه سروده اید..بانوی واژ ه های عزیزم...
      ......مرحباااااااااااا......
      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۱۴
      ارسال پاسخ
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۵ ۰۶:۳۶
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۵ ۱۰:۴۱
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      يکشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۵ ۲۱:۵۵



      موج امید:

      نگاهِ من به تو شد مثبت؛ ای سرایشِ نابم!
      سخن ز عشق بگویم؛ همین دمی که خرابم!

      سرایم از دل و احساس خود؛ ز موج امیدم؛
      شوم چو آتش و گویم: ز حسِ قلبِ مذابم!

      دلم بسی شده خون از زمانه؛ لیک، دگر، من،
      نگویم از دلِ پردرد و داغِ همچو کبابم!

      نشینم و بسرایم: ز عشق و از دلِ عاشق؛
      دلم ز عشق شده شاد و من، زلال، چو آبم!

      ببُرد، این دلِ من، سر به سر، زِ یاد، غمِ خود؛
      چرا که عشق تو، رفعِ صداع شد؛ چو گلابم!

      غزل غزل، دلِ من، پُر شود: زِ شورشِ احساس؛
      سخن ز عشق بگویم؛ همین دمی که خرابم...
      (زهرا حکیمی بافقی)
      بهمن ماه 95.


      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      دوشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۵ ۰۱:۰۱
      درودتان..
      نازنینِ مهربانم..........استادانه سرودید....مرحباااااااااااااااااااااااااا.......
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      دوشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۵ ۰۱:۰۹
      سپاسگزارم نازنین بهار من!
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      دوشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۵ ۰۵:۲۷
      اشعار جدیدتان را دوست دارم
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      دوشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۵ ۰۷:۱۹
      درود بر شما!
      سپاسمند مهر نگاهتون هستم.
      صحبت  پارکی ( صُبی )
      دوشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۵ ۰۶:۲۰

      با سپاس
      از شما شاعر بزرگوار
      که با این ابتکار موجب پویایی شعر ناب می شوید
      سلام
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      دوشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۵ ۰۹:۲۵
      سلام و سپاس
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      دوشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۵ ۱۴:۰۸

      ..............خوش امدید.......................( ).............
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      پنجشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۵ ۱۵:۱۵
      شده در تخته ی احساس و امید...

      شده \"احساس دلت\" سرد شود؟
      شده هر بند دلت درد شود؟
      شده در اوج نفس های رها،
      گل \"احساس دلت\" زرد شود؟
      نفس و \"های\" دلت، مثل تگرگ،
      شده گرمای دلت، برد شود؟
      شده اصلا هوس بوسه ی لب،
      بپرد از سر تو؛ گرد شود؟
      شده تو، حرف زنی با دل خود؛
      شب و روزت، \"چه توان کرد\" شود؟
      شده در جنگ سخن با دل خود،
      دل تو، یکه هماورد شود؟
      شده سرکوب شود حس دلت؛
      بپرد خوابش و شب گرد شود؟
      \"شده احساس کنی\" سینه ی تو،
      هوس بوسه ی نامرد شود؟
      شده آتش بشود گلشن عشق؛
      رخ دل، سوخته چون ورد شود؟
      شده در تخته ی احساس و امید،
      دل تو، ششدر آن نرد شود؟
      شده اصلا که دلت، قهر کند؛
      شکند گوشه ی غم، سرد شود؟
      تو بگو: این دل من، با دل تو،
      چه کند مثل تو بی درد شود؟!
      (زهرا حکیمی بافقی)




      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      پنجشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۵ ۲۳:۵۱
      مرحباااااااااا..................
      ارسال پاسخ
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      جمعه ۶ اسفند ۱۳۹۵ ۰۲:۰۳
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      پنجشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۵ ۱۷:۱۵
      امید واقعی منتظران، مهدی فاطمه عج:
      گفته اند: می آيی؛
      من،
      تمام نفس های جمعه‌های عمرم را شمرده‌ام؛
      و بارهای بار،
      آمدنت را،
      از در خانه‌ی سبز اميد،
      به انتظار نشسته‌ام...
      🌹🌹🌹
      گفته اند: می آيی؛
      من،
      با بصيرت روان؛
      با تمام جانم،
      حقيقتِ آمدنت را،
      می بيوسم...
      🌹🌹🌹
      گفته اند: می آيی؛
      من،
      با لبان احساس،
      قداست انتظارت را، می بوسم...
      🌹🌹🌹
      گفته اند: می آيی؛
      من به اندازه ی وجدانِ بيدارِ بشريت؛
      و به اندازه‌ی تاريخ محبت،
      منتظرت هستم...
      🌹🌹🌹
      گفته اند: می آيی؛
      سال هاست كه انتظارت را،
      در باغ دلم، كاشته‌ام؛
      منتظر هستم تا:
      باغ باورم را،
      با قدم های سبزت،
      بارور سازی...
      🌹🌹🌹
      گفته اند: می آيی؛
      من،
      با صدای تپيدن سينه،
      تو را می خوانم؛
      و همچنان انتظارت را،
      به قدم های گل شكوفای اميد می سپارم...
      🌹🌹🌹
      گفته اند: می آیی؛
      آری می آیی؛ می دانم؛
      من آمدنت را،
      با ژرفای دل،
      باور دارم؛ باور دارم...
      منبع: کتاب آدینه ی انتظار، زهرا حکیمی بافقی، اصفهان: نشر شهید فهمیده. 1392.
      ***
      چند متن تنهایی از کتاب صدای پای احساس:

      1_
      در امتداد دست هایم،
      خطی از ابهام موج می زند...
      فال زندگانیم این روزها،
      بارشی است از دورنمای اشک هایم...
      نبض دستانم را،
      به گرمای دستانت می سپارم؛
      تا خود،
      رگ عاطفه ام را دریابی!
      زهرا حکیمی بافقی
      ***
      2_
      دست هایم را دوست داشتم؛
      دست هایم پر از چمن بود؛
      بوی سبزینه ی سبز علف می داد؛
      اما افسوس حالا،
      در دست هایم تنها،
      چند خط زرد نامفهوم،
      مانده به جا!
      زهرا حکیمی بافقی
      ***
      3_
      دیگر چکاوکی نخواهد بود؛
      تا چکامه سرای پرواز رهایی باشد...
      دیگر قاصدکی خبررسان رویاها نخواهد ماند...
      دیگر بغض سکوت را،
      هیچ صدایی نخواهد شکست...
      نه...
      دیگر پرستویی نیست؛
      تا رقص شکوفه ها را،
      به نظاره بنشیند...
      زهرا حکیمی بافقی
      ***
      4_
      بی تو،
      آینه ی چشمانم،
      بغض سکوت را مات می کنند...
      بی تو،
      سبزدشت وجودم،
      پر از بهانه می شود...
      بی تو،
      صحرای دلم،
      خون بار است از نم چشمانم...
      نه...
      بی تو،
      بهار هم،
      اینجا،
      نمی خندد...
      زهرا حکیمی بافقی
      ***
      5_
      دزدیدند صداقت صدایم را...
      سکوت است آن سوی امواج...
      نیست واکنشی از احساس...
      ره به جایی نیست در کششِ پنجره ها...
      چه نامردند ثانیه های التهاب...
      زهرا حکیمی بافقی
      ________________________________________
      چند متن امیدواری از کتاب صدای پای احساس:
      1_
      آن گاه که تمام پنجره‌های رهایی را به رویت بسته‌اند،
      از صمیم جان، خدا را فریاد کن و آرام، قرآن بخوان!

      آن گاه که احساس می‌کنی فرصت تمام شده و تو تا همیشه باخته‌ای،
      از صمیم جان، خدا را فریاد کن و آرام، قرآن بخوان!

      آن گاه که از نامروتی‌ها و نامردی‌های اهل روزگار، بی‌اندازه خسته‌ای،
      از صمیم جان، خدا را فریاد کن و آرام، قرآن بخوان!

      آن گاه که در دریای پهناورِ حیرانی و بهت، دست و پا می‌زنی،
      از صمیم جان، خدا را فریاد کن و آرام، قرآن بخوان!

      آن گاه که دنیا برایت دامگه عذاب و بلاست،
      از صمیم جان، خدا را فریاد کن و آرام، قرآن بخوان!

      آن گاه که در اقیانوس بی‌کران آزردگی و بغض، خویشتن را می‌کوشی،
      از صمیم جان، خدا را فریاد کن و آرام، قرآن بخوان!
      زهرا حکیمی بافقی
      بخشی از یک دل نوشته در کتاب صدای پای احساس

      2_
      در تب سرد جنون،
      لحظه های بی کسی،
      در زمانی که کسی،
      آشنای تو نیست؛
      بهت و حیرانی و غم،
      خانه ی قلبت را،
      هدف می گیرد سخت،
      لحظه هایی که:
      سردی؛
      سردمهری،
      می فشارد راه گلویت را،
      در دم سردی،
      که بازدمی،
      برایش نیست؛
      و برای نفس کشیدن،
      هوایی نیست؛
      و برای کوه غمهایت،
      تکیه گاهی نیست؛
      تا عصای پشتت باشد؛
      و تو در بهت و حیرانی،
      خویشتن خویش را،
      واله و حیران؛
      سرگشته و سرگردان،
      به هر سو می کشانی؛
      آرام باش...
      آرام!
      یک نفر هست نزدیک به تو؛
      نزدیکتر ز شاهرگ جانت،
      یک نفر هست با تو،
      که تو را هر لحظه می پاید،
      و نگاهبانی می کند از جانت؛
      باور کن:
      یک نفر هست،
      که: هماره؛
      پایدار و پیوسته،
      تکیه گاه توست؛
      و تو می توانی:
      نجوای دلت را،
      به آرامی،
      با تمام عشق،
      برایش زمزمه کنی!
      ***
      یک نفر هست،
      که تو را می فهمد؛
      که تو را می خواند؛
      که تو را می داند؛
      می شناسد تو را بهتر از تو...
      ***
      یک نفر هست،
      می فشارد با گرمی،
      دستان سردت را!
      و می سراید برات با مهر:
      بهترین سرود مهربانی،
      و خوب ترین«ترانه ی مادری» را؛
      و به باوری گرم می رساند دلت را!
      تکیه بر او بکن...
      زهرا حکیمی بافقی
      بخشی از یک شعر طولانی در کتاب صدای پای احساس
      3_
      نفسی هست هنوز؛
      احساسی در امتداد عاطفه می تپد؛
      نبضی در جریان زندگی دل دل می زند؛
      و هنوز هم می توان:
      هم صدا با حس سپید کائنات،
      عاشق شد...
      4_
      بامدادان؛
      كه عروس زيبای آسمان،
      با بوسه‌ی طلايی خويش،💋
      سينه‌ی آفاق را می‌بوسد؛
      و چشمان ناز بر امتداد دشت زندگانی می گشايد،😍عطری از احساس و شوق و گل ياس،
      دشت تا دشت،
      وجود مردمان را فرامی‌گيرد؛
      رودی از رگ پرتپش حيات،
      در ژرفای قلب ❤️ هر شهر و ديار،
      جريان می‌يابد؛
      و تپش قلب ❤️ زنده‌ی زندگی،
      موجی از اميد و آرمان های بلند و ايمانی آسمانی را،
      از قله‌ی باور نهانی هر انسان،
      تا بيكرانه‌های آسمان زندگانی پرتاب می‌كند؛
      و زبان جان هر انسان،
      سپاسگزار آفريدگار مطلق زندگانی است؛
      و پاكی و سلامت آن را،
      از درگاه دادار يگانه می‌جويد.🌻
      ❤️🌸❤️🌸❤️
      زهرا حکیمی بافقی (احساس)
      کتاب: صدای پای احساس
      5_
      گاهی باید:
      سوار بر قایق شکسته ی آرزوها،
      مرزهای بی کران بودن را،
      با قایقی شکسته پارو زد؛
      و شاپرک زیبای امید را،
      از سرای سینه پرواز نداد...
      زهرا حکیمی بافقی
      کتاب صدای پای احساس
      6_
      گاهی در پس پنجره ی بسته ی بغض یک سکوت، حنجره ای از آواز نغمه سراست...
      گاهی سکوت یک آواز، رمز پرواز است...
      گاهی در ساقه ی شکسته ی بال و پر نگاه یک قفس، فوجی از پرواز موج می زند...
      گاهی در چالش یک شکست، امید رهایی هست...
      زهرا حکیمی بافقی
      کتاب صدای پای احساس
      ________________________

      موج امید:

      نگاهِ من به تو شد مثبت؛ ای سرایشِ نابم!
      سخن ز عشق بگویم؛ همین دمی که خرابم!

      سرایم از دل و احساس خود؛ ز موج امیدم؛
      شوم چو آتش و گویم: ز حسِ قلبِ مذابم!

      دلم بسی شده خون از زمانه؛ لیک، دگر، من،
      نگویم از دلِ پردرد و داغِ همچو کبابم!

      نشینم و بسرایم: ز عشق و از دلِ عاشق؛
      دلم ز عشق شده شاد و من، زلال، چو آبم!

      ببُرد، این دلِ من، سر به سر، زِ یاد، غمِ خود؛
      چرا که عشق تو، رفعِ صداع شد؛ چو گلابم!

      غزل غزل، دلِ من، پُر شود: زِ شورشِ احساس؛
      سخن ز عشق بگویم؛ همین دمی که خرابم...
      (زهرا حکیمی بافقی)
      بهمن ماه 95.
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      پنجشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۵ ۲۳:۵۱
      درودتان
      نازنینم.........
      بسیاررررررر زیبااااااا و خواندنی...
      ارسال پاسخ
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      جمعه ۶ اسفند ۱۳۹۵ ۰۲:۰۶
      ارسال پاسخ
      آرمین اسدزاد (الف)
      پنجشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۵ ۰۵:۳۷
      درودم به همه اهالی ناب
      امروز، آخرین روز از اولین دوره ی مسابقاته
      دوستانی که فرصت نداشتن تا آثارشونو بفرستن
      تا ساعت ۱۲ امشب وقت دارن
      روز جمعه هم برندگان معرفی و جوایز تقدیمشون میشه

      زت زیاد
      آرمین اسدزاد (الف)
      جمعه ۶ اسفند ۱۳۹۵ ۱۲:۳۵
      اعلام اسامی برندگان اولین دوره از مسابقات شعر ناب

      سلامم به همه نابیان اهل دل
      اولین دوره ی مسابقات شعر ناب به پایان رسید.
      قبل از معرفی برندگان و اهدای جوایز، لازم میدونم از تمام عزیزانی قدم به تخم چشم ما گذاشتند و در این پست حضور به هم رساندند و با اشعار نابشان جلوه ای زیبا بر این صفحه نگاشتند، تشکر و قدردانی بکنم.
      و همینطور از سید دردانه و بانو عجم مهربان بی نهایت سپاسگزارم که همراه و همیار بودند.
      اما برنده ها:

      نفر سوم
      سرکار خانم پانته‌آ عسکری:

      بیا و پنجره ها را گره بزن به بهار
      خزان خاطر ما را گره بزن به بهار

      به خون نشسته درخت از شکوفه های انار
      تو شاخه های حنا را گره بزن به بهار

      دو تار بید پریشان، چکامه خوان شده باز
      ردیف گام صدا را گره بزن به بهار

      بگو که فاصله یک واژه است، فاجعه نیست
      سکوت آینه ها را گره بزن به بهار

      جهان معجزه ها در دو دست روشن توست
      طناب سحر قضا را گره بزن به بهار

      سَرم سَریرِ سَرایت سُرورِ سایه ی سرخ
      مسیر بال هما را گره بزن به بهار

      طراوتی به تن چشمه سار دادی و گفت
      زلال دامن ما را گره بزن به بهار

      سحر دمید، بخند ای دلیل هر چه طلوع
      نگاه باد صبا را گره بزن به بهار

      ***

      نفر دوم
      جناب آقای کاوه احمدزاده:

      بیقرارم... بیقرارم... بیقرار هیچکس!
      می‌وزم چون باد سوی سبزه زار هیچکس

      با امیدی خوش خیالانه به پایان می برم
      سال های عمر را در انتظار هیچکس

      تا کسی عاشق نباشد عشق می‌ورزد مگر؟
      عاشقم یک عاشق دیوانه وار هیچکس

      خسته ام تا بی نهایت زیر بار هر کسی
      می تکانم شانه ام را از غبار هیچکس

      تاب و بی تابم برای خانه ام تا میرسم
      بلکه بنشینم کنار او... کنار هیچکس

      می کشم دستی به روی تار موهای سفید
      روبروی گریه ی بی اختیار هیچکس

      هر کسی شعری برای شخص خاصی گفته‌ست
      می کنم من شعرهایم را نثار هیچکس

      شاخه ی در آرزوی نو بهارانم شکست
      کاری از دستش نمی آید بهار هیچکس

      بیت بیت این غزل را اشک میگوید، نه من
      زیر شعرم می نویسم: یادگارِ هیچکس!

      ***

      نفر اول
      جناب آقای مهدی صادقی مود:

      گلهای سرخ خشک تو لای کتاب هام
      آوردن \"نه\" توی تمام جواب هام
      پیروزی تو بین همه انتخاب هام
      اینها مُسکن دل هرجایی ام شده

      دستمال های خیس مچاله کف اتاق
      تنها دلیل هرزه گی‌ات، \"کوری اجاق\"
      در حسرت تـن تو شب داغ اتفاق
      دردی عمیق مونس تنهایی ام شده

      حجم درشت مشت تو پاپیچ گونه ام
      سنگینی محال سرت روی شونه ام
      نازِ تـو و نیـاز لطیف زنـونه ام
      شبها صدای باد که لالایی ام شده

      پاییزِ سالِ بعد اگر \"پا به ماه\" شم
      تا قبل از اینکه یائسه گردم تباه شم
      مادر شوم، به گفته ی تو روبراه شم
      تنها دلیل صبر و شکیبایی ام شده !

      ***

      به امید خدا از فردا با دور دوم مسابقات و موضوعی جدید در خدمت خواهیم بود
      خیر پیش و عزت زیاد
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      جمعه ۶ اسفند ۱۳۹۵ ۱۶:۳۴


      ارسال پاسخ
      قاسم ساروی
      قاسم ساروی
      جمعه ۶ اسفند ۱۳۹۵ ۱۹:۲۰

      ‌دروها برشما بزرگواران
      تبریک به منتخبین گرانقدر
      دست مریزاد جناب اسدزاد
      سلامت باشید و پاینده بمهر
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      جمعه ۶ اسفند ۱۳۹۵ ۲۱:۳۳
      درودتان ...حضرت مهرم....(جناب اسدزاد)...
      خسته نباشید....
      مبارک دوستان عزیز قرار بگیره.....
      تبریک هم خدمت استاد گرانقدرم(جناب صادقی مود) عرض میکنم.ک ایشون بهترین شاعر هستند........

      ...................................( ).................
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۵ ۱۰:۰۱


      درود ارمین عزیز خسته نباشی
      من هم تبریک عرض می کنم
      به این عزیزان که براستی شایسته ی این مقام بودند
      ارسال پاسخ
      مجتبی شفیعی (شاهرخ)
      مجتبی شفیعی (شاهرخ)
      شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۵ ۱۳:۳۲
      سلام
      افرین بر بچه مردم که دوستشان دارم هزار تا
      و دو دوست دیگر که زحمت کشیدند
      خیلی ممنون ارمین با انرزی عزیز که وجودت شوق است و شور
      افرین رفیق
      ارسال پاسخ
      مهدی صادقی مود
      مهدی صادقی مود
      شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۵ ۱۹:۱۱
      سلام ، ارادت و خسته نباشید خدمت جناب اسدزاد عزیز و تیم داورانِ سایت که قلم بنده رو لایق دونستند . این انتخاب برام خیلی ارزشمنده و خوشحالم از اینکه شعرم مخاطب داشته .

      بابت بزرگواری و تبریک و تحسینِ
      خانم حکیمی گرامی ، جناب ساروی عزیز ، بهارک عزیز و مهربان ، خانم عجم عزیز ، جناب شفیعی عزیز ، جناب علی صادقی عزیز و خانم گودرزی گرامی
      هم خیلی ممنونم
      ارسال پاسخ
      احمدرضا محمدی
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۰۱:۵۰
      باسبام و درود
      همه ی مان شرکت خواهیم کرد
      و نمی گذاریم زحمت های شما بیهوده شود
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۰۹:۲۵
      خوش آمدید منتظراشعارزیبای شماعزیزان هستیم
      ارسال پاسخ
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۱۱:۵۲
      درودها
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۲۹
      .............خوش امدید................( ).......
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۲۱


      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۱۴
      ارسال پاسخ
      مرجان تاج دینی( دریایی)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۰۴:۲۵

      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۰۹:۲۵
      خوش آمدید منتظراشعارزیبای شماعزیزان هستیم
      ارسال پاسخ
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۱۱:۵۲
      درودها
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۳۰
      .............خوش امدید................( ).......
      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۱۵
      ارسال پاسخ
      حمید رفیعی راد (کوروش)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۰۹:۳۱
      درود و سپاس
      کلمات امید با ناامید باید درمتن شعرباشد یا مفهوم شعر درباره آن باشد؟؟
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۱۵:۴۱
      درودها
      چه مفهوم و چه كلمه
      هر دو قابل قبول است
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۱۹:۴۱
      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۳۰
      .............خوش امدید................( ).......
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۲۲


      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۱۵
      ارسال پاسخ
      مهناز نصیرپور (بانوی فصلها)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۰۹:۴۸
      درود بر جناب اسدزاد
      و سپاس بی نهایت بابت این حرکت زیبا
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۱۵:۴۱
      درودها
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۱۹:۴۱
      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۳۰
      .............خوش امدید................( ).......
      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۱۵
      ارسال پاسخ
      مهناز نصیرپور (بانوی فصلها)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۰۹:۵۲
      1-گرچه مهر تو هنوزم دور است
      از شب تنهایی
      شوق و امّید وصالت هردم در دلم بیدار است
      2-به شب حسرت و غم
      مژده بده
      که بهار امّید، نغمه خوان در راه است

      مهرِ امّیدتان تابنده
      مه ناز نصیرپور
      فعلا اینها رو سرودم تا بعدا سرفرصت به امید خدا غزلی بسرایم

      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۱۵:۴۲
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۱۹:۴۱
      خوش آمدید

      :3
      بسیارعالی
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۳۰
      .............خوش امدید................( ).......
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۱:۱۲
      درود مه ناز عزیزم
      زیبا و طنازانه...........
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۲۲


      ارسال پاسخ
      مهناز نصیرپور (بانوی فصلها)
      مهناز نصیرپور (بانوی فصلها)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۱۴:۵۸
      سپاس بانوجان
      فاطمه گودرزی(لیا)
      فاطمه گودرزی(لیا)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۲۰:۳۱
      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۱۵
      ارسال پاسخ
      باقر رمزی ( باصر )
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۰۹:۵۴
      سلام و درود
      هر کاری که بتوانیم در این سایت انجام دهیم که فرهنگ اصیلمان فراموش نشود عالی است
      ممنونم
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۱۵:۴۲
      درود بر شما
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۱۹:۴۰
      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۳۰
      .............خوش امدید................( ).......
      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۱۵
      ارسال پاسخ
      حمید رفیعی راد (کوروش)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۱۱:۱۷

      روزی که مرا مادر ِ من زاد..

      باری چه گران نهاد، پشتم!

      انگار فلک نیز نبُد خوش...!!

      از سر که نوشت،سرنوشتم!


      امّید نبود از فلک و دهر..

      خویشی نبُدی ازمن وایشان

      آورده چنین هرچه زِسختی

      بی شرم،ازاین تازه ی مهمان!


      از اولِ لحظه بگرفت سخت

      آسوده کند خاطرِ چونْ من

      تادرپیِ هرعیش وخوشی را

      هرگز نرود فکر و دل، اصلا!


      حاصل زِ فرود و زِ فرازش

      یا گردش خورشید خرامان

      یااینهمه نعمت به دلِ ارض

      هرگز نبُد از جمع ضعیفان


      بر اوّلِ هر امیدِ ما،...\"نا\" !

      ما زاده چنین به\"نه\"بگشتیم

      نای و نفسی نیست زِ مارا

      چون شمع،تمام و،فوت گشتیم


      ای جان اسدزاده ی رامین

      زخم دلِ ملّت زِ تو شد باز!

      یاد آمده ناکامیِ بسیار...

      این\"چار\" ِ زِ پی پاره!شدآغاز

      #بداهه
      حمید رفیعی راد(کوروش)
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۱۵:۴۶
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۱۹:۳۹


      درود
      بسیارعالی
      مبارک آرمین عزیز
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۳۰
      .............خوش امدید................( ).......
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۱:۳۱
      درودتان..
      زیبا ودر خور تحسین..............
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۲۲


      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۱۶
      ارسال پاسخ
      حمید رفیعی راد (کوروش)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۱۱:۲۰
      جناب اسدزاده عزیز،فقط من فکر کردم اسم کوچکتان رامین است،الان دیدم که آرمین است،دیگه حیفم اومد تغییر بدم،لطف بداهه به همین است.پاینده و تندرست باشید
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۱۵:۴۷
      سلام و سپاس جناب رفيعى عزيز
      همين كه به ياد بوده ايد بسيار ارزشمند ست
      در پناه حق
      ارسال پاسخ
      احمدرضا محمدی
      احمدرضا محمدی
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۱۶:۲۹
      سلام جناب اسد زاده
      ممنون میشم اگه جواب بدین
      شعر را به کدام قسمت بفرستیم؟
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۱۹:۳۹
      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۳۱
      .............خوش امدید................( ).......
      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۱۶
      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۱۳:۳۰
      سلام جناب اسدزاد عزیز
      و سپاس
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۱۷:۱۳
      درودها
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۱۹:۳۸
      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۳۱
      .............خوش امدید................( ).......
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۴۰


      ارسال پاسخ
      احمدرضا محمدی
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۱۳:۳۹
      به نام حق....
      نام شعر:امید به فردا
      قالب:مثنوی
      .
      .
      .
      من نه آنم که ندانم و بمانم زجهانم
      من نه آنم که نخواهم و بخوانم زبیانم
      من ندانم که چه خواهم زهمین جا وهمانم
      من نخواهم که بمانم ز زمین تا که زمانم
      من نهانم را نوازم در نمازم در اذانم
      ساز ناز راز عاشق را بسازم در زبانم
      من همانم که ژیانم در زفانم تا رمانم
      که رسد جان جهانم به جمال جاودانم
      من زیارم، چشمه سارم هرچه دارم می سرایم
      من نشانم می شناسم از عیانم می رسانم
      من به فردا و به دریا و زدنیایم بمانم
      من طراوت را زنعمت های باعبرت بدانم
      پابه پا من می روم تا تابه تایم می رسم
      نور مه را شاه راهی در نگاهم می کشم
      می که در نی آمده برسوی پی در بی کران
      رحمتی با عفتی برفطرتی درآسمان
      خواهد اندر که بداند درهیاهوی نوازد
      آن که درهارابه دردانم به دردی در شناسد
      من همانم که به هستی و به مستی و به پستی
      کند اندیشه زعقلش که نشستی و چه هستی؟
      که چه رفتی و نرفتی توشدی مست وپریشان
      که دراین گیتی خسته تو شدی پست و فریبان
      می را که دهم بر سر دیوان عنایت به جمالش
      دل را که دهم بر دل دلدار محبت ز کمالش
      خواهم که کنم مانم از این ماتم جانم به سلامم
      دانم که بمانم و بخوانم زجهانم به کلامم
      لبخند خوشم بر غم خوی خوش خالق به علایق
      باران که به یاران رسد اندر به دقایق ز شقایق
      امید جهانم که رسد بر ره صادق به خلایق
      در جان و دلم من شومی ساقی رازق زحقایق
      باشم که شوم ساقی میخانه و راوی رمانم
      باشم که شوم ساعی عشقم وکه راهی جهانم
      آجل به دلم خواهد از این عاجل یاور
      در زندگی خود به امیدم رسم آخر
      هاتف که به فردا رسد اندر گل امید
      لایق شودش آتی جان در رگ جاوید
      .
      .
      .
      .
      محمد حسین اسحقی
      (هاتف خلخالی)
      .
      .
      زمستان سال 1395


      امیدوارم رضایت داشته باشید....

      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۱۷:۱۱
      درود بر شما
      در متن پست نوشتم که همینجا ارسال بفرمایید
      زیباست
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۱۹:۳۸
      خوش آمدید

      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۳۱
      .............خوش امدید................( ).......
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۱:۳۲
      درودتان
      برادر عزیزم
      بسیاررر لذت بردم.....زیباست...............
      ارسال پاسخ
      احمدرضا محمدی
      احمدرضا محمدی
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۱:۳۷
      ممنون وسپاس از شما که این همه زحمت می کشید
      احمدرضا محمدی
      احمدرضا محمدی
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۱:۳۷
      ممنونم از لطف و مرحمت شما
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۲۳


      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۱۶
      ارسال پاسخ
       آرزو محمدزاده
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۱۳:۴۶
      منم و لعلِ لب یار
      به امید ِتوام برای تیمار...


      #آرزو_محمدزاده



      فعلا همین اومد به ذهنم
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۱۷:۱۳
      درود بر شما
      زیباست
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۱۹:۳۷
      خوش آمدید

      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۳۱
      .............خوش امدید................( ).......
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۱:۳۳
      درودتان
      دختر همیشه بهار ....عزیزم...
      زیبا و طنازانه سرودید...مرحبااااااااااا........
      ارسال پاسخ
       آرزو محمدزاده
      آرزو محمدزاده
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۱:۴۱
      درود بر شما بانو
       آرزو محمدزاده
      آرزو محمدزاده
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۱:۴۱
      بهارک عزیزم ممنون مهرت هستم دختر زیبا
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۲۳


      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۱۷
      ارسال پاسخ
      نیره ناصری نسب
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۱۴:۴۰
      درود جناب اسدزاد بزرگوار
      بسیار سپاس از شما از این پست زیبا
      ممنون بابت همه زحمتی که می کشید
      سپاسگزارم
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۱۸:۳۱
      درود بر شما
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۱۹:۳۷
      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۳۲
      .............خوش امدید................( ).......
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۲۳


      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۱۷
      ارسال پاسخ
      نیره ناصری نسب
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۱۴:۵۳
      همدرد توام در قصه های اجباری
      شمع روشنی باش در این امیدواری

      فردا زخمها می زنند بر پیکرم ولی
      نشانی خواهد ماند در دنیای تکراری
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۱۸:۳۱
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۱۹:۳۷
      خوش آمدید
      بسیارزیبابود
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۳۲
      .............خوش امدید................( ).......
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۱:۳۴
      درودتان
      نازنینم

      پر معنی..در خور تحسین.......
      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۱۷
      ارسال پاسخ
      نیره ناصری نسب
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۱۴:۵۹
      تن های فرسوده
      نگاه های عاشقی را
      در تابلوی امیدشان جا دادند
      به امید آوازی دیگر
      نگاه اشک هایی گرم
      در قلب های ناامیدی
      شهر خواب زدگان را
      به طلوع دیگری فرا می خواند


      بداهه
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۱۸:۳۹
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۱۹:۳۶

      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۳۲
      .............خوش امدید................( ).......
      ارسال پاسخ
       آرزو محمدزاده
      آرزو محمدزاده
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۱:۴۲
      عالی بود واقعا نیره جان
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۲۳


      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۴۰


      ارسال پاسخ
      مهناز نصیرپور (بانوی فصلها)
      مهناز نصیرپور (بانوی فصلها)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۱۵:۰۰
      درود بانو
      بسیار زیبا و دلنشین
      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۱۷
      ارسال پاسخ
      علی کشاورز ( فریاد )
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۱۷:۲۲
      خم به ابرویم نیاوردم شب دل کندنت
      تا نبینی رفتنت با من چه کاری کرده است!

      هر دو می بافتیم...
      تو دروغ...
      من موهایت را...!

      چمدان دست تو بود و ضربان در دل من
      که مبادا بروی پشت سرت ضعف کنم!

      به کافه ی قرارهای گذشته مان آمدم
      برای این که گارسون شک نکند رفته ایی
      دو فنجان قهوه ی تلخ سفارش دادم و هی قربان صدقه ی
      جای خالی ات می شدم...
      حالا من ماندم و نگاه های سنگین اهل این کافه
      و مداااااام این آهنگ را با بهت و حیرت زیر لب زمزمه می کنم

      (چرا رفتی........؟؟؟چرا من بی قرارم...؟؟؟)

      علی کشاورز (فریاد)
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۲۰:۴۹
      درودها
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۲۳


      ارسال پاسخ
      مهناز نصیرپور (بانوی فصلها)
      مهناز نصیرپور (بانوی فصلها)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۱۵:۰۱
      درود بر شما
      ارسال پاسخ
      فاطمه گودرزی(لیا)
      فاطمه گودرزی(لیا)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۲۰:۳۲
      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۱۷
      ارسال پاسخ
      فاطمه گودرزی(لیا)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۱۸:۴۶
      درون مغزم....
      دینامیت ها تعبیه شده اند...
      تا فکر هر شب تو .....
      جرقه بزندو.....
      منفجر کند کل وجودم را.!
      از وقتی نیستی...
      اتفاق های خوب !
      وقتی می افتند میشکنند!
      برای کم شدن خسارت....
      ترجیحا برای من نمی افتند....
      بیا تا جویبار غمین صحرای دلم....
      با دیدنت!
      تا دریای ارامش....
      برقصد!
      میدانم که بازمیگردی.!
      و در بزم میخواران عشق.....
      جاممان را بالا میبریمو....
      مینوشیم به سلامتی.....
      تا ابد مست هم باشیم!!
      میدانم........!!
      _میدونستی خیلی خوشگلی؟!
      _تو میدونستی خیلی مستی؟!
      اره میدونم تو چی؟
      _گفتم بدم میاد تعریف کنی ازم برو بخواب....
      _باشه میرم ولی...
      _ولی چی...
      _فردا دیگه مست نیستم.
      _گل گفتی برودیگه!
      _اما تو هنوز خوشگلی...
      _.....

      اری میدانم......!
      ..............................................
      من از موج ناامیدی میترسم!!
      چون که با هر بار امدنش....
      سخت ترین صخره های ارامش را ....
      در هم میشکند....
      میترسم.......!
      ................................................
      این ناامیدی ها
      چه فکر کرده اند
      ببوس مرا بی وقفه
      روبروی انها
      تا وا بماند دهانشان
      از به هم رسیدنماان
      .............................................
      در قبرستان ناامید ها
      هر جا بنگری
      جنازه من رامیبینی
      وای بر من .......!
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۲۲:۵۶
      درودها
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۳۲
      .............خوش امدید................( ).......
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۴۷
      درودتان
      نازنینم...بسیاررر زیبا....
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۹:۳۷
      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      فاطمه گودرزی(لیا)
      فاطمه گودرزی(لیا)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۲۲:۵۴
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۲۴


      ارسال پاسخ
      مهناز نصیرپور (بانوی فصلها)
      مهناز نصیرپور (بانوی فصلها)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۱۵:۰۱
      ارسال پاسخ
      فاطمه گودرزی(لیا)
      فاطمه گودرزی(لیا)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۲۰:۳۲
      فاطمه گودرزی(لیا)
      فاطمه گودرزی(لیا)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۲۰:۳۳
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۲۱:۰۲
      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۱۷
      ارسال پاسخ
      مهسا تنانی
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۱۹:۰۱
      با سلام و درود بر شاعران شعرهای ناب من از دست تو حیرانم/. مرا از خود که می رانی / از چشم تو افتادم / مرا از چه، میترسانی/. / تو را من، خوب میشناسم / همیشه چشم ، من گفتم/ چشم، اینبارم می گویم/همچون تو، سخن گفتم / در قلبم اما ، رخت می شستم / اگر تصمیمت جدی است، برو / دیگر مرا ،با تو کاری نیست/ فقط ، مانده حرف پایانی/ . راه برگشت را خرابش کن / مرا از خود رهایم کن/ امیدم را ، ناامیدش کن/ مهسا تنانی
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۲۲:۵۶
      درودها
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۳۲
      .............خوش امدید................( ).......
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۹:۳۷
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۲۴


      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۱۷
      ارسال پاسخ
      محمد ساکی
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۱۹:۰۸
      بنام خدا
      سلام
      سلام و عرض ادب و ارادت و تواضع بیکران حضور یاران و سروران عزیز و ارجمند محفل پرشور و گرم ناب
      و سپاس فراوان از مدیر و مؤسس عزیز و مهربان سایت و گرد آورنده این جمع عزیز و ارجمند و صمیمی
      و سپاس از مدیران و ناظران عزیز و زحمتکش سایت که همۀ ما مدیون خدمات بی وقفه و بی دریغشانیم؛ از آنجا که از نام و تعداد دقیق این عزیزان آگاه نیستم از عزیزان نام نمی برم تا کسی از قلم نماند
      و سپاس فراوان از آقای اسدزاد بموجب برگزاری این مسابقه

      و امّا شعر:


      گفته بودی شعر بگویم؟
      از نومیدی و امّید؟
      منظورت همان خوف و رجا ست
      پس دل بسپار
      بداهه می گویم
      و بی پرده
      پس گوش مهربان جان نازنینت را
      به ندای دلم بدوز


      امّیدم خدا بود
      فقط خدا و بس
      که شبی از شبها
      در تاریکی چشمانت
      لابلای گیسوانت
      همراه با ایمانم گمش کردم
      سخت بود سخت
      مخصوصا برای من فقیر پا پتی
      که دستانم هم خالی بود
      دوازده سال طول کشید
      تا به هوش آمدم و بیدار شدم
      از آن اغمای عجیب
      دو سال هم بازتوانی


      سخت بود
      محال بود
      دوباره راه افتادن
      بدون نگاه تو


      حالا چهل سال دارم
      و باندازۀ چهل سال
      نگاهت را حفظ شده ام


      می توانی امتحانم کنی
      از هر سطر و صفحه و سوره و آیه و حزب و جزئش
      که خواستی بپرس
      تمامش را از برم
      قبول می شوم
      مطمئن باش
      باور کن
      باور کن




      تقدیم حضور شریفتان
      جهت شرکت در مسابقۀ حکیمۀ انجمن فخیمۀ شعر ناب


      کوچکتان: محمد ساکی 25/بهمن/1395



      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۲۲:۵۶
      درودها
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۳۲
      .............خوش امدید................( ).......
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۹:۲۳
      درودتان
      بسیاررررر زیبااااا.....مرحباااااااا.....
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۹:۳۷
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۲۴


      ارسال پاسخ
      مهناز نصیرپور (بانوی فصلها)
      مهناز نصیرپور (بانوی فصلها)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۱۵:۰۱
      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۱۷
      ارسال پاسخ
      علی رفیعی(امید)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۲۱:۲۷
      مهجوریت شعر...................................
      رقصی ندیده ایم چو رقص ستاره ها /
      باید ترانه خواند به روی مناره ها /

      در آسمان بپا شده صد جشنواره و /
      شرکت نکرده ایم در آن جشنواره ها /

      ما شاعران که پیشه ی مستی گزیده ایم /
      میخانه می رویم بجای اداره ها /

      مردم سواره اند ولی ما پیاده ایم /
      جا مانده ایم از همه ی آن سواره ها /

      در قابهای عکس فقط جا شدیم ما /
      آن هم نه در وسط که فقط در کناره ها /

      عاقل به یک اشاره بفهمد پیام را /
      دیگر بس است بازی با این اشاره ها /
      علی رفیعی وردنجانی ......پریش
      ......................................‌‌‌‌....................
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۳۳
      .............خوش امدید................( ).......
      ارسال پاسخ
      علی رفیعی(امید)
      علی رفیعی(امید)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۳۷
      تشکر و سپاس .
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۱:۲۷
      درودها
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۲۴


      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۱۸
      ارسال پاسخ
      طلعت خياط پيشه (طلاي كرماني)
      طلعت خياط پيشه (طلاي كرماني)
      پنجشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۵ ۲۰:۳۵
      ارسال پاسخ
      علی رفیعی(امید)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۲۱:۳۱

      فاخته.........................................
      گاه با کوشش بسیار ، غزل ساخته ام/
      فارغ از هرچه بگویی به تو پرداخته ام/

      تو همانی که مرا بر سر ذوق آوردی/
      هیچکس را بخدا مثل تو نشناخته ام/


      باز با باز چرا؟عشق مگر فلسفه است؟/
      کفتری گفت به من :عاشق یک فاخته ام/


      عشق معنای قمار است، قماری واجب/
      بردی از من دل و حالا به تو دل باخته ام/


      عاقلان! در ته این چاه دگر سنگی نیست/
      من در این چاه که عشق است دل انداخته ام/


      ...............................................................
      #علی_رفیعی_وردنجانی_پریش
      #فاخته
      ...............
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۴۸
      .............خوش امدید................( ).......
      ارسال پاسخ
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۱:۳۴
      درود بر شما
      دستمریزاد
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۲۴


      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۱۸
      ارسال پاسخ
      علی رفیعی(امید)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۲۱:۳۶

      بی کسی ...............................
      بر روی دوش مانده فقط بار بی کسی /
      باید سرود یکسره اشعار بی کسی /
      در جمع بی کسان و کسان، ناکسان کم اند! /
      ما آمدیم در پی دیدار بی کسی /
      هرچند در کنار من و تو شلوغی است /
      ما بی کسیم، هر دو هوادار بی کسی /
      در جمعشان به شکل دو منها نشسته ایم /
      منهای من کنار من انگار بی کسی! /
      باشد تو از مغازه ی آنها خرید کن /
      من می روم دوباره به بازار بی کسی /
      از بس که "آر" قافیه هایش زیاد بود /
      حالش بد است مرد گرفتار بی کسی /
      ........‌..علی رفیعی وردنجانی .....پریش
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۴۸
      .............خوش امدید................( ).......
      ارسال پاسخ
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۱:۳۵
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۲۵


      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۱۸
      ارسال پاسخ
      علی رفیعی(امید)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۲۱:۴۵
      امید ......انتظار ظهور............
      در انتظار تو هستم خدا کند که بیایی/
      مرا ببخش نشستم خدا کند که بیایی/
      دوباره رنگ غروبم طلوع کن گل نرگس/
      اگرچه غیر پرستم خدا کند که بیایی /
      همیشه در نظر من بلندمرتبه هستی /
      نه مثل بنده که پستم خدا کند که بیایی /
      شبیه شیشه و سنگی شدست قصه دنیا /
      نگاه کن که شکستم خدا کند که بیایی /
      غزل بهانه عشق است عاشقت شده شاعر /
      کنار کوی تو مستم خدا کند که بیایی /
      اگرچه در صف یاران علم به دست نبودم/
      قلم رسیده به دستم خدا کند که بیایی /

      اللهم عجل لولیک الفرج
      علی رفیعی وردنجانی ......پریش
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۱:۰۸
      ............خوش امدید................( )....
      ارسال پاسخ
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۱:۳۵
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۹:۳۶
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۲۵


      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۱۸
      ارسال پاسخ
      علی رفیعی(امید)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۲۱:۵۱
      با محتشم برای فاطمیه ......‌.‌‌‌........‌‌‌‌‌‌................
      باز این چه شورش است که در خلق عالم است /
      باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است /
      آن لحظه ای که شاعر بیچاره خسته بود /
      آن لحظه ای که فاجعه ای نا خجسته بود /
      آن لحظه ای که رشته ی خلقت گسسته بود/
      آن لحظه ای ای که دست علی نیز بسته بود/
      آن لحظه ای که بال کبوتر شکسته بود/
      آن لحظه ای که میخ به پهلو نشسته بود/
      باز این چه شور اش است که در خلق عالم است /
      باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است /
      آن لحظه ای که قافیه ای تازه جور کرد/
      آن لحظه ای که اشک ، غزل را نمور کرد/
      آن لحظه ای که میخ به سرعت عبور کرد /
      آن لحظه ای که زندگی اش را مرور کرد/
      آن لحظه ای که دشمن شیعه غرور کرد/
      آن لحظه ای که مادر ما را صبور کرد/
      باز این چه شور اش است که در خلق عالم است /
      باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است /
      آن لحظه ای که محتشم آمد کنار او/
      آن لحظه ای که گم شده سنگ مزار او/
      آن لحظه ای که فصل خزان شد بهار او/
      آن لحظه ای که حادثه ای شد دچار او/
      آن لحظه ای که رفت ز دستش نگار او/
      آن لحظه ای که محسن او بی قرار او/
      باز این چه شور اش است که در خلق عالم است /
      باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است /
      آن لحظه ای که قلب تمام جهان گرفت/
      آن لحظه ای که حنجره وقت اذان گرفت/
      آن لحظه ای که آتش نمرود جان گرفت/
      آن لحظه ای که باز دل آسمان گرفت/
      آن لحظه ای که مادر ما را نشان گرفت/
      آن لحظه ای که عشق علی را جوان گرفت/
      باز این چه شور اش است که در خلق عالم است /
      باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است /
      آن لحظه ای که هر غزلی یک قصیده شد/
      آن لحظه ای که کوچه به کوچه کشیده شد/
      آن لحظه ای که سرو علی قد خمیده شد/
      آن لحظه ای که یک گل پژمرده چیده شد/
      آن لحظه ای که ساقه ی یاسش بریده شد/
      آن لحظه ای که حضرت زهرا شهیده شد/
      باز این چه شور اش است که در خلق عالم است /
      باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است /
      آن لحظه ای که ام ابیها پدر نداشت/
      آن لحظه ای که سیلی محکم اثر نداشت/
      آن لحظه ای که سوره ی کوثر پسر نداشت/
      آن لحظه ای که کاش فقط خانه در نداشت/
      آن لحظه ای که چلچله ای بال و پر نداشت/
      آن لحظه ای که حضرت زهرا سپر نداشت/
      باز این چه شور اش است که در خلق عالم است /
      باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است /
      آن لحظه ای که دست مغیره امان نداد/
      آن لحظه ای که دود فضا را نشان نداد/
      آن لحظه ای که هیچ بلالی اذان نداد/
      آن لحظه ای که قافیه بر شعرجان نداد/
      آن لحظه ای که باج به آن ناکسان نداد/
      آن لحظه ای که دشمن ملعون زمان نداد/
      باز این چه شور اش است که در خلق عالم است /
      باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است /
      آن لحظه ها گذشت همین لحظه ها رسید/
      دنیا پس از شهادت زهرا خوشی ندید/
      علی رفیعی وردنجانی .......... پریش
      تقدیم به حضرت زهرا صلوات الله علیها صلوات .
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۱:۰۸
      ............خوش امدید................( )....
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۱:۰۹
      درودتان
      استاد عزیز..بسیاررر زیبا......
      ارسال پاسخ
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۱:۳۵
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۹:۳۶
      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۲۵


      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۱۸
      ارسال پاسخ
      علی رفیعی(امید)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۲۱:۵۳
      باتشکر از تلاش جناب آرمین اسدزاد و سایر گرامیان که همکاری دارند ‌.
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۱:۰۸
      ............خوش امدید................( )....
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۲۵


      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۲۱:۵۴
      امید است
      که برگردی
      پاییز را مهمان چشمانت می کنم.....

      بهارک (دختر پاییز)یهویی الان...

      سلام و عرض ادب...حضرت استادم...
      ببخشید زیاد خوب نبود...فقط دوست داشتم حضور داشته باشم..

      .................................
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۱:۳۶
      درورد بر شما
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۹:۳۶
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۹:۴۰
      مرسی بانوی (بانوی واژه های نازنینم)

      .........................
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۲۵


      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۲۷
      سپاسگزارم(زیبا بانوی احساس م)..
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۱۹
      ارسال پاسخ
      علی رفیعی(امید)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۲۱:۵۵
      ممنون وسپاس
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۱:۳۶
      درودها
      ارسال پاسخ
      علی رفیعی(امید)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۲۲:۰۲
      آسمان آبی ............‌‌‌‌‌..................
      ای کاش همیشه آسمان آبی بود/
      شب ها همه جا سفید و مهتابی بود/

      بر وفق مراد بود اوضاع جهان/
      هر برکه پر از هزار مرغابی بود/

      در قلب تمام شاعران دنیا/
      جای غم و اضطراب شادابی بود/

      در لحظه ی بی خواب شدن شب هنگام/
      یک شعر دوای درد بی خوابی بود/

      اما چه بگویم که میان من و تو/
      یک رابطه ی رعیت و اربابی بود/


      * علی رفیعی وردنجانی پریش
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۱:۳۸
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۹:۳۶
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۲۶


      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۱۹
      ارسال پاسخ
      علی رفیعی(امید)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۲۲:۰۵
      خواستم به ایده جذاب و جالب و تلاش آقای اسدزاد و همراهان احترام گذاشته باشم .............‌.‌‌‌..........................................‌
      دیگه خداحافظ...‌‌‌‌‌......‌‌‌‌......................................................
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۱:۳۷
      لطف کردین
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۲۶


      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۲۲:۰۷
      چشمانِ عاشقم
      ناامیدانه ..
      به انتظار امدنت
      برگ برگِ درختان ِ پاییزی را
      سنگفرش راه تو کرده است....

      بهارک (دختر پاییز)همین الان..
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۱:۳۷
      درودها
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۱:۴۰
      سپاسگزارم حضرت استادم(جناب اسد زاد)..........
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۲۷



      ای جانم به یهویی های احساست!
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۲۹



      احسنت به یهویی های احساست بهار نازنینم!
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۳۱
      سپاس از گل های رز زیباییت (ملکه ی شعرهای احساس)......

      ......... ............. ............. ................... ....
      مهناز نصیرپور (بانوی فصلها)
      مهناز نصیرپور (بانوی فصلها)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۱۵:۰۲
      بهارک جان بسیار زیبا
      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۱۹
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۴۱
      درودها

      بانوی فصلهای نازنینم........سپاسگزارمممم.....
      علی رفیعی(امید)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۲۲:۱۶
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۱:۲۲
      سپاسگزارم استاد بزرگوارم(جناب رفیعی)

      ........................................................
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۹:۳۶
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۹:۴۲
      سپاسگزارم ...نازنینم.......
      علی رفیعی(امید)
      دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۰۵
      تشکر و سپاس و درود بانو بهارک( دختر پائیز)
      کاوه احمدزاده
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۱:۵۳
      بیقرارم
      بیقرارم...
      بیقرارهیچکس!
      می وزم چون باد سوی سبزه زار هیچکس!

      با امیدی خوش خیالانه به پایان می برم
      سال های عمر را در انتظارِ هیچکس!

      تا کسی عاشق نباشد عشق می ورزد مگر؟!
      عاشقم یک عاشقِ دیوانه وارِ هیچکس!

      خسته ام تا بی نهایت زیر بارِ هر کسی
      می تکانم شانه ام را از غبارِ هیچکس!

      تاب و بی تابم برای خانه ام تا میرسم
      بلکه بنشینم کنارِ او... کنارِ هیچکس!

      می کشم دستی به روی تار موهای سفید
      روبروی گریه ی بی اختیار هیچکس

      هرکسی شعری برای شخص خاصی گفته است
      می کنم من شعرهایم را نثار هیچکس

      شاخه ی در آرزویِ نو بهارانم شکست
      کاری از دستش نمی آید بهارِ هیچکس!

      بیت بیت این غزل را اشک
      میگوید، نه من
      زیر شعرم می نویسم:

      یادگارِ هیچکس!


      #کـاوه_احمــــدزاده



      *بیت بیت این غزل را با اشک سرودم.. تقدیم به تمام کسانی که عاشقی را یک شخصیت می دانند و همیشه دلیل کافی برای عشق ورزیدن دارند، حتی اگر «هیچکس» نباشد
      جلال پورسلیمانی
      جلال پورسلیمانی
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۶:۲۱
      ارسال پاسخ
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۴:۰۶
      درودها
      ارسال پاسخ
      مهران اسدپور
      مهران اسدپور
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۷:۰۳
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۸:۴۱
      ............خوش امدید................( )....
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۹:۳۶
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۲۷


      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۲۹


      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۱۹
      ارسال پاسخ
      طلعت خياط پيشه (طلاي كرماني)
      طلعت خياط پيشه (طلاي كرماني)
      پنجشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۵ ۲۰:۳۸
      ارسال پاسخ
      احمد نیکبخت
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۰۶:۱۶
      " شکرانه "
      یک صبحِ دگر به زندگانی
      لبخند زدم به شادمانی

      چون دیدهٔ خود گشودم از خواب
      دیدم رخِ نازنینِ احباب

      از پنجره صحنِ باغ پیدا
      گل ها و شکوفه ها فریبا

      برگ و گل و شاخه ها بشادی
      رقصان ز نسیمِ بامدادی

      پس خیره بر آسمانِ آبی
      گفتم به و به چه آفتابی

      خورشیدِ فرح فزا و جانبخش
      می کرد امیدِ زندگی پخش

      مرغان به ترنّم و ترانه
      سرگرمِ شکارِ آب و دانه

      پروانه و گل به دل نوازی
      در بوس و کنار و عشقبازی

      در پهنهٔ آسمانِ آبی
      نه تکّهٔ ابر و نه غرابی

      پاییز به قامتِ درختان
      پوشانده لباسهای الوان

      بگذشت بهار همچنان باد
      ماندست شکوهِ باغ در یاد

      آوخ که بهار را خزان است
      این رسمِ زمانِ بی امان است

      هر چند ز دست شد جوانی
      هم باز خوشست زندگانی

      ای خالقِ من خدای منّان
      ممنونِ توام که داده‌ای جان

      در خواب اگر که مرده بودم
      در زمرهٔ زندگان نبودم

      محظوظ کنونم از تماشا
      از دیدنِ این جهانِ زیبا

      دل پر ز امید دیده نمناک
      صد شکر نخفته ایم درخاک

      ایدل مگذار فرصت از دست
      با عشق بزی تا نفس هست

      شکرانهٔ آن که زندگانیم
      نیکی ‌بکنیم تا توانیم
      *****
      احمد نیکبخت - خزانِ ۱۳۹۴


      " شیدایی"
      رفت و ماندیم به جا با دلِ‌ِ سودایی خویش
      طاقت از دست بدادیم و شکیبایی خویش
      لیلی ‌ عشقِ من افسوس وفادار نبود
      ماند مجنونِ دل ‌ و بادیه پیمایی خویش
      هر چه کردم مگر آن ماه پشیمان گردد
      گریه نومید شد از قدرت و کارایی خویش
      تا که کندیم دل ‌از آمدن و صحبتِ یار
      خو گرفتیم به ناچار به تنهایی خویش
      هرگز از یاد نبردیم و نخواهم بردش
      وه که باور نکنم این همه شیدایی خویش
      گفتم‌ ایدل که شدم شهره به عشقش گفتا
      در همه شهر ندیدیم به رسوایی خویش
      بسکه گفتم همه از حسن و دل آرایی او
      غره گردید نگارم به فریبایی خویش
      آرزویم همه تا باز ببینم رویش
      یارب آخر چکنم با دلِ رویا‌یی خویش
      *****
      احمد نیکبخت - آذرِ ۱۳۹۵






      نیره ناصری نسب
      نیره ناصری نسب
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۰:۰۶
      ارسال پاسخ
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۴:۰۶
      درودها
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۸:۴۱
      ............خوش امدید................( )....
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۹:۳۶
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۳۰


      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۱۹
      ارسال پاسخ
      مهران اسدپور
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۱:۰۶
                          « به نام خدا »

      با درود به همه اهالی و همراهان عزیز شعر ناب ؛

      غزل پیش رو در باب بدعهدی معشوق و نا امیدی از وصال سروده و نگاشته شده است که در پایان سعی شده با تابش بارقه امید جانی تازه به نهاد و فرجام غزل دمیده شود تا اجماعی باشد از نا امیدی و امید که عناصر خلل ناپذیر و جدانشدنی عشق و دلباختگی میباشند...

             به پشتوانهٔ عهدت زدم به آتش و آب ؛
            تمامِ قول و قرارت چو باد بود و حباب

                در آسمانِ دلم آمدی و رفتی زود ...
            به سانِ پرتوِ نوری غریب، همچو شهاب

      بر آتشِ تو نِشتن ز عجز، بی خردیست
            که موجبِ طغیان است اشکِ گرمِ کباب ( ۱ )

         مباش سرخوش از این؛ وعده هایِ بی بنیاد
          که خُلفِ وعده کند با تو این جهانِ خراب

        به پای عشقِ تو ماندن حماقتی محض است
            شبیهِ مردِ عطشناک و حیله هایِ سراب

               به روزگارِ جوانی مرا امیدی نیست
            که پیرِ عشق ،شدم من در عنفوانِ شباب

             چنان ز بُهتِ جفایش به خود فرو رفتم ؛
             که چاره ام نکُند خمره هایِ پُر زِ شراب

         اگر که حاصل عشقت؛ شکست و ناکامیست...
        بدان که عاشقی یعنی؛ «فراق و رنج و عذاب»

         ز صِدقِ دل، نه به امید وصل...عاشق باش؛
        به نغمهٔ ؛ دف و چنگ و... سرودِ ؛ تار و رباب .

                          « مهران اسدپور »


      ( ۱ ) - بیت سوم از این غزل وام گرفته و برداشتی از شاه بیتِ حضرت صائب است که میفرماید ؛

      اظهار عجز نزد ستم پیشه ابلهیست...
        اشکِ کباب باعث طغیان آتش است .
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۴:۳۱
      درودها
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۹:۳۵
      ارسال پاسخ
      مهران اسدپور
      مهران اسدپور
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۲۱:۲۰
      مهران اسدپور
      مهران اسدپور
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۲۱:۲۱
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۳۰


      ارسال پاسخ
      مهران اسدپور
      مهران اسدپور
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۸:۱۳
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۱۹
      ارسال پاسخ
      مهران اسدپور
      مهران اسدپور
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۵ ۲۱:۳۰
      معصومه عرفانی (عرفان )
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۱:۲۶
      زمانیکه قلم در دستم به رقص در می آید
      به هیچ چیزوهیچکس فکر نمی کنم
      و تنها ها به خدایم که استادمن است فکر میکنم
      از او مدد می جویم
      و هر بار او کمکم میکند
      اشعارم را با نام خودش آغاز میکنم
      و شاکر خداوند هستم که تا اینجا کمکم کرده
      در دل شب قلم میزنم که همه جا سکوت است و سکوت
      در اعماق دلم میروم تا ببینم که او چه میگوید
      همه درد است و فراق
      وقتی گریه میکند
      من هم با گریه میکنم
      دلداری به او میدهم
      و آرامش میکنم
      عمریست که بدین گونه است
      گمانم تا قیامت هم همینطور باشد
      بعید میدانم روزی برسد
      که دیگر درد وغم وغصه برای من نباشد
      به امید آن روز
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۴:۳۱
      درودها
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۸:۴۲
      ............خوش امدید................( )....
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۸:۴۸
      درودتان..
      مهربانوی نازنینم....
      بسیاررررر زیباااااااا سرودید............
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۹:۳۵
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۳۰


      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۲۰
      ارسال پاسخ
      معصومه عرفانی (عرفان )
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۱:۲۷
      آسمان

      وقتیکه آسمان برای پرواز من جایی را ندارد

      دریا ها وقتی بمن میخندند

      و کوه ها غمهای مرا با خود تقسیم میکنند

      شبها برای من قصه میگویند

      روز ها کنار من می نشینند

      و برایم اشک میریزند

      تا به رویاهای محالم برسم

      بعید میدانم

      باران آمد

      تا دردهایم را با او قسمت کنم

      سهم کمی نییست
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۴:۳۲
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۹:۳۵
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۳۰


      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۲۰
      ارسال پاسخ
      معصومه عرفانی (عرفان )
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۱:۲۸
      امشب دلم گرفته بر لب دریا نشسته ام
      ساحل آرام است و دریا طوفانی
      امواج خروشانی را می بینم چه هوالناک است
      صدای موج مرا در ژرفای سکوت می برد
      ترس تمام وجودم را گرفته
      نمیدانم به چه فکر میکنم
      فقط میدانم که درون دل من هم طوفان شده
      اضطراب ، وحشت ، سکوت
      تاریکی شب همه وهمه آزارم میدهد
      از دور فانوس دریا را می بینم
      که سو سو میزند
      فقط این را میدانم که ناجی من خالقم می باشد
      و توکّل به او میکنم تا آرامش به من بدهد
      و کمکم کند که دادرس همه ما خداوند است
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۴:۳۲
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۹:۳۵
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۳۱


      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۲۰
      ارسال پاسخ
      معصومه عرفانی (عرفان )
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۱:۲۹
      نگاه
      منو دیوونه کرده اون نگاهت
      به قربونه دو چشمونه سیاهت
      نمونده طاقت و صبرو قرارم
      فدای اون گل روی چو ماهت
      بیا ای آسمون امشب نگا کن
      ستاره ماه آخه شد گواهت
      بشینم انتظارت تا سپده
      بیندازم گل سرخم به پایت
      دل (عرفان) همیشه غصه داره
      بگیره تا قیامت او پناهت
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۴:۳۲
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۹:۳۵
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۳۱


      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۲۰
      ارسال پاسخ
      معصومه عرفانی (عرفان )
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۱:۳۱
      فانوس
      چه قشنگه فانوس اشک چشات
      توی قلب منه میدونی که جات
      همه ی دشت و چراغون میکنم
      که نمونه رو دلم جای پاهات
      منو این دردو غم و داغ فراق
      قصه ی عشق و میخونه اون لبات
      وقتی دیوونه میشه این دل من
      این دلم که میدونی مونده باهات
      عمرت ( عرفان) همه بیهوده گذشت
      تو دلم که همیشه غرق نگات
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۴:۳۲
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۸:۴۲
      ............خوش امدید................( )....
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۳۱


      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۲۰
      ارسال پاسخ
      معصومه عرفانی (عرفان )
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۱:۳۲
      خصم
      به هر کس یاعلی گفتم شد آخر خصم مادر زاد
      چرا باور کنم عشقی قفس می نالد از صیّاد
      تمام لحظه ها دارم هراس امّا چه سازم من
      چوشمعی سوزم و هردم چرا باید کنم فریاد
      ندارم ره به جایی تا که تقدیرم چنین باشد
      صدایم در نمی آید دمادم میزنم من داد
      نباشد شکوه ای هرگز برای این دل زارم
      نکردم یک دمی شادی نبوده ازبر من یاد
      رقم زد آنچه گردون از برایم عین آن بوده
      که میسوزم درون دل چه سازم هرچه بادا باد
      خدارا بخت من خفته در این دنیای وارونه
      ز ظلم و جور صیادی همه عمرم بود بیداد
      شکسته کهنه سازتو ببین (عرفان) دراین بازار
      بمان درکنج ویرانه برد خاک تو را هم باد
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۸:۰۸
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۳۱


      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۲۰
      ارسال پاسخ
      معصومه عرفانی (عرفان )
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۱:۳۴
      هوای دل
      امشب به هوای دل بیمار خودم زار بگریم
      ازکنج قفس فاصله ی این همه دیدار بگریم
      منکه مجنونم و دیوانه در این شهر غریب
      نزنید سنگ به من از بر آن یار بگریم
      او که برده دل آشفته و مجنون صفتم
      من ندانم به کجا شد دل تبدار بگریم
      همچو مرغی به قفس ناله کنم تا به سحر
      از بر من که نبوده چو وفادار بگریم
      نیمه ی گمشده ام کو کجا نیست به دهر ؟
      همه دم داغ فراقم که ز اغیار بگریم
      منم آن کشتی بی ساحل دریای نجات
      غرقه ماتم شده این دل کو خریدار بگریم
      تو نکن شکوه ز تقدیر سیاهت (عرفان)
      چکنم چاره ندارم که سر دار بگریم
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۸:۰۸
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۹:۳۵
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۳۱


      ارسال پاسخ
      فاطمه گودرزی(لیا)
      فاطمه گودرزی(لیا)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۲۰:۴۰
      ارسال پاسخ
      معصومه عرفانی (عرفان )
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۱:۳۸
      با سلام حضور جناب آرمین بزرگوار ممنون از این حرکت بسیار زیباتون

      موفق باشید و سلامت و ممنونم از همه عزیزانی که زحمت کشیدن

      و اشعار زیباشون رو فرستادند مهم بردو باخت نیست مهم همدل بودن

      شعرای عزیز است

      زنده باشید و همچنان بسراید





      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۸:۰۹
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۸:۴۲
      ............خوش امدید................( )....
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۹:۳۵
      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۱۵
      هزاران درود...نازنینم...
      صحیح می فرمایید ..برد و باخت مهم نیست..
      مهم اینکه ..در این محفل زیبا ....زیباترین شعرها متولد میشه.....
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۱۸

      مهم بردو باخت نیست مهم همدل بودن

      شعرای عزیز است...


      درود بر شما و اندیشه ی نابتان
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۳۱


      ارسال پاسخ
      محمد علی نعمتی  (حقیر)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۲:۴۰
      سلام و عرض ارادت محضر همه اساتید و نابیهای خوبم
      بهترین امید به حقایق و دل گسستن از غیر آن است و بهترین ملجا امید، آل الله هستند.(اميدوارى )
      به نام خدا
      من سوختم زغمها تا کام دل برآید
      اما نبود پایان عمرم دگر سرآید
      با سادگی نظر را آیین راه کردم
      یکدل نبود با من، من اشتباه کردم
      گردرسرای این دل مهتر کسی ندیدم
      از عشق آل احمد(ص) بهتر بسی ندیدم
      گر عزلت و غم من در زندگی فزون است
      دیگر ندارم افسوس چون غم زدل برون است
      در پرده حقیقت آثار دل هویداست
      از حب آل احمد(ص) این زندگی چه زیباست
      ای نعمتی زمکتب بر عاشقان خبر کن
      از غیراین ره حق ،تا زنده ای حذر کن








      آوای خسته ام را در شعر خود نگارم
      امید این دلم را سوی تو می سپارم
      در مخمل نگاهت من جستجو نمودم
      جز عشق و پاک بازی چیز دگر ندیدم
      تصویر خوبرویت در هر کجا که دیدم
      تا بی نهایت عشق دیگر رهی ندیدم
      با عطر یادت اکنون این گرد غم بشویم
      تا زنده ام زلطفت این زندگی بپویم
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۸:۰۹
      درودها
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۹:۳۵
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۲۰
      درود بر شما جناب نعمتی بزرگوار!



      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۳۲


      ارسال پاسخ
      محمد علی نعمتی  (حقیر)
      محمد علی نعمتی (حقیر)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۱۱:۲۸
      ممنون استاد
      محمد علی نعمتی  (حقیر)
      محمد علی نعمتی (حقیر)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۱۱:۳۵
      ممنون استاد
      محمد علی نعمتی  (حقیر)
      محمد علی نعمتی (حقیر)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۱۲:۴۰
      ممنون استاد
      فاطمه گودرزی(لیا)
      فاطمه گودرزی(لیا)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۲۰:۳۸
      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۲۱
      ارسال پاسخ
      مهران اسدپور
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۴:۱۲

      « به نام خدا »

      به باغِ بی بَرِ عمرم بهار باید و نیست
      به بیقراریِ قلبم، قرار باید و نیست

      در انتظارِ تو شبها چه تلخ میگذرد
      ولی به آمدنت انتظار، باید و نیست

      در عنفوانِ جوانی شکست پشت مرا
      به کام من زچه رو روزگار باید و نیست؟

      کنون به کارِ جهانِ خراب میخندم
      که هر بدی به عقوبت دچار باید و نیست

      هر آنکه روز مرادش نگفته شُکرِ وصال؛
      جزایِ این گنهش هجرِ یار باید و نیست

      به دوشِ اهلِ وفا، بارِ غم نباید و هست!
      مجالِ صحبت و بوس و کِنار باید و نیست!

      به کنجِ عُزلَتِ غم عاشقان فنا گشتند
      ز خونِ دیده جهان لاله زار باید و نیست

      مدام در سرِ من این سئوال بوده و هست
      که دلبر از چه سبب در کنار باید و نیست؟

      حیات و مرگ نشانی ظریف و معتبر است
      که بر وفای جهان اعتبار باید و نیست

      مکن گلایه ز غمهای بی کرانهٔ چرخ
      مگو که گردشِ او بر مَدار باید و نیست

      تمام زندگی ات را به لطفِ رَب بسپار
      که غیر از او به جهان غمگسار باید و نیست

      غزل سُرا و مدد جو ز درگهش «مهران»
      سروده هایت اگر ماندگار باید و نیست.

      « مهران اسدپور »
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۸:۰۹
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۸:۴۵
      عالی سرودید............
      ارسال پاسخ
      مهران اسدپور
      مهران اسدپور
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۲۱:۲۳
      مهران اسدپور
      مهران اسدپور
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۲۱:۲۳
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۳۲


      ارسال پاسخ
      مهران اسدپور
      مهران اسدپور
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۸:۱۳
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۲۱
      ارسال پاسخ
      مهران اسدپور
      مهران اسدپور
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۵ ۲۱:۲۹
      کاوه احمدزاده
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۴:۱۷
      ای لبت از استکان چایی ام لب سوزتر
      رنگِ چشمان تو از کار خدا مرموزتر

      بخت من از لخت موهای سیاهت تیره تر
      پوستت از روزهای روشنم هم روزتر

      آهم از طرز نگاه و حرف هایت سردتر
      هرچه عشقت شعله اش کم عشق من افروزتر

      مادرت می گوید از من دورباشی؟! خودبگو
      من به تو عاشق ترم یا مادرت دلسوزتر؟

      جمع شاگردان مرا استاد میخوانند و من
      در کلاس عشق تو از بچّه نوآموزتر. . . !


      #کـاوه_احمــــدزاده

      ________
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۸:۱۰
      درود بر شما
      ارسال پاسخ
      کاوه احمدزاده
      کاوه احمدزاده
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۸:۱۳
      درود بر شما جناب اسدزاده ی عزیز، سپاس بابت لطف و زحماتتون
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۸:۴۲
      ............خوش امدید................( )....
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۸:۴۵
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۹:۳۴
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۳۲


      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۲۱
      ارسال پاسخ
      طلعت خياط پيشه (طلاي كرماني)
      طلعت خياط پيشه (طلاي كرماني)
      پنجشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۵ ۲۰:۴۵
      ارسال پاسخ
      مهران اسدپور
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۴:۱۹

      « به نام خدا »


      دیگر اسیرِ رنگ و ریاها نمیشوم

      بازیچه ای به دستِ خطاها نمیشوم


      رفتم ولی بدان که من این بار تا ابد ؛

      با وعده هایِ پوچِ تو اِغوا نمیشوم


      وقتی به یادِ خاطره هایِ گذشته ای ؛

      در سایه هایِ ذهنِ تو پیدا نمیشوم


      رفت آن زمانِ عِشوه خریدن مگو دریغ ؛

      از عِشوه ها و نازِ تو شیدا نمیشوم


      رسوائی ام اگر چه مرا مَردِ عشق کرد ...

      دیگر به پایِ عشقِ تو رسوا نمیشوم


      گفتی که کوچکی بُرو... حالا بیا ببین ؛

      از هیبتم به زندگی ات جا نمیشوم


      تنها شدم ولی؛ همه تاوانِ عشقِ توست

      « گفتم که با وجودِ تو تنها نمیشوم !!! »


      از درکِ این مسائِلِ مجهول عاجزم

      هرگز حریفِ حلِ معما نمیشوم


      بنگر مرا ببین چه شُدم در فراق تو

      چون واژه ای غریب که معنا نمیشوم


      دردیست بر دلم که نشاید به کس نمود

      زین دردِ لاعلاج ، مداوا نمیشوم


      میمیرم از درونم و چون کوه سربلند

      یک دم مطیعِ پستیِ دنیا نمیشوم .


      ‌ « مهران اسدپور »
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۸:۱۱
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۹:۳۴
      ارسال پاسخ
      مهران اسدپور
      مهران اسدپور
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۲۱:۲۴
      مهران اسدپور
      مهران اسدپور
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۲۱:۲۴
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۳۲


      ارسال پاسخ
      مهران اسدپور
      مهران اسدپور
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۸:۱۴
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۲۱
      ارسال پاسخ
      مهران اسدپور
      مهران اسدپور
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۵ ۲۱:۲۸
      مهران اسدپور
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۴:۲۳

      « به نام خدا »

      بعد از این هرگز نمیرنجم ز کج رفتارها
      لب فرو میبندم از تفسیرِ این کردارها

      بیشه هایِ خالی و خاموش گاهی میشوند
      در غیابِ شیرها ، جولانگهِ کفتارها

      از ازل در گوشه ای تنها بِه از دیدارِ خلق
      میگریزم تا ابد از شرّ این دیدارها

      حد و مرز عشق را دانستم اما با جنون؛
      بی محابا رد شدم از مرزِ آن هشدارها

      توبهٔ گرگ است میدانم، پشیمان نیست او
      چون که در این راه من هم توبه کردم بارها

      گفتمش آن راز را، اما هویدا کرد و رفت
      محرمی دیگر نمیبینم، به جز دیوارها

      مست باید بود و لایعقل، در این دنیای پست
      چون که دائم میرسد، بر عاقلان آزارها

      رتبه هر کس در این عالم، به انسان بودن است
      کشته شد انسانیت ، با دستِ بی مقدارها

      کافر مطلق بخوانیدم، اگر این است دین
      آبروی شرع را بُردید، ای دین دارها.

      « مهران اسدپور »
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۸:۱۱
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۸:۴۵
      ارسال پاسخ
      مهران اسدپور
      مهران اسدپور
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۲۱:۲۴
      مهران اسدپور
      مهران اسدپور
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۲۱:۲۵
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۳۲


      ارسال پاسخ
      مهران اسدپور
      مهران اسدپور
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۸:۱۴
      مهران اسدپور
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۴:۲۹


      « به نام خدا »

      آمدی دیشب به خوابم لحظه ای پرشور بود
      ظلمت شب را شکستی در نگاهت نور بود

      شوق دیدار تو بر خاکسترِ عشقم دمید...
      شعله ور شد آتشی کز انتظارم دور بود

      در وجودت مهربانی موج میزد همچو رود
      در حصار گیسوانت قلب من محصور بود

      قصهٔ تنهائی ام را خوانده بودی بارها
      قصهٔ مردی که عاشق پیشه و رنجور بود

      خوبی ات را گوشِ جان نَشنید و چشمِ دل ندید
      گوشِ جانم بود کر؟ یا چشمِ این دل کور بود ؟؟؟

      رفتن و دوری، غم و سرگشتگی، ای وایِ من
      کاش گاهی هم بساط دلخوشیها جور بود

      رازها در سینه بود و مُهر خاموشی به لب
      نامهٔ بختم به خونابِ جگر ممهور بود

      بگذرد این نیز ؛ ما هم آمدیم و میرویم
      هر توانگر عاقبت مغلوبِ خاکِ گور بود

      بر مزارم جایِ نامم این سخن را حک کنید ؛
      «آنکه در وادیِ عشق و سوختن مشهور بود»

      « مهران اسدپور »
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۸:۱۱
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۹:۳۴
      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      مهران اسدپور
      مهران اسدپور
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۲۱:۲۶
      مهران اسدپور
      مهران اسدپور
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۲۱:۲۶
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۳۳


      ارسال پاسخ
      مهران اسدپور
      مهران اسدپور
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۱:۰۰
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۲۱
      ارسال پاسخ
      مهران اسدپور
      مهران اسدپور
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۵ ۲۱:۲۷
      مهران اسدپور
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۴:۳۳
      « به نام خدا »

      لطفی چنان ندارد، بی عشق زنده بودن
      مرگ است راهِ رَستن، از بندِ آزمودن

      در آزمون هستی، با آنکه بی بَدیلند؛
      رسم است عاشقان را، گاهی خطا نمودن

      در راهِ وصلِ جانان، باید که جان فدا کرد
      باید که بندها را، از دست و پا گشودن

      غمگین مباش ای مرد، از جورِ یارِ بد عهد
      باشد فراق و هجران ، تاوانِ مرد بودن

      باید گذشت و بخشید، چون رود، با سخاوت
      زنگارِ کینه ها را ، باید ز دل زدودن

      اکنون هر آنچه داری، قدرش بدان که شاید
      حسرت خوری زمانی، در لحظهٔ نبودن

      آری جهان کتابیست، پر بار، گر بخوانی
      کز هر ورق توانی ، بر معرفت فزودن

      هرگز نَبُرد کس پِی، بر راز و رمزِ هستی
      چیزی نگشت حاصل، زین گفتن و شنودن

      آمد غزل به پایان، این منتهایِ شور است؛
      گاهی ز شعرِ «حافظ»، گویِ بیان ربودن

      ِ«مهران» سروده هایت، تقدیمِ حضرت دوست
      هر چند کار سختیست، در شأنِ حق سرودن.

      « مهران اسدپور »
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۸:۱۱
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۸:۴۴
      درودتان

      استاد گرامی...لذت برررررردم.....زیباااااا ست....
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۹:۳۴
      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      مهران اسدپور
      مهران اسدپور
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۲۱:۲۶
      مهران اسدپور
      مهران اسدپور
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۲۱:۲۷
      درود و سپاس...
      مهران اسدپور
      مهران اسدپور
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۲۱:۳۲
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۳۳


      ارسال پاسخ
      مهران اسدپور
      مهران اسدپور
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۱:۰۰
      مهران اسدپور
      مهران اسدپور
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۹:۱۸
      مهران اسدپور
      مهران اسدپور
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۹:۲۰
      درود سپاس
      کاوه احمدزاده
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۵:۱۷
      روبراهم...

      روبراهم...

      رو به آن راهی که نیست!
      مشکلم بیراهی است ای دوست گمراهی که نیست!

      سالها دلخوش به اینکه کاروانی رد شود
      مانده ام تنهای تنها گوشه یِ چاهی که نیست!

      تا به کی باید خودِ من با خودم صحبت کنم؟
      خسته ام از این ضمیرِ ناخودآگاهی که نیست!

      یک دقیقه صبر یک عمر است پیشِ عاشقان
      روز و شب چشم انتظاری عمر کوتاهی که نیست!

      او مرا میخواست، من او را ، و او هم دیگری...
      وادیِ عشق است اینجا، جای خودخواهی که نیست!

      فاعلاتن... فاعلاتن... فاعلاتن... فاعلن
      سهم اشعارم بجز یک کاغذِ کاهی که نیست...!

      #کـاوه_احمـــــدزاده
      _________________________________
      کانال اشعار کـاوه احمـــــدزاده
      https://telegram.me/kavehahmadzadeh
      _________________________________
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۸:۴۳
      درودتان

      استاد بزرگوار....بسیاررررر زیبا..........
      ارسال پاسخ
      کاوه احمدزاده
      کاوه احمدزاده
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۸:۴۹
      درود بر شما مهربانو بهارک گرامی،
      سپاسگزار توجه و مهرورزیتان هستم
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۹:۱۶
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۹:۱۶
      این خیال واهی تو بود
      ک سالهاست
      دلتنگ کوچه های خاطره شدم......


      سلام و عرض احترام..مهربان استادم..
      خسته نباشید..
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۹:۲۹
      با سلام ..استاد بزرگوارم..(جناب اسدزاد)
      اشکالی نداره ک کلمه ی نامید ی یا امید در شعر نباشه....
      میتونه شعر غمگین باشه ...یا شاد و امیدوارانه؟
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۹:۳۴
      خوش آمدید
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۹:۳۸
      سپاس از گل های رز ...زیبایتان...(بانوی واژه های )عزیزم..

      ...........................................................( )..........
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۹:۵۹
      لطف دارید ...مهربان استادم.... (جناب احمد زاده) ......
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۳۳


      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۲۱
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۶:۵۶

      امشب دستانم
      نت ها را
      چه غمگین می نوازند....

      ..... ....... ....
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۲۰:۰۶
      ارسال پاسخ
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۲۰:۱۰
      درودها
      بهترین حالت اینست که مفهوم را برساند
      حتی بدون استفاده از کلمات امید و نا امیدی
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۲۰:۱۶
      سپاس از این ک راهنمایی فرمودید..مهربان استادم(جناب اسدزاد).....
      بنده نواموزم....
      در محضرت میاموزم بزرگوار.......
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۳۴


      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۳۴


      فاطمه گودرزی(لیا)
      فاطمه گودرزی(لیا)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۲۰:۳۷
      بهار جونم
      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۲۱
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۳۸
      درود ها
      جانم ..فاطمه ی نازنین و دوست داشتنی ام.....
      مهران اسدپور
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۷:۲۴

      « به نام خدا »

      ایام این زمانه سراسر به کام نیست
      دوران ماندگاری غم هم مدام نیست

      ای مرد زندگی به فراز و فرودها
      چون رهروئی نگر که هراسش ز دام نیست

      دلبستگی مکن به جهان و قوام آن
      زیرا به این سراچه امید دوام نیست

      در بند عشق ماندی و رُخ همچو فاتحان
      چون شیر شرزه ای که اسیر است و رام نیست

      چندیست یادِ یارِ جفا پیشه ای ولی ؛
      شاید صلاحِ توست که آن مِی به جام نیست

      پیری بگفت؛ که نقد جوانیست، پختگی
      خوشبخت آن کسی که جوان است و خام نیست

      گاهی به فکر روز تقاصی ز دشمنان
      مانند تیغِ تیز که آن را نیام نیست

      از شیر حق شنو که بفرمود این سخن؛
      در عفو لذتیست که در انتقام نیست

      «مهران» ز شاه راه غزل میرسی به دوست
      خوشتر ز نام او به جهان یک کلام نیست.

      « مهران اسدپور »
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۲۱:۳۳
      ارسال پاسخ
      مهران اسدپور
      مهران اسدپور
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۲۲:۵۹
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۴۵
      درودتان

      پرا احساس و زیبایی......
      ارسال پاسخ
      مهران اسدپور
      مهران اسدپور
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۰۵
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۳۴


      ارسال پاسخ
      مهران اسدپور
      مهران اسدپور
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۱:۰۱
      مهران اسدپور
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۷:۲۹
      « به نام خدا »

      جمله رویاهای من را دیدنت تعبیر کرد
      آمدی و رنگ و بوی زندگی تغییر کرد

      آمدی تا با نگاهت عشق را معنا کنی
      این سئوال کهنه را چشمان تو تفسیر کرد

      در وجود و هستی ام آرام مأوا ساختی
      جذبهٔ عشقت مرا در محبسی زنجیر کرد

      همچو خورشیدی که ظلمت را مُسَخَّر میکند
      مهربانی های تو قلب مرا تسخیر کرد

      در قمارِ عشق ورزی باختن پیروزی است
      در جوانی بازیِ عشقِ تو ما را پیر کرد

      عاشق و معشوق در دام و بلایی دلکشند
      لذت دام و بلا را عشق، خود تصویر کرد

      از دیار عاشقی دامن کشیدن سهل نیست
      مُلک هستی را مَلِک با عشق دامنگیر کرد

      هر که آمد در جهان از عشق تفسیری شنید
      جان و دل را از برای درک آن درگیر کرد

      لایق نام بزرگ عشق تنها آن کسیست
      کز وجودش عالمی را عشق عالمگیر کرد

      همچو ما بسیار عاشق در جهان آورد و بُرد
      آنقَدَر کز خوردنِ آدم زمین را سیر کرد

      خرم آن عاشق که در ایام کوتاهِ حیات
      عشق والای الهی در دلش تأثیر کرد .

      « مهران اسدپور »
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۲۱:۳۴
      ارسال پاسخ
      مهران اسدپور
      مهران اسدپور
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۲۲:۵۹
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۴۶
      ارسال پاسخ
      مهران اسدپور
      مهران اسدپور
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۰۴
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۳۴


      ارسال پاسخ
      مهران اسدپور
      مهران اسدپور
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۱:۰۱
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۲۲
      ارسال پاسخ
      مهران اسدپور
      مهران اسدپور
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۵ ۲۱:۲۶
      علی رفیعی(امید)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۱۹:۲۸
      بنام خدا

      کـنـج غـم خـانـه دل عـشـق تو مسرورم کرد
      مــرده بـودم کـه دمـت زنـده پـر شـورم کرد

      بـس پـریـشـان جـهـان بـودم و حـیران زمان
      دل ســیــه بودم و انــوار تـو پـرنـورم کــرد

      غــرق در مــاتــم دوران و زمان مـی گـشتم
      دسـت یـار از غـم و انـدوه جـهان دورم کرد

      دل بــریــدن ز جـهـان در نـظـرم آسـان شـد
      رحـمـتـت فـارغـم از دغـدغـه ی گـورم کرد

      عـمـر مـن رفـت و بسی حیله ی دنیا خوردم
      عشق تو شد قفسی وان به تو محصورم کرد

      ایــن قــفــس غــایــت آزادی مــن شـد یــارا
      مـن پـریـشـان بُـدم و لطف تو منصورم کرد.
      علی رفیعی وردنجانی ...پریش
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۲۲:۳۴
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۴۷
      درودتان..

      استاد بزرگوارم..دلنشین و در خور تحسین...
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۳۴


      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۲۲
      ارسال پاسخ
      علی رفیعی(امید)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۲۰:۴۵





      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۱۳:۱۷
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۲۰:۵۳
      رفتنت ..
      غم انگیز ترین روزهای پاییزیست.....

      بهارک (دختر پاییز)

      ................................................
      علی رفیعی(امید)
      علی رفیعی(امید)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۰۳
      باتشکر فراوان


      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۰۵
      لطف دارید استاد بزرگوارم(جناب رفیعی)...
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۳۵


      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۲۲
      ارسال پاسخ
      علی رفیعی(امید)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۲۰:۵۹
      کالبد مرگ

      هرچند که در متن غزل حاشیه کم نیست /
      زیر سر عشق است فقط ؛ زیر سرم نیست /



      فریاد ؛ که از دل بجز آوار نمانده /
      با اینکه دلم ارگ تکان خورده ی بم نیست /



      در کالبدم مرگ نفس می کشد انگار /
      خلقت اگر این است ، نیازی به عدم نیست /



      مثل دو کبوتر همه جا بال گشودیم /
      پس شرط رسیدن به تو بال است قدم نیست /



      میل تو به شعر عربی بود ولی نه /
      زیبایی اشعار عرب نصف عجم نیست /



      دستم اگر امروز به دستت نرسیده /
      مربوط به سعی من و مقدار جنم نیست /



      دیگر چه نیازی به قسم خوردن عاشق/
      این محکمه ی عشق سزاوار قسم نیست /



      می خواستم اینبار قصیده بسرایم /
      اما رمقی در نفس و جان قلم نیست /
      علی رفیعی وردنجانی .... پریش



















      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۰۷
      مرحبااااااااا....... مهربان استادم.
      قلم خوش نگارتان ...........هماره نویسا....
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۳۵


      ارسال پاسخ
      علی رفیعی(امید)
      علی رفیعی(امید)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۱:۱۱
      تشکر و سپاس
      علی رفیعی(امید)
      علی رفیعی(امید)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۱:۱۲
      تشکر فراوان
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۵:۵۲
      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۲۳
      ارسال پاسخ
      سجاد رفیعی(ساجد)
      سجاد رفیعی(ساجد)
      سه شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۵ ۰۱:۳۸
      ارسال پاسخ
      احسان شهبازفر
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۲۲:۰۵
      پایان شام سیه که همیشه سپید نیست
      تاری بخت ما که پیامی جدید نیست

      ای دل بیا و شکوه نکن پیش گوش من
      قامت شکسته ام فقراتم سدید نیست

      هرچند به زجه و آه فریاد میزنم
      فریاد و داد من به کفایت شدید نیست

      ما را جهان جز به ستم منتخب نکرد
      حتی سرابی به نگاهم پدید نیست

      برگشته بختم از شب آغاز زندگی
      میلاد اینچنین تو احسان حمید نیست
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۱:۱۴
      ......................خوش امدید..................( )..........
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۱:۱۵
      درودتان...

      بسیاررر زیبا................
      ارسال پاسخ
      احسان شهبازفر
      احسان شهبازفر
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۱:۱۸
      درود بر شما
      متشکرم
      نظر لطف شماست
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۱:۲۵
      منتظر اشعار زیبای بعدی شما هستیم (جناب شهباز فر).........
      ارسال پاسخ
      احسان شهبازفر
      احسان شهبازفر
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۱:۳۰
      متشکرم،‌ همچنین
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۱:۴۵


      ارسال پاسخ
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۵:۵۱
      درودها
      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۲۳
      ارسال پاسخ
      علی رفیعی(امید)
      سه شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۵ ۲۲:۲۱
      باسلام
      احسان جان سروده تان زیبا و جذاب بود .
      احسان شهبازفر
      احسان شهبازفر
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۱:۲۲
      درود بر شما
      متشکرم
      بزرگوارید، هیچ موقع به سروده های حضرتعالی نمی‌رسد
      چندین شعر از شما رو در سایت خوانده ام، بی نهایت زیبا قلم میزنید
      ارسال پاسخ
      علی رفیعی(امید)
      علی رفیعی(امید)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۰۱:۲۸
      سپاسگزارم
      جنابعالی لطف دارید و امیدوارم در آینده از سروده هایتان بیشتر و بیشتر بخوانم و استفاده کنم . در پناه عشق
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۱۳:۱۶
      علی رفیعی(امید)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۱۰:۱۰
      عشق و امید

      دوباره ساعت رومیزی ام خراب شده

      تمام وقت من امروز صرف خواب شده



      درون خواب گرفتم تو را در آغوشم

      چه حیف سهم من از تو فقط سراب شده



      سراسر دل من مثل یک نمایشگاه

      پر از مجسمه و عکس توی قاب شده



      دلم اگرچه برایت همیشه می سوزد

      ولی برای خودم بیشتر کباب شده



      تو مثل آتش سوزان به جانم افتادی

      شبیه شمع که در پای شعله آب شده



      در آستانه ی پایان خواب دیدم که:

      قصیده ها و غزل های من کتاب شده



      علی رفیعی وردنجانی .....‌‌‌‌پریش
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۱۳:۲۰
      در آستانه ی پایان خواب دیدم که:

      قصیده ها و غزل های من کتاب شده

      درودتان...

      استاد بزرگوارم....متفاوت و پر معنی....زیباااااااست.....
      ارسال پاسخ
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۱۴:۴۳
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۲۱:۱۵


      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۲۳
      ارسال پاسخ
      سجاد رفیعی(ساجد)
      سجاد رفیعی(ساجد)
      سه شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۵ ۰۱:۳۷
      اساد پریش عالی و بسیار با محتوا بود لذت بردم .
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۱۰:۱۲
      پاییز یعنی...
      ارزوهای خاموش شده ی دختری....!
      که در روزهای بی تو بودن....!
      درکوچه های خیس شهر....!
      شعر می نویسد....!

      بهارک (دختر پاییز)

      ............................
      علی رفیعی(امید)
      علی رفیعی(امید)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۱۴:۰۳
      سپاس و تشکر فراوان بانوی شاعره بهارک خانم .
      ارسال پاسخ
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۱۴:۴۳
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۲۱:۱۵


      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۰۰
      درودتان

      لطف دارید ..مهربان استادم........
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۱۳
      سپاس از گلهای رز زیبایت....(بانوی احساس م....... )
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۲۳
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۱۰:۱۴
      می سپارم ب گل نرگس
      چشمانت را
      در پاییز یلدایی
      ترا ترک می گویم
      می روم
      اما نیک می دانیم
      همیشه عاشق می مانیم
      دربیت بیت شعرهایم
      همیشه می نویسمت
      ای گل
      وبا تو زیباست
      هر وقت که بیایی
      ای نشانه ی زیباترین روزهای بارانی....



      بهارک (دختر پاییز)......................
      علی رفیعی(امید)
      علی رفیعی(امید)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۱۴:۰۶
      بسیار عالی سروده اید ‌


      ارسال پاسخ
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۱۴:۴۳
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۲۱:۱۶


      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۰۰
      بینهایت سپاسگزارم ...مهربان استادم.......
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۱۴
      سپاسگزارم مهربان استادم(جناب اسدزاد)........
      بهارک (دختر پاییز)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۱۰:۲۷
      نام تو را
      گلبرگ ، گل های "یخ زده"
      در زمستان صدا میزنند...
      .....
      .....
      و این
      غم انگیزترین
      سرنوشت من است...
      درین روزهای "سرد" برفی....








      بهارک (دختر پاییز)

      درودتان
      حضرت استادم....خسته نباشید....
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۱۴:۴۳
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۲۱:۱۶


      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۲۱:۲۰


      ارسال پاسخ
      رامین صفاجو
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۱۰:۲۸
      درود بر همگی
      و سپاس بخاطر این کار زیبا

      جمله هایم همگی تاریکند
      چشم ها بسته ی درد
      و چه این جمله ملال انگیز است :
      "تو تحمل کن مرد"
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۱۳:۳۳
      ..............خوش امدید.........................( )..........
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۱۳:۳۵
      درودتان..
      استاد بزرگوارم...

      بسیاررر زیبااااا............مرحبااااااااا.....
      ارسال پاسخ
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۱۴:۴۶
      درودها
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۲۱:۱۶


      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۲۱:۱۹


      ارسال پاسخ
      مجتبی شفیعی (شاهرخ)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۱۰:۵۶
      دایناسور ها
      نفت شدن.
      چون
      تنها راه رسیدن به امریکا بود.
      ما که سوسکیم و نا امید.
      .....................................................................
      رنگ پرچم داعش را کی انتخاب کرده نمیدانم.
      اصلا با مو های ترامپ ست نیست.
      ........................................................................
      سلام ارمین عزیز
      خوبید ؟
      ممنون از زحمتی که کشیدی
      چقدر شعر های زیبایی بود در پست شما
      بداهه ای بود کاملا ازاد و بی پیرایش
      تقدیم نگاه ازاد و با تربیت شما






      علی رفیعی(امید)
      علی رفیعی(امید)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۱۴:۰۹
      ارسال پاسخ
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۱۴:۴۵
      درودها
      سپاس شاهرخ عزیز
      ارسال پاسخ
      رامین صفاجو
      رامین صفاجو
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۱۵:۰۰
      ارسال پاسخ
      مهناز نصیرپور (بانوی فصلها)
      مهناز نصیرپور (بانوی فصلها)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۱۵:۰۳
      درود جناب شفیعی
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۲۱:۱۹


      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۲۱:۱۹


      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۰۱
      ..............خوش امدید.........................( )..........
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۰۶
      رنگ پرچم داعش را کی انتخاب کرده نمیدانم.
      اصلا با مو های ترامپ ست نیست.

      درودتان...
      مهربان استادم ..چقدررررر زیباااااست ..زبان شعری شما....
      ارسال پاسخ
      رامین صفاجو
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۱۱:۱۵
      سپاسگزار محبت شما خوبان
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۴۸




      ارسال پاسخ
      مهناز نصیرپور (بانوی فصلها)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۱۲:۰۶
      مرد اسطوره ایِ شعرِ منی
      قد کشیدی به گلستانِ دلم
      نامه هایم پر شد
      از تو و مثنوی دیدارت
      تو بیا زودترم
      نکند دستانِ سرد و بی رحم خزان
      بزند صاعقه ی نابودی به نهال عشقم...
      قاصدِ روشنی و امّیدم!
      نامه هایم با تو
      سفر رستم و تهمینه و عشق
      قصه ی شیرین و غصه ی فرهاد است...
      بی تو
      لبهای سکوت
      لبریزِ ناله و فریاد است
      گر نباشی شعرم
      اثری بر باد است

      مه ناز نصیرپور
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۱۷:۱۰
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۲۱:۱۸


      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۲۱:۱۸


      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۰۶
      درودتان
      مه ناز عزیزم....زیبااااست......
      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۲۳
      ارسال پاسخ
      مهدی صادقی مود
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۱۵:۳۳
      سلام به جناب اسد زاد عزیز و همه عزیزان
      درود به شما و اشعار زیبایتان

      این شعر در قالب "مسمط" ، همذات پنداریِ من بود با زنی که باردار نمیشه...
      سه رشته ی اول ، مرورِ ناامیدی هاست و رشته ی آخر تنها دلیلِ امیدواری به زندگی اش را توصیف می کند:

      گلهای سرخِ خشکِ تو لای کتاب هام
      آوردنِ " نه " توی تمامِ جواب هام
      پیروزی تو بینِ همه انتخاب هام
      اینها مُسکنِ دلِ هرجایی ام شده

      دستمال های خیسِ مچاله کفِ اتاق
      تنها دلیلِ هرزه گی ات ، " کوریِ اجاق"
      در حسرتِ تـنِ تو شبِ داغِ اتفاق
      دردی عمیق مونسِ تنهایی ام شده

      حجمِ درشتِ مُشتِ تو پاپیچِ گونه ام
      سنگینیِ محالِ سرت روی شونه ام
      نازِ تـو و نیـازِ لطیفِ زنـونه ام
      شبها صدای بادِ که لالایی ام شده

      پاییزِ سالِ بعد اگر "پا به ماه" شم
      تا قبل از اینکه یائسه گردم تباه شم-
      -مادر شوم ، به گفته ی تو روبراه شم
      تنها دلیلِ صبر و شکیبایی ام شده !

      مهدی صادقی مود
      علی   صادقی
      علی صادقی
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۲۰:۲۴
      ارسال پاسخ
      فاطمه گودرزی(لیا)
      فاطمه گودرزی(لیا)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۲۰:۳۷
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۲۱:۱۷


      ارسال پاسخ
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۳۵
      درودها
      این سروده را به یاد دارم
      همان موقع که منتشر کرده بودید خوانده و بسیار بهره بردم
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۰۱
      ..............خوش امدید.........................( )..........
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۰۷
      درودتان

      مهربان استادم....قلمتان غوغا می کند...مرحباااااااا........
      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۲۳
      ارسال پاسخ
      زهرا منصوری
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۱۶:۱۸
      ((امید ))
      امّید همان است که در عشق نهان است
      هم مرهم زخم دل وآرامش جان است

      امّید نسیمی است که از جانب معشوق
      هر وعده به سوی دل عشاق وزان است

      کس دست تهی باز نگشته است از امید
      ناکام دلی هست که دایم نگران است

      نو میدی ما کفر بود در همه احوال
      ایمانی اگر هست ز امید نشان است

      باید بنویسیم وبخوانیم وبدانیم
      امید بهاری است که در فصل خزان است

      زهرا منصوری
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۲۱:۱۷


      ارسال پاسخ
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۳۶
      درودها
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۰۱
      ..............خوش امدید.........................( )..........
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۰۷
      درودتان
      نازنینم.......بسیارررر زیباااااا.....
      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۲۳
      ارسال پاسخ
      جلال سلطانیا (فریاد تا همیشه)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۱۹:۳۸
      به پاهای من
      تا یادم هست
      ریسمانی بسته اند
      که در آن سرش
      ناامیدی
      تنهایم نمیگذارد
      و از وفاداریش
      هرگز
      درس نخواهد گرفت
      امید....
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۳۶
      درودها
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۰۱
      ..............خوش امدید.........................( )..........
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۰۸
      درودتان

      استاد بزرگوارم.....زیباااااست.......
      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۲۳
      ارسال پاسخ
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
      پنجشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۵ ۱۳:۵۱


      ارسال پاسخ
      سمیه فیض الله(سایه ماه)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۲۰:۰۲
      گذشتِ زمان و امیدی محال
      رسیدن به خوشبختی و ابتلال
      و مرگ یک جدال
      برایِ رسیدن به آرامشی بی زوال
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۳۶
      درودها
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۰۲
      ..............خوش امدید.........................( )..........
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۰۲
      درودتان

      نلزنینم...زیباااااست......
      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۲۳
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۲۱:۱۸

      برای چشمانت تنگ است دلم
      صدایم کن
      ....
      دلنشین ترین موسیقی ست صدایت
      و قلبم!
      ارام می گیرد با ترنم اوایت
      در نم نم باران صدایت در گوش باد می پیچد
      و من
      ....
      ارام ارام قدم میزنم در باغ
      کاش...کاش...کاش
      بشنوم اوایت را....











      بهارک دختر (پاییز)


      درودتان

      مهربان استادم....خسته نباشید........
      احمدرضا محمدی
      احمدرضا محمدی
      پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۲۸
      درود ها برشما بسیار زیبابود بانوی گرامی

      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۴۰
      سلام و عرض احترام..
      برادر خوب و مهربانم.........زیبابین هستید..
      بینهایت سپاسگزارم.......
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ ۰۵:۲۸
      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۲۴
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۴۶
      احمدرضا محمدی
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۲۱:۲۶
      بنام خدا
      شاعر:محمد حسین اسحقی(هاتف خلخالی)
      شعر : سلام
      ...............................................................
      سلام ای ماه رعنای سعادت
      سلام ای مهر زیبای نجابت
      سلام ای نم نم باران هستی
      سلام ای عشق جاویدان مستی
      تو دنیای منی و برترینی
      تو گل های بهاری زمینی
      که از یاس و شقایق تاکه سنبل
      که از نرگس و گل های گلایل
      تورا برچشم من عاشق ترینی
      که در قلب و دلم لایق ترینی
      تو در دنیای من مهتاب و ماهی
      تودر شعران من مرشد و راهی
      تو کوهی و تو دریای جمالی
      تو موجی و خروشان کمالی
      تو را در اسمان ها بایدت دید
      تو را در بی کران ها بایدت دید
      به لب های غزل گویت چه گویم؟
      به گیسو های نابت من چه گویم؟
      خدای شعر های ارغوانی
      خدای مهر های ارمغانی
      گدای معرفت های جهانت
      گدای فطرت و ذات نهانت
      منم من، منی که کوه صبرم
      منی که شورعشق و شوق دردم
      توزیبایی و رعنایی شهودی
      تو در قلبی و سرتاسر وجودی
      که شب های ستاره پوش نوری
      که خورشید و ستایش های شوری
      تو بادی و وزیدن های برگی
      تو بانوی صمیمی و قشنگی
      تو مستی و منم ساقی عشقت
      تو رفتی و من راوی مهرت
      که شاه جان و ایمان وکمانی
      که همچو عاشقان از کهکشانی
      تو پاییزو بهار جاودانی
      به گرمی و زسرمای زمانی
      تو پریای رمان عشق هستی
      تو دریا بی کران رزق هستی
      تودر هستی که مستی و نشستی
      ولی چشمت به نامحرم ببستی
      به ایمان ترنم های نامت
      به حمد و ذکراو هم در ثنایت
      تو شیدایی و یلدای شهابی
      تو امیدی و سرتاسرثوابی
      خدایا آن نگهدارش به یادم
      که بینم آن ز رویاهای خوابم
      منی که همچو مجنون باشم اندر
      تو هم لیلای من باشی ز دفتر
      .
      .
      .
      .
      محمد حسین اسحقی
      (هاتف خلخالی)
      .
      .
      زمستان سال 1395
      .
      زنده باشید به
      عــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشـــق
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۴۳
      تو امیدی و سرتاسرثوابی
      خدایا آن نگهدارش به یادم
      که بینم آن ز رویاهای خوابم
      منی که همچو مجنون باشم اندر
      تو هم لیلای من باشی ز دفتر

      بسیارررررر لذت بردم.....مرحبااااااااااا
      برادر خوبم.....
      ارسال پاسخ
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ ۰۵:۳۱
      ارسال پاسخ
      احمدرضا محمدی
      احمدرضا محمدی
      پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ ۰۸:۰۴
      درود برشما
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۲۴
      ارسال پاسخ
      احمدرضا محمدی
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۲۱:۳۳
      تقدیم به بانوی واژه ها
      استاد اسد زاده
      بانو بهارک
      واز همه بیشتر به مدیر سایت:استاد فکری زاده

      .......................
      ممنون از زحماتی که می کشید برای پیشرفت شعر ناب
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ ۰۰:۵۵
      سپاسمند از گل های رز زیبایت..(برادر مهربانم.جناب اسحقی)..بزرگوارم.....
      مهربانیت را می ستایم... لطف دارید ب من حقیر... ..

      / / / / / / / / / / /
      ارسال پاسخ
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ ۰۵:۲۹
      سپاسگزارم دوست عزیز
      ارسال پاسخ
      احمدرضا محمدی
      احمدرضا محمدی
      پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ ۰۸:۰۵
      ممنونم استاد ارمین
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۲۴
      ارسال پاسخ
      اکبرعسکری
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۲۲:۲۸
      درودبرجناب استاداسدزادعزیز واماشعرمسابقه:

      امشب ای دل عشق بازی میکنم
      بادوبیتی یکه تازی میکنم
      امشب ای دل دیده دریامیکنم
      بارباعی شوروغوغامیکنم
      تااسدزاد داد فرمان حضور
      ناامیدی رانمودم من عبور
      ناامیدی رابه مسلخ می کشم
      شهدشیرین امیدرامی چشم
      یاس یعنی که مروریک پیام
      ناامیدی یک مسیج ناتمام
      من دگرازناامیدی رسته ام
      مملوازعشقم وازغم خسته ام
      باغزل مانوس وهمدم میشوم
      فارغ ازهرغصه وغم میشوم
      باقصیده میروم تاقعرعشق
      می چشم پیمانه ای اززهرعشق
      غرق دریای رباعی میشوم
      مثنوی راجان فدایی میشوم
      بادوبیتی یاغزل حالی کنم
      دل زکین وعقده هاخالی کنم
      باقصیده یاغزل تنها شوم
      باپریشان گوییم رسوا شوم
      درسرای عشق مهمان میشوم
      غرق دردریای ایمان میشوم
      خانه دل رامزین می کنم
      این سرا راامن وایمن میکنم
      دل به گیسوی پریشان میدهم
      درتب دل دادگی جان میدهم
      روح جانم راجلایی میدهم
      رنگ وبویی وصفایی میدهم
      همنشین خوبرویان میشوم
      عاشق رخسارخوبان میشوم
      دردوگوش یار نجوامیکنم
      راه بربیراهه هاوا میکنم
      میروم تاسرزمین لاله ها
      سرزمین گریه هاوناله ها
      میشوم همصحبت تنهای درد
      دردل تاریکی شبهای سرد
      شب انیس وهمدم تنهایییم
      شب یگانه مرحم بی خوابییم
      آگه ازدردفراق من شب است
      شب هم آغوش هم اوای تب است
      شب پناه دردمندیهای من
      مامن من همدم وماوای من
      خلوتم باشب جهانی دیگراست
      آسمانش آسمانی دیگراست
      قصه ی غم دردل شب گفتنی ست
      گریه کردن دردل شب دیدنی ست
      بسترآرامش وخوابم شب است
      باخبرازجان بی تابم شب است

      اکبرعسکری
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ ۰۱:۳۱
      .......خوش امدید....................( )..............
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ ۰۱:۳۲
      درودتان

      استاد بزرگوارم.......بسیارررررر زیباااااااااااست......
      ارسال پاسخ
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ ۰۵:۳۰
      درودها
      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۲۴
      ارسال پاسخ
      علی رفیعی(امید)
      چهارشنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۰۳



      بنام خدا


      خاک زیر قدم زائر آقا شده ام
      قطره بودم و کنون ملحق دریا شده ام

      موج عشقی است بپا در حرم پر نورش
      و من پر گنه اینجا بخدا جاشده ام

      خوان پر نعمت او در همه جا گسترده
      بود و من به نجف زائر مولا شده ام

      یا علی حضرت مولا تو خودت می دانی
      زشت بودم و کنون نزد تو زیبا شده ام

      همه در اوج شلوغی ره خود گم بکنند
      من در این بحر پر از شور تو پیدا شده ام

      صحن ایوان طلا به! چه صفایی دارد
      من ز عشق حرم پاک تو شیدا شده ام

      گر پریشم غم من نیست خدا میداند
      چون گدای تو و روزی خور زهرا شده ام
      ...................................... علی رفیعی وردنجانی...پریش
      آرمین اسدزاد (الف)
      آرمین اسدزاد (الف)
      پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ ۰۵:۳۰
      ارسال پاسخ
      بهارک (دختر پاییز)
      بهارک (دختر پاییز)
      پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ ۱۳:۳۵
      درودتان
      استاد بزرگوارم...(جناب رفیعی)
      اندیشه پاک زلالتان تحسین برانگیز است.....
      ارسال پاسخ
      علی رفیعی(امید)
      علی رفیعی(امید)
      پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ ۱۴:۱۷
      سپاس بانو بهارک از ابراز لطفتان .
      علی رفیعی(امید)
      علی رفیعی(امید)
      پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ ۱۴:۱۸
      باتشکر و سپاس جناب اسد زاد
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      جمعه ۲۹ بهمن ۱۳۹۵ ۲۳:۲۴
      ارسال پاسخ
      سجاد رفیعی(ساجد)
      سجاد رفیعی(ساجد)
      سه شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۵ ۰۱:۳۵
      عالی.عالی . عالی
      ارسال پاسخ
      طلعت خياط پيشه (طلاي كرماني)
      طلعت خياط پيشه (طلاي كرماني)
      پنجشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۵ ۲۰:۴۹