سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
چهارشنبه 2 خرداد 1397
    10 رمضان 1439
    • وفات حضرت خديجه سلام الله عليها، 3 سال قبل از هجرت
    Wednesday 23 May 2018
      شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقانِ

      چهارشنبه ۲ خرداد

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      خودكار
      ارسال شده توسط

      الياس خمسه(بيخيال)

      در تاریخ : دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ ۰۶:۵۸
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۹۰۲ | نظرات : ۵

      -من بميمرم خودت مى فهمى دارى چى ميگى؟
      -آره كه ميفهمم..از فهميدن زيادن كه اينجام..اگه منم مثل داداشى..مى زدم به بيخيالى..وضعواوضام بهتر بود..لااقل ننه..اينهمه جزه موره نميكرد..پسرم فلان ..
      پسرم بيسار..
      اصن تو خودت مگه نمى گفتى بلاخره همه بايد بفهمن كه نميفهمن..يه عمره سركارن..تهش هيچى نيست..
      الكى دارن به درو ديوار ميزنن..خودت نميگفتى اينا با نفهميدن حال ميكنن..هزار جور بازى درميارن كه بگن فهميدن..ولى باز پاش بيفته..دارن از اينو اون مايه ميزارن..همون اينواونم..گيروگور داره كارشون..
      -حالا بعد از اينهمه سال ياد درى ورياى من اوفتادى كه چى بشه؟
      -نميدونم..دست خودم نيست..تا ميام يه راه فرار پيدا كنم..گيرميكنم..خاصيت آدميزاده..حرف حساب جواب نداره..
      چن روز پيش..تومسجد.. گندى زدم اساسى..
      آشيخ ميرمرشد رو منبر موعظه ميكرد..با آبوتاب..
      انگارى هفت جدش..شوفرخط برزخن..
      تا رسيد به آتيش جهنم..يه دفعه..پايه منبر شكست..
      منم داد زدم:
      اى به جهنم..كه جهنم به پاست..
      فعلاً مثل اينكه هيزم كم اومده..پاشو آشيخ..تاخودت نبردن..
      حاج يونس..تا ته بازارچه..ازبالا پسى..ازپايين اردنگى حوالم ميكرد نامرد..
      مگه ناحساب گفتم..چطور وقتى صحبت بهشت ميشه..همه دهنشون باز ميمونه..آب دهن قورت ميدن
      از ذوق بركات بهشت..
      بعد تا ميرسه به جهنم..همه ياد تجديدوضو ميوفتن..
      اصن آب من با اين جماعت تو هـيچ جوبى نميره..
      ميدونى چرا؟
      دين موسى اگه..همه گيربود..كه عيسايى دركار نبود..
      مگه خدا قربونش برم..فراموشى داره..هى يادش بره..
      هى كاملش كنه..
      تازه يادمه..ته كوچه ذغالى..يه سيدى بود..ادعاى امامت ميكرد طفلكى.. ميگفت..من كامل كننده دينم..
      گرفتن بردنش..
      اون با اون..اونيش..طرفدار داشت..
      واى به حال ما..كه رنگ به رنگ..دين عوض ميكنيم..
      با يه نيمچه معجزه..
      -تو اينهمه چرتوپرتو از كجات درميارى؟ 
      -اينا منطق من درآورديه..خودش درمياد..
      چى شد؟
      ميبينم كه تو هم كم اوردى..توبه نامه مينويسى..
      من كارى به اين حرفا ندارم..اين جماعت عوام الناس.. پشت در پشت هاجو واجن..
      هفت شبانه روز..واسه يه عروسى پيزورى..بزنوبكوب راه ميدازن..اما از وصلت انديشه ناب..گريزونن..
      راه نميدن تو خودشون..جور ديگه فكر كردنو..
      هنوز با خودارضايى تحجر..ارضاء ميشن..
      اونوقت گناهم كه نيست..اينجور با افكار پوسيده ور رفتن..چون سن بالا حجاب واجب نيست..
      همش ميشه ذخيره آخرت..
      -بخدا كلت بو قورمه سبزى ميده..
      -شايدم كلمو..خرگاز گرفته..چون خر..قند دوس داره..
                    ****
      -هنوز داره با خودش حرف ميزنه؟خراب كارى كه نكرده؟
      -نه دكتر..بى آزاره..با خودكارش حرف ميزنه..
      -فعلاً تو بخش نبريدش..اذيتش ميكنن..
      فقط اگه شد..خودكارشو بگيريد..
       
             ****
      فرداصبح..يه جوون..مثل سنگ..بى حركت..
      نشسته تو حياط امين آباد..
      تو مشتش..در يه خودكاره..كه محكم نگهش داشته بود..

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۷۵۸۲ در تاریخ دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ ۰۶:۵۸ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      صحبت  پارکی ( صُبی )
      دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ ۱۰:۱۶


      ادیب فرزانه
      با سپاس از معنا گرایی ...
      سلام
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ ۱۴:۲۴


      درود
      بسیارزیبا بود


      لیلا باباخانی (سما الغزل )
      دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ ۱۲:۱۲
      سلام زیبا بود و خوب بیان شده بود
      یه دیونه ی عاقل ......!!!!!!!
      فاطمه باقری (سایه)
      سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ ۱۳:۱۲
      درود
      بسیار زیبا بود
       موسی عباسی مقدم
      پنجشنبه ۲ دی ۱۳۹۵ ۱۳:۱۰
      درود داستان زیبایی بودفقط تو مسجد گندی زدم اساسی
      بی احترامی به مسجد وعقاید مردم کشور وانسانهای دورو برته اگر اصلاح بشود مورد توجه قرار خواهد گرفت قلم که به دست گرفتی نباید حر حرفی را بنویسی کمی در باره حرفهایی که می نویسی فکر کن
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی
      آموزش و نقد شعر
      نظرات
      مشاعره
      گفتگوی کارگاهی
      کاربران اشتراک دار
      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      ورود به کارگاهها
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.