سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
تبلیغات متنی
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
سه شنبه 21 آذر 1396
    25 ربيع الأول 1439
      Tuesday 12 Dec 2017
        مذهب خدمت بزرگي به عشق نمود زماني كه آن را گناه ناميد.!! آناتول فرانس

        سه شنبه ۲۱ آذر

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        حسادت از نوع شدید
        ارسال شده توسط

        سعید مطوری

        در تاریخ : چهارشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۵ ۰۹:۵۳
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۳۲۴ | نظرات : ۱

         
        - گمشو برو بيرون خودت كم بودي سگم آوردي توي خونه
        - خانم بذار توضيح بدم
        - چي ميخواي بگي؟هان چي داري بگي؟بازم همون حرفهاي بي منطق گذشته
        - كه نگذاشتي بگم البته
        - مسخره ميكني ؟خوبه زبون داري به اندازه خُرطوم فيل
        - كه فقط باهاش آب ميخورم ههههه
        - ديگه صبر تموم شده برو سگ لعنتي چخه اينو هووم نكرده بودي كه كردي ببين چشم دريده چه پارسي ميكنه حتما سگ ماده هم هست
        - آره گفتم نژادش خوبه ازش بچه بگيريم
        - اي واي مردكه ديونه همون توله هاي خودت بسه ،آخه توله سگ ميخوايم چكار
        - نازي سگم زنها همينطورند به جنس موافق خودشون حسودي ميكنند ،حتي اگر مثل تو سگ باشه
        - واه واه چه عشوه اي مياد از اون سگاي هرجاييه،برو گمشو ببينم سگ هرجايي ولگرد
        - خانم قربونت برم گوششو ول كن گازت ميگيره تا حالا هم نگرفته نگاهش بيچاره به منه، ببينه چي ميگم
        - همينم كمه كه اين از تو اجازه بگيره ،اصلا ميكشم ،قيمه قيمش ميكنم،تيكه تيكش ميكنم
        - ولش كن زن چرا گازش ميگيري ،واي نگاه كن انگار راستي راستي هووشو گاز ميگيره
        - آييييييييييييي گازم گرفت ،اي واي حالا هاري ميگرم ،اي داد ببرم دكتر ،ماده سگ هرجايي منو گاز ميگيري،رفتي پشت شوهر من غايم شدي، ميگيرمت
        - زن ولش كن لباس بپوش هردوتاي شما را ببرم دوادرمون كنم آخ ببين چه گازي ازش گرفتي تموم گوشتو وموشو كندي
        - چشمم روشن بعد از اين همه كلفتي توي خونه ات حالا اين ماده سگ از من بهتر شد،هق هق هق دستت درد نكنه خوب مزد دستمو دادي
        - اي واي لباس بپوش تا ببرمت واكسن بزني زود باش تا هاري نگرفتي كه دوبرابر ميشه
        - وايسا آماده بشم
        - اي داد بي داد آرايش كردنت ديگه چيه مگه ميخوايم بريم عروسي
        - چطور اين سگه رو رُبان بستي و شيك وپيك بره بعد من مثل كلفت برم بيرون كور خوندي آقا بعد ميگن براي همين مردش رفته ماده سگ آورده
        - قربونت برم چه ربطي داره اون سگه تو آدمي وعزيز من
        - قربون صدقه نرو كه ديگه گول تورو نميخورم از امشبم من ميدونم با تو واين سگ
        - خوب سوار ماشين بشيد
        - برو گمشو عقب سگ بي چشم رو برام اومده جلو نشسته ،برو عقب ببينم، چخه
        - حركت كنم حالا يا نه،كُشتي منو
        - برو خبر مرگت هنوز زخمم داره سوز ميده
        - وزخم اين سگه ببين چه زوزه اي ميكشه
        - براي اون دل مي سوزوني، اينم سگت، برو گمشو بيرون
        - واي خداي من سگ بيچارم، آخ رفت زير اون ماشين
        - به جهنم تا تو باشي براش دل نسوزوني اگر زيادي حرف بزني خودتم ميفرستم پهلوش اون دنيا ،حركت كن برو
        - چشم ... بفرما خانم رسيديم بيمارستان...
        سعيد مطوري/مهرگان
        از سري داستانهاي كوتاه

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۷۵۳۸ در تاریخ چهارشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۵ ۰۹:۵۳ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        شکیبا شهیدی(متخلص به ساغرصبوری)
        شکیبا شهیدی(متخلص به ساغرصبوری)
        شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۵ ۰۵:۲۶
        درودها بزرگمهر....
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی
        آموزش و نقد شعر
        نظرات
        مشاعره
        کاربران اشتراک دار
        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.