سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری
معرفی شاعران معاصر
پر نشاط ترین اشعار
انتشار ویژه ناب
اعضای آنلاین
♪♫ صدای شاعران ♪♫
تقویم روز
سه شنبه 21 آذر 1396
    25 ربيع الأول 1439
      Tuesday 12 Dec 2017
        مذهب خدمت بزرگي به عشق نمود زماني كه آن را گناه ناميد.!! آناتول فرانس

        سه شنبه ۲۱ آذر

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        مردسالاری
        ارسال شده توسط

        سعید مطوری

        در تاریخ : سه شنبه ۴ آبان ۱۳۹۵ ۱۶:۴۱
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۳۲۳ | نظرات : ۶

                                                    مردسالاری          
          یا لطیف
        -    آهای ضعیفه  چایی بیار
        -    دست خوش اکبر آقا حالا ما ضعیفه شدیم!!!
        -    پس بفرما ما شدیم
        -    نه شما آقایی ،گلی ولی این ضعیفه گفتنت آزارم میده،هق هق هق
        -    گریه نکن نرگس جون حالا ما میخواستیم یه مردی ثابت کنیم
        -    اینطوری!!! با عربده کشیدن ؟  یادت روزی که آمدی برف سنگینی میزد وگفتی نرگسِ زمستونمی، تنها تو در زمستون گلی، نرگس جون، ودلمو گرم میکنی، وحالا ضعیفه شدم
        -    ای بابا میری چایی بیاری یا برم قهوه خونه چایی بخورم
        -    ننه واسه منم یه چایی بیار لب سوز باشه
        -    بدبختی منو ببین حالا دوتا شدن
        -    خوب زن چقدر گفتم بذار یه دختر درست کنیم،مونست باشه ،توی گوشت نرفت که نرفت
        -    بسه اونم لنگه ی این،این روی آقاجونش رفته اونم حتما روی عمه جونش میرفت،حالا خر بیارو باقلی بارکن
        -    زن از خرشیطون بیا پایین، برامون چایی بیار
        -    چشم اکبر آقا
        -    فقط هوای آقاجون رو داری پس ما برگ چغندریم ،میاری یا منم برم با آقاجونم قهوه خونه
        -    باشه پسره ی پر رو از این بابا این پسر باید ثمر بده ،ای خاک بر سر من با     
              نه ماه بارداری برای تو ودرد زایمان بعدشم مثل گرگ گرسنه شیرمو میخوردی ،از    
             همون موقع هم وقت شیر خوردن گاز میگرفتی ، پسره ی نمک به حروم
        -    قربونت برم ننه جون یه شیر دادی  کُشتی مارو ،دختر نیستم شیربها بگیری بگو  
        چند میشه نقدی حساب کنم
        -    ای بی معرفت پول شیرو دادی ،محبتمو چطور میخوای جبران کنی هق هق هق
        -    پسر تو که روی منو کم کردی ببینم با زنتم اینطوری هستی
        -    آره آقاجون هرچی باشه پسر تو هستم دیگه ، هههه
        -    آی قربونش برم،آره به زن جماعت نباید رو داد، اگر دادی، تلافی یک تاریخو از جونت درمیارن ،هههه
        -    آره بابا حالیمه ،
        -    میگم حالیت نیست
        -    چرا آقاجون؟!!!
        -    اینجوری که تو قربون صدقه ی فریبا جونت میری گمون نکنم ،چیزی بشی
        -    نه آقاجون این شگردیه که خودت یادم دادی ،یه هوا  گرمی تنمون رفت میشه ضعیفه،هههه
        -    آره مثل من ،پسره ی چشم دریده دختر مردومو میخوای بدبخت کنی
        -    ای وای صاحبش اومد
        -    زن تو چیکار داری گل پسرمونه میخواد زنشو هر طور تربیت کنه ،به منو تو،چه
        -    حتما مثل تو میخواد تربیتش کنه!!!
        -    به من توهین میکنی ضعیفه ،آی نفس کش ،نفستو می برم
        -    آقاجون قربونت برم خودتو کنترل کن
        -    نه بذار بزنه و بِره بگه رستمَم و دیو سفیدو کشتم ،ماشالله به غیرتت اکبر آقا ،هنر میکنی منو میزنی، لابد بعد پیش دوستای گردن کلفتت به قول خودت میگی ضعیفه رو کتک زدم نه هق هق هق
        -    قربونت برم ننه چایی نخواستیم ،پاشو آقاجون تا بادمجون نکاشتی زیر چشم ننه ی ما بریم، قهوه خونه با دوستان گپی بزنیمو،چایی بخوریمو ،حالی ببریم
        -    آره برید ،خدای منم حقمو میگیره
        -    آخ پام ، آی سرم
        -    قربونت برم آقاجون یک هو چرا افتادی
        -    تقصیر این لاکرداره بدجور نفرینش میگیره
        -    قربونت ننه ما تسلیمیم یک هونزنی مارو زمین
        -    برو پسر تو هم لنگه ی بابات ،آخ... خیر نبینی مرد چرا با لنگه کفش میزنی ،مگه من زدمت زمین، خدا زدت زمین
        -    همینه دیگه اگه تو نفرین نکرده بودی ما نقش زمین نمی شدیم
        -    ای وای، ببین بادمجونه زیر چشم ننه ی مارو ،مصبتو شکر خدا، ننه ی ما رو دوست داشتی میگذاشتی ما بریم بیرون بعد عذابتو روی سر آقاجون ما خالی میکردی حالا که عذاب دوبرابر شد هم ننه مون و هم آقاجونمون،حکمتتو شکر یه هو مارو بزن خلاص ، ای بر پدر مادرت... اَه ،آه ،ببین کلاغ لعنتی چکار کرد این همه جا، روی صورت ما باید خودتو راحت می کردی ،ای ولله خدا با ما هم اینجوری؟!!!...

        سعید مطوری/مهرگان
        ازسری داستانهای کوتاه

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۷۵۰۹ در تاریخ سه شنبه ۴ آبان ۱۳۹۵ ۱۶:۴۱ در سایت شعر ناب ثبت گردید
        آموزش و نقد شعر
        نظرات
        مشاعره
        کاربران اشتراک دار
        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.