سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
سه شنبه 21 آذر 1396
    25 ربيع الأول 1439
      Tuesday 12 Dec 2017
        مذهب خدمت بزرگي به عشق نمود زماني كه آن را گناه ناميد.!! آناتول فرانس

        سه شنبه ۲۱ آذر

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        بعد از تو مرد نیستم اگر بخندم...!
        ارسال شده توسط

        علی کشاورز ( فریاد )

        در تاریخ : شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۵ ۰۲:۱۶
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۲۵۹ | نظرات : ۲۱

        پسر : ضعیفه! دلمون برات تنگ شده بود...اومدیم زیارتت کنیم!
        دختر : تو باز دوباره گفتی ضعیفه؟؟؟
        پسر : خوب... «منزل» بگم چطوره !؟
        دختر : واااای... از دست تو!!!
        پ: باشه... باشه...ببخشید «ویکتوریا» خوبه ؟
        ... د: اه... اصلا باهات قهرم.
        پ: باشه بابا... تو «عزیز منی»، خوب شد؟... آَشتی؟
        د: آشتی، راستی... گفتی دلت چی شده بود؟
        پ: دلم ...!؟ آها یه کم می پیچه...! از دیشب تا حالا .
        د: ... واقعا که...!!!
        پ: خوب چیه... نمیگم... مریضم اصلا... خوبه!؟
        د: لوووووووس...
        پ: ای بابا... ضعیفه! این نوبه اگه قهر کنی، دیگه نازکش نداری ها !
        د: بازم گفتی این کلمه رو...!؟؟؟
        پ: خوب تقصیر خودته...! میدونی که من اونایی رو که دوست دارم اذیت می کنم... هی
        نقطه ضعف میدی دست من!
        د: من از دست تو چی کار کنم...
        پ: شکر خدا...! ، دلم هم پیچ میخورد چون تو تب و تاب ملاقات تو بود...؛ لیلی قرن
        بیست و یکم من!!!
        د: چه دل قشنگی داری تو... چقدر به سادگی دلت حسودیم می شه.
        پ: صفای وجودت خانوم .
        د: می دونی! دلم تنگه... برای پیاده روی هامون... برای سرک کشیدن توی مغازه های
        کتاب
        فروشی و ورق زدن کتابها... برای بوی کاغذ نو... برای شونهبه شونه ات راه رفتن و
        دیدن نگاه
        حسرت بار بقیه... آخه هیچ زنی، که مردی مثل مرد من نداره!
        پ: می دونم... میدونم... دل منم تنگه... برای دیدن آسمون تو چشمای تو، برای
        بستنیهای
        شاتوتی که با هم می خوردیم... برای خونه ای که توی خیال ساخته بودیم و من مردش
        بودم...!
        د: یادته همیشه به من میگفتی «خاتون»؟
        پ: آره... یادمه، آخه تو منو یاد دخترهای ابرو کمون قجری می انداختی!
        د: آخ چه روزهایی بودن... ، چقدر دلم هوای دستای مردونه ات رو کرده... وقتی توی
        دستام گره می خوردن... مجنون من.
        پ: ...
        د: چت شد؟ چرا چیزی نمی گی ؟
        پ: ......
        د: نگاه کن ببینم...! منو نگاه کن...
        پ: .........
        د: الهی من بمیرم...، چشمات چرا نمناک شده... فدای تو بشم...
        پ: خدا ن... (گریه)
        د: چرا گریه می کنی...؟؟؟
        پ: چرا نکنم...؟! ها!!!؟
        د: گریه نکن... من دوست ندارم مرد من گریه کنه... جلوی این همه آدم... بخند
        دیگه...، بخند...
        زود باش بخند.
        پ: وقتی دستاتو کم دارم چه جوری بخندم... کی اشکاموکنار بزنه که گریه نکنم ؟
        د: بخند... وگرنه منم گریه می کنما .
        پ: باشه... باشه... تسلیم. گریه نمی کنم... ولی نمیتونم بخندم .
        د: آفرین ، حالا بگو برام کادوی ولنتاین چی خریدی؟
        پ : تو که می دونی... من از این لوس بازی ها خوشم نمیاد... ولی امسال برات کادوی
        خوب آوردم.
        د:چی...؟ زود باش بگو دیگه... آب از لب و لوچه ام آویزون شد.
        پ: ...
        د: باز دوباره ساکت شدی...!؟؟؟
        پ: برات... کادددووو...(هق هق گریه)... برایت یک دسته گل رُز!،
        یک شیشه گلاب!
        و یک بغض طولانی آوردم...!
        تک عروس گورستان!
        پنج شنبه ها دیگه بدون تو خیابونها صفایی نداره...!
        اینجا کنار خانه ی ابدیتت می نشینم و فاتحه می خوانم.
        نه... اشک و فاتحه
        نه... اشک و دلتنگی و فاتحه
        نه... اشک و دلتنگی و فاتحه... و مرور خاطرات نه چنداندور...
        امان... خاتون من!!!تو خیلی وقته که...
        آرام بخواب بانوی کوچ کرده ی من....
        دیگر نگران قرصهای نخورده ام... لباس اتو نکشیده ام و صورت پف کرده از بیخوابیم
        نباش...!
        نگران خیره شدن مردم به اشکهای من هم نباش...!
        بعد از تو دیگر مرد نیستم اگر بخندم...!

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۷۶۲۰ در تاریخ شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۵ ۰۲:۱۶ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۵ ۱۶:۴۴

        درودبرادرخوبم
        سیوش کردم تاسرفرصت بخونمش
        علی کشاورز ( فریاد )
        علی کشاورز ( فریاد )
        شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۵ ۱۹:۵۵
        سلام خانوم عجم بزرگوار
        ممنونم از حضورتون سرور گرامی
        زنده باشید!
        ارسال پاسخ
        سیاوش اسفندیاری
        سیاوش اسفندیاری
        شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۵ ۱۰:۵۳
        رمان کوتاه و زیبایی بود

        بعد از تو دیگر مرد نیستم گر بخندم
        یا اینکه بر غیر تو من دل را ببندم
        میمانم پا بند،تو من در کنار تربت پاکت
        میشویم با اشک دیده ، تا ابد خاکت
        ارام بخواب خاتون زیبا، ای تو دلبندم
        بعد از تو دیگر مرد نیستم گر بخندم بداعه
        علی کشاورز ( فریاد )
        علی کشاورز ( فریاد )
        شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۵ ۱۹:۱۸
        درود بر شما جناب اسفندیاری عزیز

        زنده باشید!
        ارسال پاسخ
        فرهاد مهرابی
        فرهاد مهرابی
        شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۵ ۱۱:۰۸
        درود
        علی کشاورز ( فریاد )
        علی کشاورز ( فریاد )
        شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۵ ۱۹:۱۸
        زنده باشید دوست گرامی!
        ارسال پاسخ
        ابراهیم ساجدی
        ابراهیم ساجدی
        شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۵ ۱۴:۴۵

        درودبرشما
        علی کشاورز ( فریاد )
        علی کشاورز ( فریاد )
        شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۵ ۱۶:۱۹
        درود بر شما جناب ساجدی
        ممنونم از حضورتون!
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
        شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۵ ۱۶:۵۴


        علی کشاورز ( فریاد )
        علی کشاورز ( فریاد )
        شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۵ ۲۱:۵۰
        ارسال پاسخ
         آرزو محمدزاده
        آرزو محمدزاده
        يکشنبه ۱۲ دی ۱۳۹۵ ۱۰:۰۲
        علی کشاورز ( فریاد )
        علی کشاورز ( فریاد )
        يکشنبه ۱۲ دی ۱۳۹۵ ۱۳:۱۲
        درود بر شما خانوم محمد زاده
        ارسال پاسخ
        باقر رمزی ( باصر )
        باقر رمزی ( باصر )
        دوشنبه ۱۳ دی ۱۳۹۵ ۱۹:۰۸
        د: الهی من بمیرم...، چشمات چرا نمناک شده... فدای تو بشم...
        پ: خدا ن... (گریه)
        د: چرا گریه می کنی...؟؟؟
        پ: چرا نکنم...؟! ها!!!؟




        علی کشاورز ( فریاد )
        علی کشاورز ( فریاد )
        سه شنبه ۱۴ دی ۱۳۹۵ ۰۰:۴۴
        عرض ادب استاد عزیزم
        ممنونم از حضورتون
        زنده باشید!
        ارسال پاسخ
        آزاده بازوبند
        آزاده بازوبند
        سه شنبه ۱۴ دی ۱۳۹۵ ۱۹:۴۰
        تلخ بود وغمگین
        دلتون شاد باشه ایشالا
        علی کشاورز ( فریاد )
        علی کشاورز ( فریاد )
        سه شنبه ۱۴ دی ۱۳۹۵ ۲۲:۴۴
        درود بر شما خانوم بازوبند
        این مطلب رو برای شما عزیزان از یه سایت عاشقونه
        گرفتم!شرح حال بنده نیست خدایی نکرده
        ممنونم از حضور پرمهرتون
        زنده باشید به عشق!
        ارسال پاسخ
        فاطمه گودرزی(لیا)
        فاطمه گودرزی(لیا)
        سه شنبه ۱۴ دی ۱۳۹۵ ۲۰:۱۱
        چه گفتگوی زیبایی بود با پایانی تلخ
        گاهی شعر سراغم را میگیرد ٬ گاهی هوای تو
        تفاوتی نمیکند ، هر دو ختم میشوید به دلتنگی من

        همیشــــه دلتنگی
        به خاطر نبـــــــودن شخصی نیست
        گاه به علت حضور کسی در کنارت استـــــــ
        که حواسش به تــــــــو نیستــــــــ

        کــــــــــاش
        روزهــــــــــــای دلتنگی ِ مـــــــــن
        مثل ِ “دوست داشتن های” تو کوتاه می شد
        کــــــــــاش…
        پیروز بااشید
        علی کشاورز ( فریاد )
        علی کشاورز ( فریاد )
        سه شنبه ۱۴ دی ۱۳۹۵ ۲۳:۳۲
        درود بر شما خانوم گودرزی عزیز
        ممنونم از حضور گرمتون
        ایشالا که همیشه دلتون شاد باشه!
        ارسال پاسخ
        لمیا سبتی پور(آروشا)
        لمیا سبتی پور(آروشا)
        پنجشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۵ ۱۵:۳۱

        انتخاب زیبایی بود
        سپاس
        علی کشاورز ( فریاد )
        علی کشاورز ( فریاد )
        پنجشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۵ ۱۹:۳۰
        درود بر شما خانوم سبتی پور مهربان
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی
        آموزش و نقد شعر
        نظرات
        مشاعره
        کاربران اشتراک دار
        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.